<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://namazshab.loxblog.com</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com</link>
<description>پیامبر (ص ) : ( الصلوة عماد دینکم ) نماز، پایه و ستون دین شماست </description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>شیوه های دعوت به نماز(1)</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/شیوه-های-دعوت-به-نماز1</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/شیوه-های-دعوت-به-نماز1</guid>

<description><![CDATA[

تعریف شیوهشیوه در لغت به معنای راه، طریق، اسلوب می باشد. و در اصطلاح به روش و اسلوب خاصی که برای رسیدن به هدف مشخص تنظیم می شود گفته می شود.تعریف دعوتفرایندی که در طی آن دیگری به سمت بینش، گرایش یا رفتار مطلوب دعوت کننده فراخوان و جذب می شود.ـ فرایند یک دعوت ثمر بخشمراحلی که در یک دعوت باید طی شود:مرحله یکم: عرضه:در مرحله اول مخاطب باید پیام مرا ببیند و بشنود و الا چگونه انتظار داشته باشم که اجابت کند. پس باید با روش یا ابزاری پیام خود را به مخاطب برسانم.
تعریف شیوهشیوه در لغت به معنای راه، طریق، اسلوب می باشد. و در اصطلاح به روش و اسلوب خاصی که برای رسیدن به هدف مشخص تنظیم می شود گفته می شود.تعریف دعوتفرایندی که در طی آن دیگری به سمت بینش، گرایش یا رفتار مطلوب دعوت کننده فراخوان و جذب می شود.ـ فرایند یک دعوت ثمر بخشمراحلی که در یک دعوت باید طی شود:مرحله یکم: عرضه:در مرحله اول مخاطب باید پیام مرا ببیند و بشنود و الا چگونه انتظار داشته باشم که اجابت کند. پس باید با روش یا ابزاری پیام خود را به مخاطب برسانم.چند راه کار برای تحقق این هدف:1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گستره افزایی محیط تبلیغی2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; استفاده از ابزارهای متنوع و متعدد3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; استفاده از روش های متنوع و جذاب در نشر پیاممرحله دوم: جلب رضایت(جذب)باید با روشی محتوای پیام عرضه شود که مخاطب بپسندد. منظور این نیست از اصول خودمان بگذریم و هرچه را اندیشه و سلیقه مخاطب همانگ باشد را بیان کنیم، بلکه باید در تنظیم و چیدمان محتوا و نوع انتقال آن چنان حکیمانه و هنرمندانه عمل کنیم که نه تنها مخاطب وحشت نکند و زده نشود بلکه احساس انس کرده، متمایل شود.برای تحقق چنین هدفی بهتر است:1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در چیدمان و تنظیم محتوا، سطح فهم[1] مخاطب شناسایی و رعایت شود، در غیر اینصورت مخاطب پیام را درک نمی&shy;کند و همین باعث خستگی و زدگی او می&shy;شود.2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نگرش&shy;های اولیه مخاطب در نظر گرفته شود، از این جهت مخاطب به چند دسته تقسیم می&shy;شود، مذهبی، نیمه مذهبی، غیر مذهبی، ضد مذهب. به عنوان نمونه اگر مخاطب بینش مذهبی دارد می توانیم از آیات قرآن و سخنان معصومین ع در تنظیم محتوا بهره ببریم، اما اگر مخاطب دگر اندیش یا حتی غیر مسلمان است باید از براهین عقلی یا آمار و تجربیات و یا ریشه&shy;های فطری انسانی استفاده کنیم. در سیره اهل بیت علیهم صلواه الله هم می&shy;بینیم، برای پاسخ گویی به پرسش&shy;های دگر اندیشان از منابع و مسلمات خودشان بهره می&shy;برده &shy;اند.3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نحوه بیان&nbsp; و ارائه، انتقال و تنظیم طرح های اجرایی فرهنگ، زبان[2] و سلیقه مخاطب بسیار مهم است.مرحله سوم: ایجاد پذیرش و اعتقاد:(تغییر جهت)تا زمانی که پذیرش و اعتقاد شکل نگیرد و این اعتقاد به عمل نیانجامد نمی&shy;توان گفت دعوت ثمربخش بوده است. لذا باید به دنبال این باشیم که مخاطب بینش، نگرش یا رفتار مورد دعوت مرا بپذرد.راه&shy;کارهایی برای نیل به این هدف:1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; استمرار جدی کار، ولو برای مدت طولانی، با صبر و حوصله و توکل به خداوند متعال و استفاده از روشهای متنوع. همان گونه که حضرت نوح(ع) سالهای طولانی قوم خویش را به حق دعوت کرد و با وجود اینکه جز عده&shy;ی اندکی به اوایمان نیاردند، ناامید نشد.[3]2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; استحکام و غنای کافی داشتن محتوا و بهره گیری از برهان، پند و موعظه و در نهایت جدال و مناظره[4].3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شناسایی و رفع موانع پذیرش؛ گاهی پیش می&shy;آید که مخاطب مانعی فکری، عاطفی و یا حتی رفتاری برای پذیرش پیام دارد. مثلا شبهه&shy; ای دارد، یا عقده&shy; ای از جای دگر دارد و یا حتی تنبلی یا وسواس مانع پذیرش اوست.مرحله چهارم: تثبیتمخاطب، بعد از پذیرش، ممکن است تغییر کند، سست شود یا تردید کند، باید برنامه یا شیو&zwnj;ه&zwnj;هایی را در نظر داشته باشیم که او را در اعتقاد یا رفتاری که به وی انتقال داده &shy;ایم ثابت قدم بدارد، به عنوان نمونه:1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برخی از افراد هر چند وقت یک بار نیاز به شارژ دارند و باید شناخت&shy;ها و انگیزه&shy; های آنان به موقع تجدید و تقویت شود.2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گاه مخاطب در محیط جدیدی واقع می&shy;شود و یا در در معرض افکاری قرار می&shy;گیرد که دچار تردید یا شبهه می&shy;&shy;شود که اگر به موقع پاسخی مناسب و قانع کننده دریافت نکند، از راهی که به آن دعوت شده است منحرف می&shy;شود. پس باید بعد از مرحله پذیرش مخاطب مدام تحت کنترل باشد و خطرات اینچنینی پیشگیری یا درمان شود.3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با استفاده از روش&shy;های درونی سازی و فطری می&shy;توانیم به گونه &shy;ای ارزش پیام را در جان مخاطب ملکه کنیم که هیچ چیزی نتواند در او خلل و سستی ایجاد کند.4-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گاهی برای نهادینه شدن یک عادت رفتاری در مخاطب باید از تمرین&shy;های عملی منظم و مستمر بهره گرفت.ـ جایگاه واهمیت موضوع&nbsp;(اهمیت وضرورت دعوت به نماز)چرا باید به نماز دعوت کنیم؟&nbsp;باید به نماز دعوت کنیم، چون همه ما مسئولیم:&nbsp;وَ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ.[5] و آن روز که در پیشگاه خدا حاضر شویم در قبال مسئولیتمان مؤاخذه خواهیم شد.&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام مسؤولیت؟مگر نه این که امر به معروف و خیر و نهی از منکر و شر از فروع دین ماست، و مگر نه اینکه این فریضه دستور مستقیم خداوند متعال است است؛&nbsp;وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون[6] و مگر نه اینکه معروف ترین معروف&shy;ها و خیر العمل نماز است&laquo;حی علی خیر العمل&raquo; &laquo;وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الصَّلَاةِ، فَإِنَّهَا خَيْرُ الْعَمَلِ[7]&raquo;. خداوند متعال بهترین بندگانش را در این راه مسئولیت داد و من و شما نیز باید به این الگوهای کمال اقتدا کنیم:&nbsp;وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ ...[8]&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام مسئولیت؟مسئولیتی که خالقم، پروردگارم به من سپرد، سپرد که با تمام وجود، خودم را و اهلم را حفظ کنم، حفظ کنم از آتش دوزخ:&nbsp;يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُون[9] و مگر نه این که کلید بهشت و راز رهایی از دوزخ نماز است:&nbsp;وَ قَالَ ع مِفْتَاحُ الْجَنَّةِ الصَّلَاة.&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام مسئولیت؟مسئولیتی که پروردگار بر دوش اشرف مخلوقات عالم، اسوه حسنه جن و انس، خاتم انبیا ص قرار داد، تا این دستور در کلام جاوید حق تا ابد ماندگار باشد و یادآورمان کند وظیفه &shy;ای را که بر عهده داریم:&nbsp;وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها[10] این همان نشانه ایست که خداوند، عزیز خلیلش را، اسماعیل ذبیحش را، به آن معرفی می&shy;کند:&nbsp;وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا[11]&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام مسئولیت؟مسئولیتی که از جانب رسول خدا و اهل بیت طاهرینش، که اطاعتشان بر ما واجب است، بر عهده من و شما نهاده شده است، همان مسئولیتی که زمین ماندش آه رسول خدا ص را در می&shy; آورد:&nbsp;وَ قَالَ ع مُخَاطِباً لِأَوْلِيَاءِ الْأَطْفَالِ مُرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالصَّلَاةِ وَ هُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَ اضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَ هُمْ أَبْنَاءُ عَشْر. جَامِعُ الْأَخْبَارِ، رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص:&nbsp;أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى بَعْضِ الْأَطْفَالِ فَقَالَ وَيْلٌ لِأَطْفَالِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِكِينَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِينَ لَا يُعَلِّمُونَهُمْ شَيْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ يَسِيرٍ مِنَ الدُّنْيَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِي&rlm;ءٌ وَ هُمْ مِنِّي بِرَاء.باید به نماز دعوت کنیم چون همه ما آرزوها داریم:&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام آرزو؟آرزوی همه ماست، که خودمان، دوستانمان و فرزندانمان در دامن قرآن پرورش یابیم و از تربیت و هدایتش بهره &shy;مند شویم، و راز حرکت در این بزرگ&shy;راه سعادت تقواست و شرط رسیدن به تقوا بعد از ایمان، نماز است:&nbsp;ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ&nbsp; فِيهِ&nbsp; هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ. الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ ...[12] وقتی خوب نگاه می&shy;کنی هم هدایت آسمانی آرزوی ماست، هم دست یابی به تقوی، برای رسیدن به هردو آرزو به نماز دعوت می&shy;کنیم.&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام آرزو؟آرزو داریم سرمایه&shy; های مادی و معنوی زندگی و سرزمینمان روز به روز زیادتر شود، آرزو داریم عمر و وطنمان در برکات الهی غرق شود، آرزو داریم هیچ گاه ورشکست نشویم و سرمایه از کف ندهیم،&nbsp;وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي&rlm; لَشَديد[13] پس باید به نماز دعوت کنیم، تا روحیه سپاس گزاری در همه جا موج بزند آنگاه اقیانوس برکت خدا در زندگی و سرزمینمان موج خواهد زد.&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام آرزو؟آرزو داریم مدال&shy;های ایمان بر سینه&shy; هایمان نصب گردد تا آنگاه که منجی عالم سربازانش را برمی&shy;گزیند در تاریکی بی&shy;نشانی از قافله مجاهدان عدالت گستر باز نمانیم. و راستی مگر نه این است که مدال ایمان و نشان سربازان آخرالزمان تلاش در گسترش و اقامه راستین نماز است:&nbsp;الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاة ....[14].&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام آرزو؟مگر نه اینکه هر جنبنده &shy;ای با آرزوی سعادت خودش و عزیزانش زندگی می&shy;کند و لحظه&shy;ای این آرزو از قلبش بیرون نمی&shy;رود؟ و مگر نه این است که پروردگار خلقت و راز، راز سعادت و خوشبختی را با نماز گره زده است:&nbsp;قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ . الَّذِينَ هُمْ فىِ صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ&nbsp;[15] باید به نماز دعوت کنیم تا آرزوی سعات خود و عزیزانمان برآورده شود.&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام آرزو؟چه بسا افراد یا اقوامی که آرزو دارند لکه ننگی که بر تارک تاریخ گذشته آنها نقش بسته است، برای همیشه پاک شود. و مگر نه این است که نماز بهترین راه پاک کردن سیئات است:&nbsp;وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى&rlm; لِلذَّاكِرين[16]&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کدام آرزو؟آرزوی گل این است که همیشه ساقه&shy;اش پایدار باشد تا را رابطه&shy;ی حیات بخش با ریشه همیشه برقرار باشد. همه ما میدانیم که ریشه گل سرسبد هستی، آفرینده ی حیات است:&nbsp;فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي&rlm; فَقَعُوا لَهُ ساجِدين[17] و نماز آن ساقه&shy;ای است که این گل را به آن ریشه وصل می&shy;کند و شاید به همین خاطر است که اولین اقدام آدم بعد از تشرف به روح ملکوتی سجده بود. راستی خدا نیاورد روزی را که ساقه&shy; های گلستان جامعه مان را آفتی بزند، که نتیجه ای جز مرگ و فساد ندارد. پس باید به نماز دعوت کنیم تا زنده و با طراوت باشیم.باید به نماز دعوت کنیم تا مبادا ....مبادا خیمه دینمان بی ستون بماند و واژگون شود:&nbsp;عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّينِ مَثَلُهَا كَمَثَلِ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الْأَوْتَادُ وَ الْأَطْنَابُ وَ إِذَا مَالَ الْعَمُودُ وَ انْكَسَرَ لَمْ يَثْبُتْ وَتِدٌ وَ لَا طُنُبٌ.[18] که این ستون اگر نباشد یعنی انهدام دین:&nbsp;وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّينِ فَمَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِينَهُ وَ ...[19] باید به خاطر حفظ دین هم که شده به نماز دعوت کنیم.مبادا دچار یک غفلت همگانی شویم؛غفلتی که ما را برای جهنم آماده می&shy;کند، غفلتی که ما را از مرز حیوانیت هم پایین&shy;تر می&shy;کشاند:&nbsp;وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون[20] غفلتی که ایمان را می&shy;رباید و حسرت ابدی می &shy;آورد:&nbsp;وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ في&rlm; غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ&nbsp;[21] باید به نماز دعوت کنم، چون راه برون رفت از این خطر بزرگ نماز است.&nbsp;إِنَّني&rlm; أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني&rlm; وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري[22] این همان ذکری است که اعراض از آن همه ما را دچار زندگی نکبت بار می&shy;کند، پس باید به نماز دعوت کنم.&nbsp;وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى[23]مبادا عزیزانمان در دام جرم گرفتار شوند یا جامعه گرفتار مجرمان شود به شکلی که امنیت از محیط زندگی ما رخت بربندد. و مگر نه این است که مجرمان ترک نماز را اولین دلیل سوختن در آتش جرمشان بر می&shy; شمارند.&nbsp;فىِ جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ&nbsp;.&nbsp;عَنِ الْمُجْرِمِينَ&nbsp;.&nbsp;مَا سَلَكَكمُ&rlm;ْ فىِ سَقَرَ&nbsp;.&nbsp;قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ[24] باید به نماز دعوت کنم تا از مجرم شدن عزیزانم، از گرفتار مجرمین و ناامنی شدن جامعه ام پیشگیری کنم.مبادا نسل بعد از ما گرفتار نفس و شهوت گرایی شوند.همان بلایی که جز شغاوت ثمری ندارد. آیا غلطیدن در ورطه شهوات و نفسانیات از ترک نماز آغاز نمی شود و آیا نماز بهترین راه پیش گیری از شهوت گرایی و نفس پرستی نیست.&nbsp;فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا[25] باید به نماز دعوت کنیم تا خودمان و نسل و ذریه یمان از این خطر بزرگ در امان بماند.مبادا خودم، عزیزانم و جامعه ام در چنگال شیطان اسیر شویم.همان اسارتی که همه هستی مان را به باد می&shy;دهد:&nbsp;اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُون[26] همان شیطانی که هدفی جز به فحشا و منکر کشیدن انسان در سر نمی&shy;پرورد:&nbsp;.... مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر[27] همه ما می&shy;دانیم نماز در مقابل این هدف شوم مقابله میکند:&nbsp;... أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى&rlm; عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ&nbsp;[28] پس باید در راه اقامه همگانی نماز کوشید.همه ما شنیده ایم:&nbsp;الصَّلَاةُ حِصْنُ الرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَةُ الشَّيْطَانِ&nbsp;[29]&nbsp;الصَّلَاةُ حِصْنٌ مِنْ سَطَوَاتِ الشَّيْطَانِ. باید به نماز دعوت کنیم دژ استوار و محکم امتمان را از گزند یورش های شیطان در امان بماند. چه زیبا فرمود:&nbsp;وَ قَالَ ص لَا يَزَالُ الشَّيْطَانُ يَرْعَبُ مِنْ بَنِي آدَمَ مَا حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ فَإِذَا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّأَ عَلَيْهِ وَ أَوْقَعَهُ فِي الْعَظَائِمِ.[30] باید به نماز دعوت کنیم تا شیطان جرأت نکند به ما نزدیک شود و ما را در لجنزار گناه غرق کند.باید به نماز دعوت کنیم چون فاصله وضعیت موجود نماز در جامعه کنونی با وضعیت مطلوب آن از زمین تا آسمان است.شاید اگر این فرازها را از سخنان معصومین در باره نماز جامعه امروز بخوانیم، بیشتر به ضرورت دعوت به نماز پی ببریم.-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;رَأَيْتَ الصَّلَاةَ قَدِ اسْتُخِفَّ بِهَا[31]-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;فَإِنَّ عَلَامَةَ ذَلِكَ إِذَا أَمَاتَ النَّاسُ الصَّلَاة[32]-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ أَخْبِرْنَا مَتَى يَكُونُ ذَلِكَ فَقَالَ ص عِنْدَ تَأْخِيرِ الصَّلَوَات&rlm;[33]-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;وَ رَأَيْتَ الْأَذَانَ بِالْأَجْرِ، وَ الصَّلَاةَ بِالْأَجْرِ، وَ رَأَيْتَ الْمَسَاجِدَ مُحْتَشِيَةً مِمَّنْ لَا يَخَافُ اللَّهَ، مُجْتَمِعُونَ فِيهَا لِلْغِيبَةِ وَ أَكْلِ لُحُومِ أَهْلِ الْحَقِّ، وَ يَتَوَاصَفُونَ فِيهَا شَرَابَ الْمُسْكِرِ، وَ رَأَيْتَ السَّكْرَانَ يُصَلِّي بِالنَّاسِ وَ هُوَ لَايَعْقِل&rlm; رَأَيْتَ الصَّلَاةَ قَدِ اسْتُخِفَّ بِأَوْقَاتِهَا،[34]باید به نماز دعوت کنیم چون دعوت کنندگان به نماز از جایگاه رفیع و پاداش عظیمی بهره&shy; مندند.رستگاری در دستان دعوت کنندگان به نماز:&nbsp;وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون[35]آباد کنندگان مسجد و فعالان فرهنگ نماز هدایت یافتگانند:&nbsp;إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى&rlm; أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدين[36]ـ اهمیت شیوه&shy; مند عمل کردن در دعوتامام رضا(علیه السلام):&nbsp;مَنْ طَلَبَ الْأَمْرَ مِنْ وَجْهِهِ لَمْ يَزِلَّ فَإِنْ زَلَّ لَمْ تَخْذُلْهُ الْحِيلَةُ[37] ما در معارف اشرف مواد را در اختیار داریم ( قرآن و روایات و سیره پیامبر و اهل بیت و تاریخ غنی اسلام و ...) ما نیاز به قالب داریم، نیاز به روش داریم برای ارائه این مواد با توجه به مخاطب. استاد شهید مطهری می فرماید: مسیحیان در روش&shy;ها صدها سال از ما جلوترند...ادامه دارد ...
پی نوشت ها[1] . عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ وَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ. الكافي ج1ص : 10[2] . إبراهيم : 4 وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُم...[3] . قَالَ رَبّ&rlm;ِ إِنىّ&rlm;ِ دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلًا وَ نَهَارًا . فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَاءِى إِلَّا فِرَارًا . وَ إِنىّ&rlm;ِ كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُواْ أَصَابِعَهُمْ فىِ ءَاذَانهِمْ وَ اسْتَغْشَوْاْ ثِيَابهَمْ وَ أَصَرُّواْ وَ اسْتَكْبرَواْ اسْتِكْبَارًا . ثُمَّ إِنىّ&rlm;ِ دَعَوْتهُمْ جِهَارًا . ثُمَّ إِنىّ&rlm;ِ أَعْلَنتُ لهَُمْ وَ أَسْرَرْتُ لهَمْ إِسْرَارًا(نوح،5-9)[4] . النحل : 125: "ادْعُ إِلى&rlm; سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي&rlm; هِيَ أَحْسَن".[5] . بحار الأنوارج&rlm;72، ص 24[6] . آل&rlm;عمران : 104[7] . الكافي ج&rlm;7ص 47[8] . الأنبياء : 73[9] . التحريم : 6[10] . طه : 132[11] . مريم : 55[12] . بقره:2ـ3[13] . إبراهيم : 7[14] . الحج : 41[15] . مومنون: 1ـ2&nbsp;[16] . هود : 114[17] . الحجر : 29[18] . وسائل الشيعة، ج&rlm;4، ص 23[19] . جامع الأخبار،73[20] . الأعراف : 179[21] . مريم : 39[22] .&nbsp; طه : 14[23] . طه : 124[24] . مدثر: 40 ـ 43[25] . مريم : 59[26] . المجادلة : 19[27] . النور : 21[28] . العنكبوت : 45[29] . تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 175[30] . بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج&rlm;79، ص 202[31] . الكافي (ط - دارالحديث)، ج&rlm;15، ص 114[32] . كمال الدين و تمام النعمة، ج&rlm;2، ص 525[33] . جامع الأخبار(للشعيري)، ص 141[34] . الكافي (ط - دارالحديث)، ج&rlm;15، ص 117[35] . آل&rlm;عمران : 104[36] . التوبة : 18[37] . بحارالأنوار، ج68ص340.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>احكام نماز</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/احكام-نماز</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/احكام-نماز</guid>

<description><![CDATA[

نماز رابطه انسان با خداست و مايه صفاي روح و پاكي دل و پيدايش روح تقواو تربيت انسان و پرهيز از گناهان است. نماز مهمترين عبادات است كه طبق روايات اگر قبول درگاه خدا شود عبادات ديگر نيز قبول خواهد شد و اگرقبول نگردد اعمال ديگر نيز قبول نخواهد شد. و نيز بر طبق روايات، كسيكه نمازهاي پنجگانه را انجام مي دهد از گناهان پاك مي شود همان گونه كه اگرشبانه روز پنج مرتبه در نهر آبي شست و شو كند اثري از آلودگي در بدنش باقي نمي ماند. به همين دليل، در آيات قرآن مجيد و روايات اسلامي و وصاياو سفارشهاي پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) و ائمّه هدي(عليهم السلام)از مهمترين كارهايي كه رويات تأكيد شده همين نماز است و لذا ترك نماز از بزرگترين گناهان كبيره محسوب مي شود.
اهمّيّت نماز
نماز رابطه انسان با خداست و مايه صفاي روح و پاكي دل و پيدايش روح تقواو تربيت انسان و پرهيز از گناهان است. نماز مهمترين عبادات است كه طبق روايات اگر قبول درگاه خدا شود عبادات ديگر نيز قبول خواهد شد و اگرقبول نگردد اعمال ديگر نيز قبول نخواهد شد. و نيز بر طبق روايات، كسيكه نمازهاي پنجگانه را انجام مي دهد از گناهان پاك مي شود همان گونه كه اگرشبانه روز پنج مرتبه در نهر آبي شست و شو كند اثري از آلودگي در بدنش باقي نمي ماند. به همين دليل، در آيات قرآن مجيد و روايات اسلامي و وصاياو سفارشهاي پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) و ائمّه هدي(عليهم السلام)از مهمترين كارهايي كه رويات تأكيد شده همين نماز است و لذا ترك نماز از بزرگترين گناهان كبيره محسوب مي شود.
سزاوار است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و به آن اهمّيّت بسيار دهد و از تند خواندن نماز كه ممكن است مايه خرابي نماز گردد جدّاً بپرهيزد.
در حديث آمده است روزي پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) مردي را در مسجد مشغول نماز ديد كه ركوع و سجود را بطور كامل انجام نمي دهد، فرمود: اگر اين مرد از دنيا برود در حالي كه نمازش اين گونه باشد به دين من از دنيا نخواهد رفت.
روح نماز &laquo;حضور قلب&raquo; است و سزاوار است از آنچه مايه پراكندگي حواس مي شود بپرهيزد، معاني كلمات نماز را بفهمد و در حال نماز به آن توجّه داشته باشد و با حال خضوع و خشوع نماز را انجام دهد، بداند با چه كسي سخن مي گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگي خداوند بسيار كوچك ببيند.
در حالات معصومين(عليهم السلام) آمده است به هنگام نماز آنچنان غرق ياد خدا مي شدند كه از خود بي خبر مي گشتند، تا آنجا كه پيكان تيري در پاي اميرالمؤمنين علي(عليه السلام)مانده بود، در حال نماز بيرون آوردند و آن حضرت متوجّه نشد.
براي قبولي نماز و كمال و فضيلت آن علاوه بر شرايط واجب بايد امور زير را نيز رعايت كند:
قبل از نماز از خطاهاي خود توبه و استغفار نمايد و از گناهاني كه مانع قبول نماز است مانند &laquo;حسد&raquo; و &laquo;تكبّر&raquo; و &laquo;غيبت&raquo; و &laquo;خوردن مال حرام&raquo; و &laquo;آشاميدن مسكرات&raquo; و &laquo;ندادن خمس و زكات&raquo; بلكه هر معصيتي بپرهيزد.
همچنين سزاوار است كارهائي كه ارزش نماز و حضور قلب را كم مي كند انجام ندهد، مثلاً در حال خواب آلودگي و خودداري از بول و در ميان سر و صداها و در برابر منظره هايي كه جلب توجّه مي كند به نماز نايستد و كارهايي كه ثواب نماز را زياد مي كند انجام دهد، مثلاً لباس پاكيزه بپوشد، موهاي خود را شانه زند و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد و انگشتر عقيق به دست كند.
نمازهاي واجب
مسأله 669ـ نمازهاي واجب شش نماز است: 1ـ نمازهاي يوميّه، 2ـ نماز طواف واجب خانه خدا، 3ـ نماز آيات، 4ـ نماز ميّت، 5ـ نماز قضاي پدر و مادر كه بر پسر بزرگتربه شرحي كه مي آيد واجب است، 6ـ نماز نافله اي كه به واسطه نذر و عهد و قسم واجب شده است.
نمازهاي واجب يوميّه
مسأله 670ـ نمازهاي واجب يوميّه پنج نماز است: نمازهاي &laquo;ظهر&raquo; و &laquo;عصر&raquo; كه هركدام چهار ركعت است، نماز &laquo;مغرب&raquo; سه ركعت، نماز &laquo;عشاء&raquo; چهار ركعت و نماز &laquo;صبح&raquo; دو ركعت، امّا در سفر بايد نماز چهار ركعتي را با شرايطي كه بعداً به خواست خدا مي آيد دو ركعت بخواند.
اوقات نمازهاي پنجگانه
وقت نماز ظهر و عصر
مسأله 672ـ وقت نماز ظهر و عصر از اوّل ظهر شرعي (يعني مايل شدن خورشيداز وسط آسمان به سوي مغرب) تا هنگام غروب آفتاب است و بهترين راه براي پي بردن به دخول وقت ظهر استفاده از شاخص است و آن اين است كه قطعه چوب صاف يا ميله اي را در زمين هموار بطور عمودي فرو كند، صبح كه خورشيد بيرون مي آيد سايه آن به طرف مغرب مي افتد و هر چه آفتاب بالا آيد اين سايه كم&nbsp;مي شود، هنگامي كه سايه به آخرين درجه كمّي رسيد موقع ظهر است و همين كه رو به زيادي گذارد و سايه به سوي مشرق برگشت اوّل وقت نماز ظهر و عصر است، البتّه در بعضي از شهرها مثل مكه در بعضي از روزهاي سال هنگام ظهر سايه بكلّي از بين مي رود و آفتاب كاملاً عمودي مي تابد، در اين گونه مناطق موقعي كه مجدّداً سايه پيدا شد وقت نماز ظهر و عصر شده است. (1)
مسأله 673ـ نمازهاي ظهر و عصر هر كدام &laquo;وقت مخصوص&raquo; و &laquo;وقت مشتركي&raquo; دارد: وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر است تا موقعي كه به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد و وقت مخصوص نماز عصر موقعي است كه به اندازه خواندن يك نماز به غروب باقي مانده باشد و اگر كسي تا اين موقع نماز ظهر را نخوانده نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند و ما بين اين دو، وقت مشترك نمازظهر و عصراست.
مسأله 674ـ هرگاه پيش از خواندن نماز ظهر سهواً مشغول خواندن نماز عصر شود و در بين متوجّه گردد، چنانچه در وقت مشترك باشد بايد عدول كند، يعني نيّت خود را به نماز ظهر برگرداند و قصد كند آنچه خوانده نماز ظهراست و به همين ترتيب آن را ادامه دهد و بعد از آن كه نماز را تمام كرد نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص ظهر باشد نماز او باطل است و بايد نماز را به نيّت ظهر از سر بگيرد.
وقت نماز مغرب و عشا
مسأله 675ـ مغرب موقعي است كه قرص آفتاب در افق پنهان شود و احتياط آن است كه صبر كند تا سرخي طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مي شود از بالاي سر بگذرد و به طرف مغرب برگردد، هنگام مغرب وقت نماز مغرب و عشا وارد مي شود و تا نيمه شب ادامه دارد.
ــــــــــــــــــــــــــــ
1. بايد توجّه داشت كه ساعت 12 هميشه ظهر شرعي نيست، بلكه در بعضي از مواقع سال ظهر شرعي قبل از 12 و گاهي بعد از ساعت 12 است و ساعت 12 ساعت قراردادي و رسمي است نه شرعي.
مسأله 676ـ نماز مغرب و عشاء نيز هر كدام وقت مخصوص و وقت مشتركي دارند، وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب است تا به اندازه سه ركعت و اگر كسي مسافر باشد و تمام نماز عشا را در اين وقت بخواند باطل است، هرچند از روي سهو باشد. و وقت مخصوص نماز عشا موقعي است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب باقي مانده باشد و اگر كسي عمداً تا اين موقع نماز مغرب را تأخير اندازد بايد اوّل نماز عشا را بخواند و بعد نماز مغرب را قضا كند و در ميان اين دو، وقت مشترك است، اگر كسي در اين وقت اشتباهاً نماز عشا را قبل از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز متوجّه شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعداً به جا آورد.
مسأله 677ـ وقت مخصوص و مشترك كه معني آن در مسأله پيش گفته شد براي اشخاص فرق مي كند مثلاً براي مسافر در مورد نماز ظهر و عصر و عشا به اندازه دو ركعت است و براي حاضر به اندازه خواندن چهارركعت.
مسأله 678ـ هرگاه از روي غفلت يا فراموشي شروع به نمازعشا كند و در اثنا بفهمد كه نماز مغرب را نخوانده بايد نيّت را به نماز مغرب برگرداند، مگر اين كه وارد ركوع ركعت چهارم شده باشد كه در اين صورت عدول جايز نيست و بايد ادامه دهد و نماز مغرب را بعد به جا آورد.
مسأله 679ـ آخر وقت نماز عشا نصف شب است و احتياط واجب آن است كه شب را از اوّل غروب آفتاب تا اذان صبح حساب كند ولي براي نماز شب و مانند آن تا اوّل آفتاب حساب كند.
مسأله 680ـ هرگاه عمداً نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند وقت آن گذشته و بايد قضا كند، امّا اگر به واسطه عذري نخوانده باشد بايد تا قبل از نماز صبح به جا آورد و نماز او ادا است.
وقت نماز صبح
مسأله 681ـ وقت اذان صبح (براي نماز و روزه) در شبهاي مهتابي و غير مهتابي&nbsp;يكسان است و معيار، ظاهر شدن نور شفق در افق است، هرچند بر اثر تابش مهتاب نمايان نباشد، و وقت نماز صبح از اوّل طلوع فجر صادق است تا طلوع آفتاب و فجر صادق سپيده صبح است كه در افق پهن مي شود و بهتر است نماز صبح را قبل از روشن شدن هوا در همان تاريكي اوّل صبح به جاآورد.
احكام اوقات نماز
مسأله 682ـ هنگامي انسان مي تواند مشغول نماز شود كه يقين به داخل شدن وقت پيدا كند، يا لااقل يك مرد عادل خبر از ورود وقت دهد، اذان شخص وقت شناس و مورد اطمينان نيز كافي است و اگر گمان قوي به دخول وقت از راههاي ديگر پيدا كند نيز كفايت مي كند، خواه از روي ساعت صحيح باشد يا غيرآن.
مسأله 683ـ كساني كه به واسطه وجود مانع در آسمان (مانند ابر و غبار) و يا گرفتاري در زندان و يا نداشتن بينايي چشم، نمي توانند يقين به دخول وقت پيدا كنند، چنانچه گمان قوي داشته باشند مي توانند مشغول نماز شوند.
مسأله 684ـ هرگاه مطابق دستورهاي بالا مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است، همچنين اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده بايد نماز را اعاده كند، ولي اگر در بين نماز يا بعد از نماز بفهمد وقت داخل شده بود نمازش صحيح است.
مسأله 685ـ هرگاه انسان بر اثر غفلت و فراموشي مشغول نماز شود بي آن كه از دخول وقت با خبر گردد چنانچه تمام نمازش در وقت واقع شده باشد صحيح است و اگر همه يا قسمتي از آن پيش از وقت بود نمازش باطل است.
مسأله 686ـ هرگاه بعد از نماز شك كند نماز را در وقت خوانده يا نه، نماز او صحيح است، به شرط آن كه هنگام شروع نماز غافل از وقت نباشد ولي اگر در بين نماز شك كند، نماز او باطل است و بايد پس از دخول وقت اعاده كند.
مسأله 687ـ در تنگي وقت اگر انجام مستحبّات نماز باعث شود مقداري از واجبات&nbsp;در خارج وقت واقع گردد بايد آن مستحبات را ترك كند (مانند قنوت و اقامه).
مسأله 688ـ كسي كه به اندازه يك ركعت نماز وقت دارد بايد تمام نماز را به نيّت ادا بخواند، ولي تأخيرانداختن نمازتا اين حد حرام است، بنابر اين اگر به اندازه پنج ركعت تا مغرب وقت داشته باشد نماز ظهر و عصر را به نيّت ادا بخواند و به همين ترتيب ساير نمازها.
مسأله 689ـ يكي از مستحبات مؤكد اين است كه نماز را در اوّل وقت فضيلت آن بخوانند و در روايات راجع به آن بسيار سفارش شده است و هرچه به اوّل وقت فضيلت نزديكتر باشد بهتر است.
مسأله 690ـ كساني كه داراي عذري هستند و يقين دارند عذرشان تا آخر وقت برطرف مي شود واجب است صبر كنند و چنانچه يقين داشته باشند عذر باقي مي ماند، صبر كردن واجب نيست، امّا اگر احتمال مي دهند برطرف شود احتياط واجب آن است كه صبر كنند، مگر در مورد تيمّم كه مي توانند در چنين صورتي در اوّل وقت نماز بخوانند.
مسأله 691ـ كسي كه مسائل نماز يا شكيات و سهويّات را نمي داند و احتمال مي دهد در نمازش پيش آيد بايد براي يادگرفتن اينها نماز را از اوّل وقت تأخير بيندازد، ولي اگر اطمينان دارد كه مي تواند نماز را بطور كامل تمام كند جايز است در اوّل وقت مشغول نماز شود.
مسأله 692ـ هرگاه در نماز مسأله اي پيش آيد كه حكم آن را نمي داند مي تواند به يكي از دو طرفي كه احتمال مي دهد به قصد رجاء عمل كند و بايد بعد از نماز مسأله را سؤال كند كه اگر باطل بوده دوباره بخواند (و احتياط آن است طرفي را كه بيشتر احتمال مي دهد بگيرد).
مسأله 693ـ هرگاه ببيند مسجد نجس شده بهتر اين است اوّل مسجد را تطهير كند بعد نماز بخواند، همچنين اگر طلبكاري ايستاده و طلب خود را مطالبه مي كند، اگر نماز و مقدّمات آن وقت زيادي را بگيرد واجب است اوّل تطهير مسجد كند و اداء&nbsp;دين نمايد بعد نماز بخواند، اگر بر خلاف اين دستور عمل كند معصيت كرده ولي نمازش صحيح است و در تنگي وقت، نماز مقدّم است.
مسأله 694ـ مستحبّ است پنج نماز را در پنج وقت به جا آورد، يعني هركدام را در وقت فضيلت خود انجام دهد و تنها فاصله دادن به مقدار نافله يا تعقيبات كافي نيست، بلكه معيار همان وقت فضيلت است.
مسأله 695ـ وقت فضيلت نماز ظهر تا موقعي است كه سايه شاخص به اندازه خود شاخص شود (منظور سايه اي است كه از ظهر به بعد پيدا مي شود) و وقت فضيلت عصر از موقعي كه سايه شاخص به اندازه خود آن است تا موقعي كه به اندازه دو برابر آن شود و وقت فضيلت نماز مغرب از غروب است تا ناپديد شدن حمره مغربيّه (رنگ سرخي كه بعد از غروب آفتاب در مغرب ظاهر مي شود) و وقت فضيلت نماز عشاء از موقعي است كه سرخي مزبور ناپديدمي شود تا يك سوم از شب و وقت فضيلت نماز صبح از اوّل طلوع فجر سپيده صبح است تا موقعي كه هوا روشن شود.
ترتيب در ميان نمازها
مسأله 696ـ نماز ظهر و عصر بايد به ترتيب خوانده شود، يعني اوّل نماز ظهر، بعد نماز عصر، همچنين بايد در ميان نماز مغرب و عشا نيز ترتيب رعايت شود و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر، يا عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است.
مسأله 697ـ هرگاه به نيّت نماز ظهر، نماز را شروع كند و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است نمي تواند نيّت نماز را به عصر برگرداند و نماز او باطل است، همچنين در مورد نماز مغرب و عشا، امّا اگر نيّت نماز عصر كند و بعد متوجّه شود كه نماز ظهر را نخوانده هر جاي نماز باشد مي تواند نيّت خود را به ظهر برگرداند، همچنين اگر شروع به نماز عشا كرده و متوجّه شود نماز مغرب را نخوانده اگر قبل از ركوع ركعت چهارم متوجّه شود نيّت را بر مي گرداند، ولي اگر بعد از ركوع ركعت چهارم متوجّه شود نماز را به نيّت عشا تمام مي كند، بعداً نماز مغرب را&nbsp;مي خواند و احتياطاً نماز عشا را نيز اعاده كند.
مسأله 698ـ اگر در اثناء نماز عصر شك كند كه آيا نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد به همان دستور كه در مسأله قبل گفته شد عمل كند، يعني نيّت را به ظهر برگرداند و بعداً عصر را بخواند، همچنين اگر در وسط نماز عشاء شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد به دستور گذشته عمل كند.
مسأله 699ـ عدول از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب، جايز نيست، ولي عدول از نماز ادا به قضا جايز است و اگر نماز قضا، قضاي همان روز باشد احتياط واجب اين است كه عدول كند و بعد از فراغت از نماز قضا، نماز ادا را بخواند، البته اين در صورتي است كه جاي عدول باقي باشد، مثلاً در صورتي مي تواند نيّت را به قضاي صبح برگرداند كه داخل ركعت سوم از نماز ظهر نشده باشد.
نمازهاي نافله (مستحب)
مسأله 700ـ نمازهاي مستحبّي بسيار است و آنها را &laquo;نافله&raquo; گويند و از ميان نمازهاي نافله، نافله هاي شبانه روزي بيشتر سفارش شده است.
مسأله 701ـ نافله هاي شبانه روزي عبارتند از: نافله ظهر هشت ركعت و نافله عصر نيز هشت ركعت است، نافله مغرب چهار ركعت و نافله عشا دو ركعت است كه نشسته خوانده مي شود، نافله شب يازده ركعت و نافله صبح دو ركعت است و چون دو ركعت نافله عشا يك ركعت حساب مي شود، مجموع اين نافله ها سي و چهار ركعت خواهد بود، ولي در روز جمعه سي و هشت ركعت است زيرا چهار ركعت به نافله ظهر و عصر اضافه مي شود (همه نافله ها دو ركعت دو ركعت خوانده مي شود).
مسأله 702ـ از يازده ركعت نافله شب هشت ركعت را به نيّت &laquo;نافله شب&raquo; و دو ركعت آن به نيّت &laquo;نافله شفع&raquo; و يك ركعت به نيّت &laquo;نافله وتر&raquo; به جا مي آورد.
مسأله 703ـ نافله شب از مهمترين نمازهاي نافله است كه در روايات اسلاميو قرآن مجيد روي آن تاكيد شده و تأثير عميقي در صفاي روح و پاكي قلب و تربيت&nbsp;نفوس انساني وحلّ مشكلات دارد و در كتب معروف دعا، آدابي براي آن ذكر كرده اند، مخصوصاً براي قنوت نافله وتر، رعايت اين آداب خوب است ولي مي توان نماز شب را بدون اين آداب مانند نمازهاي معمولي نيز انجام داد و كسي كه به علّتي نتواند آخر شب بيدار شود و نماز شب را بخواند مي تواند قبل از خواب آنها را به جا آورد.
مسأله 704ـ نماز نافله را مي توان نشسته خواند، ولي در اين صورت احتياط اين است كه هر دو ركعت را يك ركعت حساب كند، مثلاً به جاي هشت ركعت نافله ظهر ايستاده، شانزده ركعت نشسته بخواند.
مسأله 705ـ نافله ظهر و عصر در سفر ساقط است و نبايد خواند و احتياط آن است كه نافله عشارا نيز ترك كند، امّا بقيّه نافله هاي شبانه روزي يعني نافله صبح و مغرب و نافله شب در سفر ساقط نمي شود.
مسأله 706ـ چنان كه گفتيم نمازهاي نافله را بايد دو ركعت دو ركعت انجام داد، جز نافله وتر، كه يك ركعت است و اگر بخواهد نافله وتر رانشسته بخواند بايد دو نماز يك ركعتي جداگانه به جا آورد.
وقت نافله هاي شبانه روزي
مسأله 707ـ وقت نافله ظهر قبل از نماز ظهر است، از اوّل ظهر تا موقعي كه سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مي شود بيشتر از دو هفتم طول شاخص شود، مثلاً اگر طول شاخص هفت وجب است هر وقت مقدار سايه اي كه بعد از ظهر پيدا مي شود بيشتر از دو وجب شود وقت نافله ظهر تمام شده.
مسأله 708ـ وقت نافله عصر كه قبل از نماز عصر خوانده مي شود تا موقعي است كه سايه شاخص به چهارهفتم آن برسد به شرحي كه در مسأله پيش گفتيم.
مسأله 709ـ وقت نافله مغرب بعد از نماز مغرب است تا موقعي كه سرخي طرف مغرب كه بعد از غروب آفتاب پيدا مي شود از بين برود.
مسأله 710ـ وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا است تا نصف شب و بهتر[141]
است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.
مسأله 711ـ وقت نافله صبح پيش از نماز صبح است از طلوع فجر تا آشكار شدن سرخي در طرف مشرق و مي تواند آن را بعد از نماز شب بلافاصله به جا آورد.
مسأله 712ـ وقت نافله شب بنابر احتياط از نصف شب است تا اذان صبح، ولي بهتر است در موقع سحر يعني در ثلث آخر شب بخواند.
نماز غُفيله
مسأله 713ـ از نمازهايي كه به جا آوردن آن به اميد ثواب پروردگار خوب است نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مي شود و وقت آن بعد از نماز مغرب است تا موقعي كه سرخي طرف مغرب از بين برود، در ركعت اوّل بعد از حمد به جاي سوره اين آيه را مي خواند:
&laquo;وَ ذَا النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادي فِي الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَك اِنّي كنْتُ مِنَ الظّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كذلِك نُنْجِي الْمُؤمِنينَ&raquo; و در ركعت دوم بعد از حمد به جاي سوره اين آيه را بخوانند: &laquo;وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إلاَّ هُو وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَة إلاّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّة فِي ظُلُماتِ الاْرْضِ وَ لا رَطْب وَ لا يَابِس إلاَّ في كتاب مُبين&raquo; و در قنوت آن بگويند: &laquo;اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُك بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الَّتي لا يَعْلَمُهَا إلاَّ اَنْتَ اَنْ تُصَلِّي عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَنْ تَفْعَلْ بِي كذا وَ كذا&raquo; و به جاي كلمه كذا و كذا حاجتهاي خود را بگويند و بعد بگويند: &laquo;اَللّهُمَّ اَنْتَ وَلِي نِعْمَتِي وَ الْقادِرُ عَلي طَلِبَتي تَعْلَمُ حاجَتي فَأَسْئَلُك بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السّلامُ لَمّا قَضَيْتَها لِي&raquo;.
مقدمات نماز
احكام قبله
مسأله 714ـ تمام نمازهاي واجب بايد رو به قبله خوانده شود
مسأله 715ـ &laquo;خانه كعبه&raquo; كه در مكه معظّمه است قبله تمام مسلمين دنياست و هركس در هرجا باشد بايد روبروي آن نماز بخواند، امّا كسي كه دور است اگر طوري بايستد كه بگويند رو بقبله نماز مي خواند كافي است، بنابراين صفهاي طولاني نماز جماعت كه طول آنها از طول خانه خدا بيشتر است همه مي تواند رو به قبله باشد.
مسأله 716ـ لازم نيست در موقع ايستادن، نوك انگشتان پا هم رو به قبله باشد، يا در موقع نشستن، سر زانوها كاملاً رو به قبله قرار گيرد، همين اندازه كه بگويند رو به قبله ايستاده يا نشسته كفايت مي كند.
مسأله 717ـ كسي كه نمي تواند نماز را نشسته بخواند بايد به پهلوي راست طوري بخوابد كه جلو بدنش روبه قبله باشد و اگر آن هم ممكن نيست به پهلوي چپ طوري بخوابد كه جلو بدنش رو به قبله باشد و اگر اين را هم نمي تواند بايد به پشت بخوابد بطوري كه كف پاهاي او رو به قبله باشد.
مسأله 718ـ در نماز احتياط و سجده و تشهّد فراموش شده نيز بايد رو به قبله باشد و در سجده سهو احتياط واجب نيز همين است.
مسأله 719ـ جايز است نماز مستحبّي را در حال راه رفتن و سواره بخواند و در اين حال لازم نيست رو به قبله باشد.
مسأله 720ـ براي تعيين قبله راههاي زيادي وجود دارد: نخست كوشش كند تا يقين حاصل نمايد و نيز مي تواند به گفته دو شاهد عادل و يا يك فرد مورد اطمينان كه از روي نشانه هاي حسّي شهادت مي دهد و يا به قول كسي كه از روي قاعده علمي قبله را مي شناسد و محلّ اطمينان است عمل كند و اگر اينها ممكن نشد بايد به گماني كه از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاي آنان يا از راههاي ديگر پيدا مي شود عمل نمايد.
مسأله 721ـ قبله نماهاي معمولي در صورتي كه سالم باشد از وسايل خوب براي شناخت قبله است و گمان حاصل از آن كمتر از گمان از راههاي ديگر نيست، بلكه غالباً دقيق تر است.
مسأله 722ـ به گفته صاحب منزل يا مسؤول يك مسافرخانه و مانند آن در صورتي كه فرد بي مبالات نباشد مي توان اعتماد كرد.
مسأله 723ـ هرگاه راهي براي پيدا كردن قبله وجود نداشته باشد و قبله در ميان چهار سمت مختلف مردّد شود يك نماز به يك طرف كافي است، ولي احتياط مستحب آن است كه چهار نماز به چهار طرف بخواند و هرگاه در سه طرف يا دو طرف احتمال وجود قبله را مي دهد فقط به سمت آنها نماز بخواند.
مسأله 724ـ كسي كه مي خواهد به چند طرف نماز بخواند اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را به جا آورد بهتر آن است نماز اوّل را به چند طرف تمام كند بعد نماز دوم را شروع نمايد.
مسأله 725ـ سر بريدن حيوانات نيز بايد رو به قبله باشد و هرگاه قبله را پيدا نكند بايد به گمان خود عمل نمايد و اگر تحصيل گمان ممكن نيست و نياز به سر بريدن حيوان دارد به هر طرف كه انجام دهد صحيح است و در مورد دفن مسلمان كه بايد رو به قبله باشد نيز به همين ترتيب بايد عمل كرد.
آداب و احكام مسجد
مسأله 823ـ نجس كردن مسجد حرام است، خواه زمين مسجد باشد و يا سقف و بام و طرف داخل ديوارها و احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكند، مگر آن كه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.
مسأله 824ـ هرگاه مسجد نجس شود بر همه لازم است كه بطور واجب كفائي نجاست را برطرف كنند، يعني اگر يك يا چند نفر اقدام به تطهير كنند از ديگران ساقط مي شود وگرنه همه گنهكارند و كسي كه مسجد را نجس كرده در اين حكم با ديگران تفاوتي ندارد.
مسأله 825ـ هرگاه نتواند مسجد را تطهير كند مثل اين كه مسافر و در حال عبور باشد، يا احتياج به كمك دارد و پيدا نكند، احتياط واجب آن است كه به ديگران كه مي توانند تطهير كنند اطّلاع دهد.
مسأله 826ـ هرگاه جايي از مسجد نجس شود كه تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن ممكن نيست بايد آنجا را بكنند، يا اگر خرابي زيادي لازم نمي آيد خراب نمايند و بنابر احتياط واجب جايي را كه كنده اند يا خراب كرده اند به حالت اوّل بازگردانند و بهتر است كسي كه نجس كرده تعمير آن را بر عهده گيرد و اگر مخارجي داشته باشد بنابر احتياط واجب ضامن است.
مسأله 827ـ هرگاه مسجدي را غصب كنند و آن را از صورت مسجد بكلّي در آورند، بطوري كه ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم نجس كردن آن بنا بر احتياط حرام است و تطهير آن لازم است.
مسأله 828ـ آلوده كردن حرم پيامبر(صلي الله عليه وآله) و امامان(عليهم السلام) اگر موجب هتك باشد حرام است و در اين صورت تطهير آن نيز واجب است، بلكه اگر بي احترامي هم نباشد احتياط آن است كه آن را تطهير كنند.
مسأله 829ـ نجس كردن فرش مسجد نيز حرام است و چنانچه نجس شود بايد آن را تطهير كرد و اگر خسارتي لازم آيد كسي كه آن را نجس كرده است ضامن است
&nbsp;(بنابر احتياط واجب).
مسأله 830ـ بردن عين نجاست مانند خون و بول در مسجد حرام است هر چند بي احترامي به مسجد نباشد بنابر احتياط واجب، مگر چيز جزئي كه گاه در لباس و بدن شخص وارد شونده يا در لباس بچّه هاي كوچك است، امّا بردن متنجّس (چيزي كه نجس شده مانند لباس و كفش نجس) در صورتي كه بي احترامي به مسجد نباشد و سبب آلودگي مسجد نيز نشود حرام نيست.
مسأله 831ـ اگر براي روضه خواني و مراسم سوگواري يا جشن مذهبي و مانند آن مسجد را چادر بزنند و سياهي بكوبند و اسباب چاي و غذا در آن ببرند، در صورتي كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود اشكال ندارد.
مسأله 832ـ تزيين كردن مسجد به طلا اشكال دارد و همچنين احتياط آن است كه صورت چيزهايي كه روح دارد مثل انسان و حيوان در مسجد نقش نكنند.
مسأله 833ـ اگر مسجد خراب شود نمي توانند زمين آن را بفروشند يا داخل ملك و جادّه كنند، حتّي فروختن در و پنجره ها و چيزهاي ديگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود بايد آنها را صرف تعمير همان مسجد كنند و هرگاه به درد آن مسجد نخورد بايد در مساجد ديگر صرف شود و اگر به درد مساجد ديگر نيز نخورد بايد آن را بفروشند و پولش را اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد و گرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.
مسأله 834ـ ساختن مسجد مستحبّ است و هر قدر در جاي مناسبتر و بهتري باشد كه مسلمانان از آن بيشتر استفاده كنند بهتر است. تعمير مسجد نيز مستحبّ است و از بهترين كارها است و اگر مسجد طوري خراب شود كه تعمير آن ممكن نباشد مي توانند آن را بكلّي خراب كنند و دوباره بسازند.
مسأله 835ـ مسجدي كه خراب نشده و قابل استفاده است اگر نياز به توسعه دارد مي توان آن را خراب كرد و بهتر و بزرگتر ساخت.
مسأله 836ـ تميز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن و كوشش در تأمين حوائج&nbsp;آن مستحبّ است و نيز مستحبّ است كسي كه مي خواهد به مسجد برود خود را خوشبو كند و لباس پاكيزه بپوشد و ته كفش خود را به هنگام ورود به مسجد وارسي كند كه آلوده نباشد و شايسته است موقع داخل شدن پاي راست و موقع بيرون آمدن پاي چپ را بگذارد و زودتر به مسجد آيد و ديرتر از مسجد بيرون رود.
مسأله 837ـ وقتي انسان وارد مسجد مي شود مستحبّ است دو ركعت نماز به قصد تحيّت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب يا مستحبّ ديگري بخواند كافي است.
مسأله 838ـ خوابيدن در مسجد و سخن گفتن درباره كارهاي دنيا و خواندن اشعاري كه نصيحت و مانند آن در آن نباشد مكروه است و همچنين انداختن آب دهان و بيني و اخلاط سينه در مسجد و بلند كردن صدا و داد و فرياد و آنچه با موقعيّت مسجد منافات دارد مكروه مي باشد.
مسأله 839ـ راه دادن بچّه و ديوانه به مسجد مكروه است ولي در صورتي كه آوردن بچّه ها توليد مزاحمتي نكند و آنها را به مسجد و نماز علاقه مند سازد مستحبّ است و گاه واجب.
مسأله 840ـ كسي كه سير و پياز و مانند اينها خورده و بوي دهانش مردم را آزار مي دهد مكروه است به مسجد برود.
اذان و اقامه
مسأله 841ـ مستحبّ است پيش از نمازهاي يوميّه اذان و اقامه بگويند وبهتر است حتّي الامكان ترك نشود، مخصوصاً &laquo;اقامه&raquo;، ولي براي نماز عيد &laquo;فطر&raquo; و &laquo;قربان&raquo; و نمازهاي واجب ديگر، اذان و اقامه نيست، بلكه سه مرتبه به اميد مطلوبيّت پروردگار بگويند &laquo;الصّلاة&raquo; و نيز مستحبّ است به عنوان تبرّك و اميد ثواب در روز اوّل كه بچّه به دنيا مي آيد، يا پيش از آن كه بند نافش بيفتد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.
مسأله 842ـ اذان داراي&nbsp;18&nbsp;جمله است به ترتيب زير:
اَللّهُ اَكبَرُ&nbsp;چهار مرتبه (يعني خداوند بزرگتر از آن است كه به وصف آيد).
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ&nbsp;دو مرتبه (يعني گواهي مي دهم غير از خداوند يكتا معبود ديگري نيست).
اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ&nbsp;دو مرتبه (يعني گواهي مي دهم كه محمّد فرستاده خداست).
حَي عَلَي الصَّلاةِ&nbsp;دو مرتبه (يعني بشتاب به سوي نماز).
حَي عَلَي الْفَلاحِ&nbsp;دو مرتبه (يعني بشتاب به سوي رستگاري).
حَي عَلي خَيْرِ الْعَمَلِ&nbsp;دو مرتبه (يعني بشتاب به سوي بهترين كارها كه نماز است).
اَللّهُ اَكبَرُ&nbsp;دو مرتبه (يعني خداوند بزرگتر از آن است كه به وصف آيد).
لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ&nbsp;دو مرتبه (يعني هيچ معبودي جز خداوند يكتا نيست).
و اقامه&nbsp;17&nbsp;جمله است به اين ترتيب كه همه چيزش مانند اذان است جز اين كه در اوّل آن فقط دو مرتبه &laquo;اَللّهُ اَكبَرُ&raquo; مي گويند و در آخر آن يك مرتبه &laquo;لا اِلهَ إِلاّ اللّهُ&raquo; ولي بعد از گفتن &laquo;حَي عَلَي خَيْرِ الْعَمَلِ&raquo;، دو مرتبه &laquo;قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ&raquo; ( يعني نماز برپا شد) اضافه مي شود.
مسأله 843ـ &laquo;اَشْهَدُ أَنَّ عَلِيَّاً وَلِي اللّهِ&raquo; (يعني گواهي مي دهم كه علي ولي خدا بر همه خلق است) جزء اذان و اقامه نيست، ولي خوب است بعد از &laquo;اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ&raquo; به قصد تبرّك گفته شود، لكن به صورتي كه معلوم شود جزء آن نيست.
مواردي كه اذان گفتن ساقط مي شود
مسأله 844ـ در پنج مورد اذان ساقط مي شود و بنابر احتياط واجب بايد آن را ترك كرد: 1ـ اذان نماز عصر روز جمعه هنگامي كه با نماز جمعه همراه خوانده شود. 2ـ نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذي الحجّه است هنگامي كه همراه ظهر خوانده شود.
3ـ نماز عشاي شب عيد قربان براي كسي كه در مشعرالحرام است و آن را با مغرب همراه مي خواند. 4ـ نماز عصر و عشاي زن مستحاضه كه بايد آن رابلافاصله بعد از نماز ظهر يا مغرب بخواند. 5ـ نماز عصر و عشاي كسي كه نمي تواند از بيرون آمدن بول و غائط خودداري كند.
بطور كلّي هر نمازي كه با نماز قبل همراه خوانده شود اذان آن ساقط مي شود و فاصله شدن نافله و تعقيب كافي نيست، ولي اگر نمازها را جدا از هم هر يك را در وقت فضيلت خود به جا آورند اذان و اقامه هر دو مستحبّ است.
مسأله 845ـ در نماز جماعت اگر يك نفر اذان و اقامه بگويد براي همه كافي است و بقيّه بنابر احتياط واجب بايد اذان و اقامه را ترك كنند.
مسأله 846ـ هرگاه براي خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببيند نماز جماعت تمام شده، ولي صفها هنوز به هم نخورده است احتياط آن است كه براي نماز خود اذان و اقامه نگويد، به شرط اين كه براي جماعت اوّل اذان و اقامه گفته شده باشد.
مسأله 847ـ در جايي كه عدّه اي مشغول نماز جماعتند يا نماز آنان تازه تمام شده و صفها به هم نخورده است اگر كسي بخواهد فرادي يا با جماعت ديگري كه برپا مي شود نماز بخواند اذان و اقامه از او ساقط است به شرط اين كه براي آن نماز اذان و اقامه گفته باشند و نماز جماعت صحيح باشد و هر دو نماز در يك مكان و هر دو ادا و مربوط به يك وقت و در مسجد باشد.
مسأله 848ـ كسي كه اذان ديگري را مي شنود مستحبّ است هر جمله را كه مي شنود بازگو كند، بازگو كردن اقامه نيز به اميد ثواب مستحبّ است (و آن را حكايت اذان و اقامه گويند).
مسأله 849ـ اگر مرد اذان زن را بشنود اذان از او ساقط نمي شود، ولي اگر زن اذان مرد را بشنود اذان از او ساقط مي شود.
مسأله 850ـ در جماعتي كه مردان و زنان شركت دارند اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولي در جماعت زنان اذان و اقامه زنان كافي است.
مسأله 851ـ هرگاه كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلاً &laquo;اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدَاً رَسُولُ اللّهِ&raquo; را قبل از &laquo;اَشْهَدُ اَنْ لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ&raquo; بگويد، بايد برگردد و ترتيب را رعايت كند.
مسأله 852ـ ميان اذان و اقامه بايد زياد فاصله ندهد و اگر فاصله بقدري باشد كه اقامه مربوط به آن اذان حساب نشود دوباره بگويد و همچنين ميان اذان و اقامه با نماز نبايد زياد فاصله شود و اِلاّ اذان و اقامه را اعاده نمايد.
مسأله 853ـ اذان و اقامه بايد به عربي صحيح گفته شود، بنابراين اگر غلط بگويد، يا ترجمه آنها را به فارسي يا زبان ديگر بگويد صحيح نيست.
مسأله 854ـ اذان و اقامه را قبل از داخل شدن وقت نماز نمي توان گفت و اگر بگويد باطل است.
مسأله 855ـ هرگاه پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان را گفته يا نه، اذان را بگويد، ولي اگر مشغول اقامه شود و شك كند، اعتنا به شك نكند، ولي اگر در جمله هاي اذان و اقامه شك كند احتياط آن است كه برگردد و به جا آورد.
مسأله 856ـ مستحبّ است در موقع اذان گفتن رو به قبله بايستد و باوضو باشد و صدا را بلند كند وبكشد و بين جمله هاي آن كمي فاصله دهد و درميان آن حرف نزند.
مسأله 857ـ شايسته است كه بدن در موقع گفتن اقامه آرام باشد و اقامه را از اذان آهسته تر بگويد و فاصله جمله ها را كمتر كند و ميان اذان و اقامه يك گام بردارد، يا كمي بنشيند، يا سجده كند، يا دعا نمايد، يا دو ركعت نماز به جا آورد.
مسأله 858ـ بهتر است كسي راكه براي اذان معيّن مي كنند، عادل و وقت شناس و صدايش مناسب و بلند باشد و اذان را در جاي بلند بگويد و در صورتي كه از بلندگوها استفاده شود مانعي ندارد گوينده اذان در محل پايين قرار گيرد.
مسأله 859ـ شنيدن اذان از راديو و مانند آن براي نماز كافي نيست، بلكه خود نمازگزاران به شرحي كه در بالا گفته شد بايد اذان بگويند.
مسأله 860ـ اذان گفتن به صورت غنا يعني آهنگي كه مناسب مجالس لهو و لعب&nbsp;است حرام و باطل است.
مسأله 861ـ احتياط واجب آن است كه اذان را هميشه به قصد نماز بگويند و گفتن اذان براي اعلام دخول وقت بدون قصد نماز بعد از آن مشكل است.
واجبات نماز
مسأله 862ـ واجبات نماز يازده چيز است:&nbsp;1ـ نيّت، 2ـ تكبيرة الاحرام، يعني &laquo;اللّهُ اكبرُ&raquo; در اوّل نماز، 3ـ قيام، 4ـ قرائت، 5ـ ركوع، 6ـ سجود، 7ـ ذكر ركوع و سجود، 8ـ تشهّد، 9ـ سلام، 10ـ ترتيب، 11ـ موالات&nbsp;(پي در پي به جا آوردن اجزاء نماز).
مسأله 863ـ واجبات نماز بر دوگونه است: بعضي ركن است و بعضي غير ركن، ركن چيزي است كه اگر آن را به جا نياورد يا اضافه كند نماز باطل است، خواه عمداً باشد يا از روي سهو و اشتباه، ولي در واجبات غير ركني هنگامي نماز باطل مي شود كه آن را عمداً كم و زياد كند و اگر از روي سهو و اشتباه كم و زياد كند نماز صحيح است.
مسأله 864ـ&nbsp;اركان نماز پنج چيز است: اوّل نيّت. دوم تكبيرة الاحرام. سوم قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متّصل به ركوع، يعني ايستادن پيش از ركوع. چهارم ركوع. پنجم دو سجده&nbsp;(البتّه در نيّت زيادي تصوّر نمي شود و زيادي تكبيرة الاحرام نيز اگر از روي سهو باشد نماز را باطل نمي كند، هرچند احتياط مستحب آن است كه آن را اعاده كند).
1ـ نيّت
مسأله 865ـ نماز را بايد به قصد قربت يعني براي اطاعت فرمان خدا انجام داد و لازم نيست نيّت را به زبان آورد و يا در اوّل نماز از قلب بگذراند، همين اندازه كه اگر سؤال كنند چه مي كني، بتواند جواب دهد كه براي خدا نماز مي خوانم كافي است.
مسأله 866ـ در موقع نيّت بايد قصد كند كه نماز ظهر مي خواند يا عصر يا نمازهاي&nbsp;ديگر و اگر فقط نيّت كند چهار ركعت نماز مي خوانم كافي نيست، بلكه نمازي را كه مي خواند بايد در نيّت خود معيّن كند و احتياط واجب آن است كه قضا و ادا بودن آن را نيز معيّن نمايد.
مسأله 867ـ نيّت بايد تا آخر نماز ادامه داشته باشد و اگر طوري غافل شود كه نداند چه مي كند نمازش باطل است.
مسأله 868ـ هركس براي ريا يعني نشان دادن به مردم نماز يا عبادت ديگري را انجام دهد علاوه بر اين كه عبادتش باطل است گناه كبيره نيز انجام داده است و اگر خدا و مردم را هر دو در نظر بگيرد باز عملش باطل و گناه كبيره است.
مسأله 869ـ اگر قسمتي از نماز را به قصد ريا انجام دهد نماز باطل است، خواه قسمت واجب باشد مثل حمد و سوره، يا مستحب مانند قنوت، بنابراحتياط واجب.
مسأله 870ـ هرگاه اصل نماز را براي خدا مي خواند، ولي به قصد ريا آن را در مسجد يا در اوّل وقت يا با جماعت انجام مي دهد نمازش باطل است، ولي اگر براي ريا نيست بلكه نماز خواندن در اوّل وقت يا در مسجد براي او راحت تر است اشكالي ندارد.
2ـ تكبيرة الاحرام
مسأله 871ـ اوّلين جزء نماز &laquo;اَللّهُ اَكبَرُ&raquo; است كه آن را &laquo;تكبيرة الاحرام&raquo; مي گويند و ترك آن خواه از روي عمد باشد يا سهو نماز را باطل مي كند، امّا اضافه كردن آن (يعني به جاي يك اَللّهُ اَكبَرُ مثلاً دو مرتبه اَللّهُ اَكبَرُ بگويد) اگر عمدي باشد موجب باطل شدن نماز است.
مسأله 872ـ &laquo;اَللّهُ اَكبَرُ&raquo; مانند ساير ذكرهاي نماز و حمد و سوره بايد به عربي صحيح گفته شود و عربي غلط يا ترجمه آن كافي نيست.
مسأله 873ـ بايد موقع گفتن تكبيرة الاحرام بدن آرام باشد و اگر در حالي كه مثلاً قدم بر مي دارد اَللّهُ اَكبَرُ بگويد باطل است و چنانچه سهواً بگويد احتياط واجب آن&nbsp;است كاري كند كه نماز باطل شود (مثلاً صورت را به طرف پشت قبله كند) و دوباره تكبير بگويد.
مسأله 874ـ تكبير و حمد و سوره و ساير ذكرهاي نماز را بايد طوري بخواند كه اگر مانعي در كار نباشد حدّاقل خودش آن را بشنود.
مسأله 875ـ كساني كه به خاطر بيماري يا لال بودن نمي توانند تكبير را درست بگويند بايد هر طوري مي توانند بگويند و اگر هيچ نمي توانند بگويند احتياط واجب آن است كه اشاره كنند و با زباني كه در ميان افراد كر و لال متعارف است آن را ادا نمايند و در قلب خود نيز بگذرانند.
مسأله 876ـ مستحبّ است بعد از تكبيرة الاحرام به قصد رجاء اين دعا را بخوانند: &laquo;يا مُحْسِنُ قَدْ اَتاك الْمُسيءُ وَ قَدْ أَمَرْتَ الْمـُحْسِنَ اَنْ يَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسيئِ اَنتَ الْمـُحْسِنُ وَ أَنَا الْمُسيئُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلَي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبِيحِ ما تَعْلَمُ مِنّي. يعني: &laquo;اي خداي نيكوكار! بنده گنهكارت به در خانه تو آمده است تو امر كرده اي كه نكوكار از گنهكار بگذرد،تو نيكو كاري و من گنهكارم، به حقّ محمّد و آل محمّد رحمتت را بر محمّد و آل محمّد بفرست و از كارهاي زشتي كه مي داني از من سرزده بگذر!&raquo;
مسأله 877ـ مستحبّ است در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و ساير تكبيرهاي نماز دستها را تا مقابل گوش بالاببرد.
مسأله 878ـ هرگاه شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن حمد شده است به شك خود اعتنا نكند واگر چيزي نخوانده بايد تكبير را بگويد و هرگاه مي داند تكبيرة الاحرام را گفته امّا شك دارد كه صحيح گفته است يا نه، اگر اين شك بعد از گفتن تكبير پيدا شود اعتنا نكند.
3ـ قيام
مسأله 879ـ قيام يعني ايستادن، در دو جاي نماز، واجب و ركن است: هنگام گفتن&nbsp;تكبيرة الاحرام و قيام قبل از ركوع كه آن را &laquo;قيام متّصل به ركوع&raquo; گويند، ولي قيام در موقع خواندن حمد و سوره و همچنين بعد از ركوع واجب است امّا ركن نيست.
مسأله 880ـ هرگاه ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده بايد بايستد و به ركوع رود و اگر به حالت خميدگي به ركوع برگردد نماز او باطل است زيرا قيام متّصل به ركوع را به جا نياورده است.
مسأله 881ـ در موقع قيام نبايد بدن و پاها را حركت دهد و به طرفي خم شود يا به جايي تكيه كند، ولي اگر از روي ناچاري باشد مانعي ندارد.
&lt;span style="font-size: medium;"]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>داستان هاي از نماز</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/داستان-هاي-از-نماز</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/داستان-هاي-از-نماز</guid>

<description><![CDATA[
توبه&lrm;&nbsp;سر دسته&lrm;&nbsp;راهزنان
یكی از علماء از كربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند.
آن عالم می گوید : &laquo; من كتابی داشتم كه سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن را نوشته بودم و چون خیلی مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود، اتفاقاً كتاب یاد شده نیز به سرقت رفت، به ناچار به یكی از سارقین گفتم من كتابی در میان اموالم داشتم كه شما آن را به غارت برده اید و اگر ممكن است آن را به من برگردانید زیرا بدرد شما نمی خورد
توبه&lrm;&nbsp;سر دسته&lrm;&nbsp;راهزنان
یكی از علماء از كربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند.
آن عالم می گوید : &laquo; من كتابی داشتم كه سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن را نوشته بودم و چون خیلی مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود، اتفاقاً كتاب یاد شده نیز به سرقت رفت، به ناچار به یكی از سارقین گفتم من كتابی در میان اموالم داشتم كه شما آن را به غارت برده اید و اگر ممكن است آن را به من برگردانید زیرا بدرد شما نمی خورد&raquo;.
آن شخص گفت: &laquo; ما بدون اجازه رئیس نمی توانیم كتاب شما را پس بدهیم و اصلاً حق نداریم دست به اموال بزنیم &raquo;.
گفتم: &laquo; رئیس شما كجا است &raquo;.
گفت: &laquo; پشت این كوه جایگاه او است &raquo; .
لذا من به همراهی آن دزد به نزد رئیسشان رفتیم، وقتی وارد شدیم دیدم كه رئیس دزدها نماز می خواند. موقعی كه از نماز فارغ شد آن دزد به رئیس خود گفت:
&laquo; این عالم یك كتابی بین اموال دارد و آن را می خواهد و ما بدون اجازه&lrm;ی شما نخواستیم بدهیم &raquo;.
من به رئیس دزدها گفتم: &laquo; اگر شما رئیس راهزنان هستید، پس این نماز خواندن چرا؟ نماز كجا؟ دزدی كجا؟ &raquo;.
گفت: &laquo; درست است كه من رئیس راهزنان هستم ولی چیزی كه هست، انسان نباید رابطه&lrm;ی خود را با خدا به كلّی قطع كند و از خدا تماماً روی گردان شود، بلكه باید یك راه آشتی را باقی گذارد. حالا كه شما عالمید به احترام شما اموال را برمی گردانیم &raquo;.
و دستور داد همین كار را كردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه دادیم.
پس از مدّتی كه به كربلا و نجف برگشتم، روزی در حرم امام حسین - علیه السّلام - همان مرد را دیدم كه با حال خضوع و خشوع گریه و دعا می كرد. وقتی كه مرا دید شناخت و گفت:
&laquo; مرا می شناسی؟ &raquo;
گفتم: &laquo; آری! &raquo;
گفت: &laquo; چون نماز را ترك نكردم و رابطه ام با خدا ادامه داشت، خدا هم توفیق توبه داده و از دزدی دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من بود، به صاحبانشان برگرداندم و هر كه را نمی شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اكنون توفیق توبه و زیارت پیدا كرده&zwnj;ام &raquo;.[1]
[1] . كتاب پاداشها و كیفرها.
آرامش در نماز
در یكی از جنگ&zwnj;ها كه پیامبر همراه لشكر بودند، در شبی كه پاسبانی لشكر اسلام بر عهده&zwnj;ی عباد بن بُشر و عمّار یاسر بود، نصف اول شب نصیبِ،&zwnj;عباد گردید و نصف دوم نصیب عمار، پس عمار خوابید و تنها بُشر بیدار بود و مشغول نماز گردید در آن حال یكی از كفار به قصد شبیخون زدن به لشكر اسلام برآمد به خیال اینكه پاسبانی نیست و همه خوابند از دور عباد را دید ایستاده و تشخیص نمی&zwnj;داد كه انسانست یا حیوان یا درخت برای اینكه از طرف او نیز مطمئن شود تیری به سویش انداخت تیر بر پیكر عباد نشست و او اَبداً اعتنایی نكرد، تیر دیگری به او زد و او را سخت مجروح و خونین نمود باز حركت نكرد تیر سوم زد پس نماز را كوتاه نمود و تمام كرد و عمار را بیدار نمود عمار دید سه تیر بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون كرده گفت: چرا در تیر اول مرا بیدار نكردی عباد گفت: مشغول خواندن سوره&zwnj;ی كهف در نماز بودم و میل نداشتم آن را ناتمام بگذارم و اگر نمی&zwnj;ترسیدم كه دشمن بر سرم برسد و صدمه&zwnj;ای به پیغمبر برساند و كوتاهی در این نگهبانی كه به من واگذار شده كرده باشم هرگز نماز را كوتاه نمی&zwnj;كردم اگر چه جانم را از دست می&zwnj;دادم.[1]
[1] . سفینه البحار، ج2، ص145.
اولین نمازگزاران اسلام
عبدالله بن مسعود می&zwnj;گوید: در اولین مرتبه كه از جریان امر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آگاه شدم، هنگامی بود كه به همراه عموهایم با چند تن دیگر از قوم خود به قصد خرید اجناس وارد شهر مكه شدیم. و از جمله اجناسی كه در نظر داشتیم آن را تهیه كنیم عطر بود و ما را برای تحصیل این متاع به سوی عباس بن عبدالمطلّب راهنمایی كردند.
ما به جانب عباس رهسپار شدیم و او در نزدیكی چاه زمزم در نزدیكی خانه كعبه نشسته بود و ما هم پهلوی او نشستیم. در این هنگام مردی از درب صفا داخل مسجد شد كه رنگ او سفید متمایل به قرمزی بود، موی سرش تا وسط گوش كشیده شده و پیچیده مانند بود، دماغ او باریك و صاف و اندك برآمدگی داشت، چشم&zwnj;هایش سیاه و بزرگ بود، دندان&zwnj;های سفید و برّاقی داشت، دست&zwnj;ها و پاهای او درشت و مردانه بود، محاسن پُری داشت و از دو پارچه&zwnj;ی سفید لباس پوشیده بود گویی كه ماهیست چهارده شبه و از افق برتابیده است.
این مرد خوش اندام وارد مسجد شد و در جانب راست او پسر نیكو رویی بود و در پشت سر آنان زنی آهسته قدم بر می&zwnj;داشت و خوب زینت&zwnj;های خود را پوشیده بود این سه نفر به سوی سنگ آسمانی حجرالاسود آمدند و به ترتیب حجر را دست كشیده و بوسیدند و سپس هفت مرتبه خانه كعبه را طواف كردند. و بعد از طواف در مقابل رُكن ایستاده و شروع كردند به نماز خواندن: دست برای تكبیر بلند كرده و تكبیر گفتند و بعد از قیام ركوع كردند، سپس به سجده رفتند و بعد باز قیام نمودند. و ما از مشاهده&zwnj;ی این جریان تعجب كردیم زیرا در سرزمین مكه این اعمال و اینگونه عبادت سابقه نداشته است.
پس رو به سوی عباس كردیم و گفتیم: آیا این آئین جدیدی است كه در میان شما پیدا شده است، یا چیزیست كه آنرا نمی&zwnj;شناسیم؟ عباس گفت: آری سوگند به پروردگار متعال كه آن را نمی&zwnj;شناسید، این مرد برادرزاده&zwnj;ی من محمد بن عبدالله است و این پسر علی ابن ابیطالب است و این زن خدیجه دختر خویلد و زن محمد است، و در روی زمین كسی به جز این سه نفر پیدا نمی&zwnj;شود كه اینگونه و به این ترتیب خداوند جهان را پرستش كند.[1]
[1] . سیر اعلام النبلاء، ج1، ص333.
چهل روز نماز
گوهرشاد همسر شاهرخ میرزا كه به منطقه&zwnj;ای وسیعی از ایران حكومت می&zwnj;كرد به فكر ساختن مسجدی در كنار بارگاه ملكوتی امام رضا (علیه السلام) افتاد؛ لذا تمام خانه&zwnj;ها و زمین&zwnj;های اطراف حرم را خریداری كرد.
ساختمان مسجد شروع شد و گوهرشاد هر چند روز یك بار جهت سركشی به ساختمان،, به محوطه كار می&zwnj;آمد و دستورات لازم را به معماران و استادكاران می&zwnj;داد.
روزی برای سركشی ساختمان آمد، باد مختصری وزیدن گرفت،&zwnj;گوشه&zwnj;ی چادر خانم به وسیله&zwnj;ی باد كنار رفت، یكی از عمله&zwnj;ها چهره او را دید و دلباخته آن زن شد.
جرأت اظهار نظر برای او نبود، زیرا بیم آن داشت كه او را اعدام كنند،&zwnj;عمله و اظهار عشق به ملكه مملكت!!
دو سه روزی نگذشت كه عمله&zwnj;ی بیچاره مریض شد او پرستاری جز مادر دردمندش نداشت.
طبیب از علاج او عاجز شده مادر مهربان كنار بستر تنها فرزندش گریه می&zwnj;كرد، فرزند چاره&zwnj;ای ندید جز اینكه دردش را به مادر اظهار كند. مادر ساده دل و ساده لوح، برای رفع این مشكل به گوهرشاد خانم مراجعه كرده و درد فرزندش را با او در میان گذاشت و گفت:
اگر كاری نكنی تنها پسرم از دستم می&zwnj;رود.
گوهرشاد به آن مادر دل سوخته گفت:
چرا این مطلب را زودتر با من در میان نگذاشتی تا بنده از بندگان خدا را از گرفتاری نجات دهم. آنگاه گفت: ای مادر به خانه برو و سلام مرا به فرزندت برسات و بگو من حاضرم با تو ازدواج كنم، ولی شرطی را باید من رعایت كنم و شرطی را تو باید رعایت كنی.
اما شرطی كه من باید رعایت كنم جدایی از شاهرخ میرزا است، اما شرطی كه تو باید مراعات كنی پرداختن مهریّه به من است و آن مهریه این است كه چهل شبانه روز در محراب زیر گنبد مسجد نماز بخوانی.
مادر به خانه برگشت و تمام مسائل را با پسر خود در میان گذاشت، پسر از شدت تعجب خیره شد و از این خبر آن چنان شادمان شد كه به زودی از بستر رنج برخاست و با كمال اشتیاق قبول كرد كه این مهریه را انجام دهد و پیش خود گفت:
چهل روز كه چیزی نیست اگر چند سال به من پیشنهاد می&zwnj;شد حاضر به اجرای آن بودم.
در هر صورت به محراب مسجد رفت و چهل شبانه روز در آنجا نماز خواند به این امید كه به وصال گوهرشاد برود. ولی به تدریج علاقه&zwnj;اش به گوهرشاد از بین رفت و به عشق الهی گرفتار گردید.
پس از چهل شبانه روز نماینده گوهرشاد به محراب عبادت آمد تا مژده وصل را به او بدهد ولی متوجه شد كه حال او تغییر كرده و اثری از علاقه و عشق به گوهرشاد در او نیست، نماینده گوهرشاد به او گفت:
من از طرف خانم آمده&zwnj;ام.
گفت: به خانم بگو من روز اول عاشق تو بودم ولی الآن دیگر عاشق تو نیستم بلكه عاشق خدا شده&zwnj;ام.
راستی عجیب است، راهنمایی آن زن بزرگوار را ببینید كه برای علاج هوای نفس چه نسخه&zwnj;ای می&zwnj;دهد و اثر نماز را ببینید كه با این كه در اول كار از راه حقیقی دور بود ولی عاقبت هدایت یافت.[1]
لطیف راشدی ـ سرود شكفتن، ص28
[1] . عرفان اسلامی،&zwnj;ج5.
نماز در وسط مناظره
هنگامی كه حضرت رضا (علیه السلام) با دانشمند معروف عِمران صابئی مناظره می&zwnj;نمودند و بحث به جای حساس خود رسیده بود، یكباره حضرت از جای خود برخاستند و رو به مأمون كرده و فرمودند: موقع نماز است.
عمران عرض كرد: آقای من؛ پاسخ سؤالات مرا قطع نكن كه قلبم نرم و آماده شده، امام (علیه السلام) فرمود: نماز می&zwnj;خوانیم و باز می&zwnj;گردیم.[1]
[1] .عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ص154.
نماز اول وقت در مسابقه
او از همان سنین كودكى به نماز اول وقت اهمیت مى داد و فضیلت نماز اول وقت را با هیچ چیز دیگر عوض نمى كرد. در دوران جوانى كه به ورزش &zwj; كشتى مى رفت روزى براى انجام مسابقات به اتفاق هم به سالن رفتیم . مسابقات فینال بود، در میان جمعیت به تماشا نشسته بودم كه چند نفر از رقیبان با هم مبارزه كردند. نوبت به عباس [1]رسید. چند بار نام او را براى مبارزه خواندند، امّا او نبود و حاضر نشد، تا این كه دست رقیب او را به عنوان برنده مسابقه بالا بردند. نگران شدم به خودم مى گفتم : یعنى عباس كجا رفته ؟ در جستجوى او بودم نگاهم به او افتاد كه از درب سالن وارد مى شد. جلو رفتم و گفتم : كجا بودى ؟ اسمت را خواندند، نبودى ؟ گفت : وقت نماز بود، نماز از هر كارى برایم مهمتر است . رفته بودم نماز جماعت.[2]
[1] . عباس حاجى زاده بعدها در یكى از عملیاتها به فیض شهادت نائل آمد.
[2] .ستارگان خاكى ، ص 219.
نماز شب دائم امام خمینی(ره)
نماز شبِ امام خمینی پنجاه سال ترك نشد. امام در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید، حتی در روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب می&zwnj;خواند. امام در قم بیمار شدند و به دستور اطباء می&zwnj;بایست به تهران منتقل شوند. هوا بسیار سرد بود و برف می&zwnj;بارید، یخبندان عجیبی در جاده&zwnj;ها وجود داشت امام چندین ساعت در آمبولانس بودند و پس از انتقال به بیمارستان قلب باز نماز شب خواندند. شبی كه امام از پاریس به سوی تهران می&zwnj;آمدند تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و تنها امام در طبقه بالای هواپیما نماز شب می&zwnj;خواندند و شما اگر از نزدیك دیده باشید، آثار اشك بر گونه&zwnj;های مبارك امام حكایت از شب زنده&zwnj;داری و گریه&zwnj;های نیمه شب وی دارد.
جالب این است كه امام همیشه موقع نماز عطر و بوی خوش مصرف می&zwnj;كردند و شاید بدون بوی خوش سر نماز نایستاده باشند، حتی در نجف هم كه نماز شب را پشت بام می&zwnj;خواندند در همان پشت بام نیز یك شیشه عطر داشتند.[1]
[1] . سرگذشت&zwnj;های ویژه، ج2، ص51.
تیجه&zwnj; عبادت بدون اخلاص
مردی بود كه هر كار می&zwnj;كرد نمی&zwnj;توانست اخلاص خود را حفظ كند و ریاكاری نكند، &zwnj;روزی چاره اندیشی كرد و با خود گفت: در گوشه&zwnj;ی شهر مسجدی متروك هست كه كسی به آن توجه ندارد و رفت و آمد نمی&zwnj;كند، خوبست شبانه به آن مسجد بروم تا كسی مرا ندیده خالصانه خدا را عبادت كنم در نیمه&lrm;های شب تاریك، مخفیانه به آن مسجد رفت، آن شب باران می&zwnj;آمد و رعد و برق و بارش شدت داشت. او در آن مسجد مشغول عبادت شد در وسط&zwnj;های عبادت، &zwnj;ناگهان صدائی شنید با خود گفت: حتماً شخصی وارد مسجد شد، خوشحال گردید كه آن شخص فردا می&zwnj;رود و به مردم می&zwnj;گوید این آدم چقدر خداشناس وارسته&zwnj;ای است كه در نیمه&zwnj;های شب به مسجد متروك آمده و مشغول نماز و عبادت است. او بر كیفیت و كمیت عبادتش افزود و همچنان با كمال خوشحالی تا صبح به عبادت ادامه داد، وقتی كه هوا روشن شد و به آن كسی كه وارد شده بود، زیر چشمی نگاه كرد دید آدم نیست بلكه سگ سیاهی است كه بر اثر رعد و برق و بارندگی شدید، نتوانسته در بیرون بماند و به مسجد پناه آورده است. بسیار ناراحت شد و اظهار پشیمانی می&zwnj;كرد و پیش خود شرمنده بود كه ساعت&zwnj;ها برای سگ عبادت می&zwnj;كرده است خطاب به خود كرد و گفت: ای نفس، من فرار كردم و به مسجد دور افتاده آمدم تا در عبادت خود، اَحدی را شریك خدا قرار ندهم، اینك می&zwnj;بینم سگ سیاهی را در عبادتم شریك خدا قرار داده&zwnj;ام، وای بر من چقدر مایه&zwnj;ی تأسف است كه این حالت را پیدا كرده&zwnj;ام.[1]
[1] . منتخب قوامیس الدرّر، ص144.
اذان نیمه شب
در زمان &laquo;معتضد&raquo;، بازرگان پیری از یكی از سران سپاه مبلغ زیادی طلبكار بود به هیچ وجه نمی توانست آن را وصول كند. ناچار تصمیم گرفت به خود خلیفه متوسل شود; اما هر وقت به دربار می&lrm;آمد، دستش به دامان خلیفه نمی رسید; زیرا دربانان و مستخدمان درباری به او راه نمی دادند.
بازرگان بیچاره از همه جا مأیوس شده بود كه شخصی او را به نزد خیاطی فرستاد و گفت: &laquo;این خیاط می&lrm;تواند گره از كار تو باز كند.&raquo;
بازرگان پیر در حالی كه مطمئن بود او نیز نمی تواند كاری انجام دهد; به نزد خیاط رفت، زیرا در جایی كه افراد سر شناس شهر نتوانسته بودند او را یاری دهند، پس چگونه یك خیاط ساده می&lrm;توانست چنین كند. اما وقتی ماجرا را برای خیاط تعریف كرد، او با خونسردی گفت: &laquo;برو به آن سپاهی بگو، اگر پولم را ندهی، خیاط از تو شكایت می&lrm;كند.&raquo;
تاجر درمانده &zwnj;حال فكر كرد كه خیاط بیهوده سخن می&lrm;گوید; ولی برای آن كه آخرین در را هم زده باشد، پیش مرد سپاهی رفت و جمله خیاط تكرار كرد. بر خلاف انتظارش، رنگ مرد پرید و فوری پول او را داد. این ماجرا بازرگان پیر را در شگفتی فرو برد و پیش خیاط برگشت و با اصرار زیاد از او خواست تا علت را بگوید. او نیز چنین تعریف كرد: &laquo;شبی از خیابان عبور می&lrm;كردم و افسری از سپاه عثمانی را دیدم كه مست از شرابخواری عربده می&lrm;كشید و فحش می&lrm;داد. در همین وقت زنی از خیابان می&lrm;گذشت كه افسر مست راهش را بست. زن با التماس و فریاد از رهگذران كمك خواست. ولی مردم از ترس، جرأت نداشتند جلو بروند. من پیش رفتم و با نرمی از او خواستم تا از سر راه زن كنار برود. او با چماقش به من حمله كرد و دوستانش را هم فرا خواند تا مرا دور كنند. جمعیت از ترس متفرق شد و من هم ناچار شدم برای حفظ جانم در برابر آن سربازان مست از آن جا دور شوم.
ولی فكر زن بیچاره لحظه ای رهایم نمی كرد و با خود می&lrm;اندیشیدم كه چطور او را یاری دهم. یكدفعه فكری به ذهنم رسید. فورا به مسجد رفتم و از بالای مناره با صدای بلند اذان گفتم. ناگهان دیدم فوج سربازهای سواره و پیاده به خیابان ها ریختند و همه پرسیدند: &laquo;این كسیت كه در این وقت شب اذان می&lrm;گوید؟&raquo; من وحشت زده خودم را معرفی كردم. گفتند: &laquo;زود پایین بیا كه خلیفه تو را خواسته است.&raquo;
مرا نزد خلیفه بردند. اوكه منتظر من بود، علت اذان گفتنم را پرسید. من هم جریان را از اول تا آخر برایش نقل كردم. او فوری دستور داد آن افسر را باز داشت كنند. از آن پس، من هر گاه با چنین مظالمی رو به رو می&lrm;شوم، همین برنامه را اجرا می&lrm;كنم، یعنی اذان می&lrm;گویم. از آن به بعد، تمام افسرها از من حساب می&lrm;برند.&raquo;
اخلاص شیخ عباس قمی
در یكی از ماه&zwnj;های رمضان با چند تن از رفقاء از ایشان (محدث قمی) خواهش كردیم كه در مسجد گوهرشاد اقامه&zwnj;ی جماعت را بر معتقدان و علاقه&zwnj;مندان، منت نهد، با اصرار و ابرام این خواهش پذیرفته شد و چند روز نماز ظهر و عصر در یكی از شبستان&zwnj;های آنجا اقامه شد و بر جمعیت این جماعت روز به روز می&zwnj;افزود هنوز به ده نرسیده بود، كه اشخاص زیادی، اطلاع یافتند و جمعیت فوق العاده شد؛ یك روز پس از اتمام نماز ظهر به من كه نزدیك ایشان بودم، گفتند: من امروز نمی&zwnj;توانم نماز عصر بخوانم رفتند و دیگر آن سال را برای نماز جماعت نیامدند در موقع ملاقات و استفسار از علت ترك نماز جماعت گفتند: حقیقت این است كه در ركوعِ ركعت چهارم، متوجه شدم كه صدای اقتداكنندگان كه پُشت سر من می&zwnj;گویند &laquo;یا الله یا الله ان الله مع الصابرین&raquo; از محلی بسیار دور به گوش می&zwnj;رسید، این توجه كه مرا به زیادتی جمعیت متوجه كرد، در من شادی و فرحی تولید كرد و خلاصه خوشم آمد كه جمعیت این اندازه زیاد است، بنابراین من برای امامت، اهلیت ندارم.[1]
[1] .فوائد الرضویّه، ج1، مقدمه محمود شهابی.
استخوان بی&zwnj;نماز
شخصی آمد به نزد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شكایت از فقر و نداری كرد حضرت فرمود: مگر نماز نمی&zwnj;خوانی عرض كرد من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می&zwnj;كنم، حضرت فرمود: مگر روزه نمی&zwnj;گیری عرض كرد سه ماه روزه می&zwnj;گیرم. آن حضرت فرمود امر خدا را نهی و نهی خدا را امر می&zwnj;كنی یا به كدام معصیت گرفتاری عرض كرد یا رسول الله حاشا و كلّا كه من خلاف فرموده&zwnj;ی خدا را بكنم حضرت متفكرانه سر به جیب حیرت فرو برد ناگاه جبرئیل نازل شد عرض كرد یا رسول الله حق تعالی ترا سلام می&zwnj;رساند و می&zwnj;فرماید در همسایگی این شخص باغیست و در آن باغ گنجشكی آشیانه دارد و در آشیانه او استخوان بی&zwnj;نمازی می&zwnj;باشد به شومی آن استخوان از خانه&zwnj;ی این شخص بركت برداشته شده است و او را فقر گرفته است. حضرت به او فرمود برو آن استخوان را از آنجا بردار، بینداز دور. به فرموده&zwnj;ی آن حضرت عمل كرد بعد از آن توانگر شد.[1]
[1] . انوار المجالس.
ترجیح نماز بر امتحان !
آقا سید محسن جَبَل عامِلی از علمای بزرگ شیعه است، نواده&zwnj;ی برادر مرحوم آقا سید جواد، صاحب مفتاح الكرامه است. ایشان در دمشق مدرسه&zwnj;ای تأسیس كرده&zwnj;اند كه دانش&zwnj;آموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل می&zwnj;كنند حاج سید احمد مصطفوی كه یكی از تُجار قم است، گفت من از خود سید محسن اَمین شنیدم كه می&zwnj;گفت یكی از تربیت یافتگان مدرسه&zwnj;ی ما برای تحصیل علم به آمریكا مسافرت كرد از آنجا نامه&lrm;ای برای من نوشت به این مضمون كه: چند روز پیش شاگردان مدرسه&zwnj;ی ما را امتحان می&zwnj;كردند من هم برای امتحان رفتم.
مدتی نشستم تا نوبت به من رسید، بسیار طول كشید تا اینكه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نمازم فوت می&zwnj;شود، از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم، آنهایی كه در آنجا بودند پرسیدند كجا می&zwnj;روی؟ چیزی نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من یك تكلیف دینی دارم وقتش می&zwnj;گذرد. گفتند امتحان هم وقتش می&zwnj;گذرد، اگر این جلسه برگزار شد، دیگر جلسه&zwnj;ای تشكیل نخواهند داد و برای خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسه&zwnj;ی خصوصی تشكیل نمی&zwnj;دهند. گفتم هر چه بادا باد. من از تكلیف دینی خود صرف نظر نمی&zwnj;كنم. بالأخره رفتم. از قضاء هیئت ممتحنه متوجه شده بودند كه من به اندازه&zwnj;ی اداء یك وظیفه&zwnj;ی دینی غیبت نموده&zwnj;ام انصاف داده، اظهار كرده بودند كه چون این شخص در وظیفه&zwnj;ی خود جِدّی است، روا نیست كه او را مُعطّل بگذاریم. برای قدردانی از اینكه عمل به وظیفه نموده باید جلسه&zwnj;ای خصوصی برایش تشكیل دهیم. این بود كه جلسه&zwnj;ی دیگری تشكیل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم. آقای سید محسن امین پس از نقل داستان فرمود من در مدرسه چنین شاگردانی تربیت كرده&zwnj;ام كه اگر به دریا بیفتند دامنشان تَر نمی&zwnj;شود.[1]
[1] . اَلكَلام یَجُرّ الكَلام، ج2، ص35.
دست برداشتن از دزدی
روایت شده كه به پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر دادند كه؛ &laquo; شخصی روزها نماز می خواند و شبها دزدی می كند &raquo;.
حضرت پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
&laquo; نماز او باعث ترك دزدیش می شود &raquo;.[1]
پس از مدتی او را دیدند كه در حال عبادت و در گوشه ای رنجور بود سبب وعلت را پرسیدند گفت: &laquo; توبه كرده ام ! و هر چه از هركس دزیده ام به آنها بر گردانده ام. و اینك می خواهم گوشتهائی كه از دزدی و حرام در بدنم روئیده است، آب شود! &raquo;
.[1] .بحار الانوار، ج 82.
نماز حضرت موسی(ع)
خدا به حضرت موسی(ع) وحی می&zwnj;كرد كه می&zwnj;دانی چرا تو را برگزیدم؟ و از میان خلق تو را كلیم خود گردانیدم؟ موسی گفت: نمی&zwnj;دانم پروردگار من.
فرمود: برای آنكه بر احوال بندگان خود نظر كردم و در میان ایشان كسی ندیدم نزد من از تو ذلیل&zwnj;تر باشد به درستی كه تو چون از نماز فارغ می&zwnj;شوی دو طرف روی خود را بر خاك می&zwnj;گذاری.
نماز اول وقت شهید رجائی
یكی از دوستان نزدیك شهید رجائی چنین می&zwnj;گوید: روزی حدود ظهر نزد شهید بزرگوار رجائی بودم صدای اذان شنیده شد، در حالی كه ایشان از جایشان حركتی كرده، می&zwnj;خواستند خود را برای اقامه&zwnj;ی نماز آماده كنند، یكی از خدمتگزاران وارد اتاق شد و گفت: غذا آماده است، سرد می&zwnj;شود، اگر اجازه می&zwnj;فرمایید بیاورم، شهید رجائی فرمودند: &zwnj;خیر بعد از نماز.
وقتی كه خدمتگزار از اتاق خارج شد،&zwnj;ایشان با چهره&zwnj;ای متبسم و دلی آرام خطاب به من فرمودند: عهد كرده&zwnj;ام هیچ وقت قبل از نماز ناهار نخورم اگر زمانی ناهار را قبل از نماز بخورم. یك روز روزه می&zwnj;گیرم.[1]
[1] .روش&zwnj;های پرورش احساس مذهبی، ص29.
نماز غلام پرهیزگار
سالی در مدینه قحطی و خشكسالی بود و مردم در صحرا و بیابان می&zwnj;رفتند و دعا می&zwnj;كردند، نماز می&zwnj;خواندند، شخصی می&zwnj;گوید من غلامی را در خلوت و تنهایی دیدم كه نماز می&zwnj;خواند و عبادت می&zwnj;كرد، از خشوع و گریه&zwnj;ای كه می&zwnj;كرد و مناجاتی كه با حق كرد و از دعائی كه كرد بارانی آمد كه مجذوب او شدم و شك نكردم كه آمدن باران از دعا و نماز او بوده است، لذا دنبالش را گرفتم هر جور هست من باید این غلام را در اختیار بگیرم و صاحب او شوم برای اینكه غلام او بشوم. دنبال او را گرفتم، آمد و آمد و رفت به خانه&zwnj;ی امام زین العابدین (علیه السلام).
این شخص رفت خدمت حضرت سجاد (علیه السلام) و گفت: آقا شما یك غلامی دارید من این غلام را می&zwnj;خواهم از شما بخرم، نه برای اینكه غلام من باشد، می&zwnj;خواهم او مخدوم من باشد و من می&zwnj;خواهم خدمتگزار او باشم، منت&zwnj;گذار و آن را به من بفروش. حضرت فرمود: آن را به تو می&lrm;بخشم. تا بالاخره آن غلام را حاضر می&zwnj;كنند حضرت می&zwnj;گوید همین را می&zwnj;گویی؟ شخص می&zwnj;گوید: بله. حضرت می&zwnj;فرماید: ای غلام، این شخص مالك تو است، غلام یك نگاه حسرت باری به من كرد و گفت: تو كه بودی كه آمدی و مرا از مولایم جدا كردی؟
شخص می&zwnj;گوید: من به او گفتم قربان تو؛ من تو را نگرفتم برای اینكه خدمتگزار خودم قرار بدهم من تو را گرفتم برای اینكه خدمتگزار تو باشم برای اینكه من در تو چیزی دیدم كه در كسی دیگر ندیده&zwnj;ام، من جز برای اینكه خدمتگزار باشم هیچ قصد و غرضی نداشتم من می&zwnj;خواهم از محضر تو استفاده بكنم و بهره ببرم بعد جریان را به او گفتم، تا سخن من تمام شد رو كرد به آسمان و گفت: خدایا این رازی بود بین من و تو، من نمی&zwnj;خواستم بندگان تو اطلاع پیدا كنند حالا كه بندگانت را مطلع كرده&zwnj;ای خدایا من را ببر، همین را گفت و جان به جان آفرین تسلیم كرد.[1]
[1] . داستان راستان
نماز جماعت چشم&zwnj;چران
به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند:
فلان جوان كه در نماز جماعت شما حاضر می&zwnj;شود چشم&zwnj;چران است و به نامحرم نگاه می&zwnj;كند.
حضرت فرمود: او را به حال خود واگذارید كه این نماز جماعت سبب ترك این عادت زشتش می&zwnj;شود.
بعد ازمدتی به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر دادند كه آن جوان موفق به توبه از آن عادت زشت شده است.
نابینا و نماز جماعت
یك نفر نابینا به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید و عرض كرد من نابینا (یا شب كور) هستم صدای اذان جماعت را می&zwnj;شنوم ولی كسی نیست كه دستم را بگیرد و مرا به جماعت برساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: از منزل خود تا مسجد، طنابی ببند، هنگام نماز جماعت، آن طناب را بگیر و با راهنمایی آن خود را به مسجد برسان و در نماز جماعت شركت كن.[1]
[1] . تهذیب الاحكام جدید، ج2، ص266.
نماز همه چیز ماست
یكى از اسراء نمازش كه تمام شد، سربازش عراقى صدایش كرد و گفت :
- شماها از نماز خواندن خسته نمى شوید؟ همیشه مى بینم چند نفر در حال نماز هستید، حتى شبها و نیمه شبها، شما خواب ندارید؟ آن برادر با آرامش رو به سرباز عراقى كرد و جواب داد: - ما به خاطر همین نماز اینجا اسیر شده ایم . نماز همه چیز ماست . نماز نور چشم ماست.[1]
&nbsp;
[1] . زخم شقایق ، ص 5.
دو ركعت نماز برای خدا
روزی دو شتر بزرگ و چاق برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هدیه آوردند.حضرت به اصحاب خود فرمود: آیا كسی هست در میان شما كه دو ركعت نماز بخواند و در قیام و ركوع و سجود و وضو و خشوع اهتمام به امور دنیا نداشته و در قلب او فكر دنیا نبوده باشد تا من یكی از این دو شتر را به او بدهم؟ كسی جواب نگفت. سه مرتبه این جمله را فرمود. كسی جواب او را ند اد مگر علی بن ابی&zwnj;طالب (علیه السلام) برخاست و عرض كرد یا رسول الله من می&zwnj;خوانم و از اول نماز تا آخر چیزی از دنیا به خاطرم راه نداده فكر دنیا را نمی&zwnj;كنم.
رسول خدا: بخوان. علی نماز را خوانده و تمام كرد. جبرئیل نازل شد و عرض كرد یا رسول الله یكی از دو شتر را به علی بده.
رسول خدا: من با علی شرط كرده بودم چیزی از دنیا به قلبش راه ندهد ولی علی در سلام نماز به خاطرش آورد من كدام یكی را بگیرم بزرگش را یا چاقش را.
جبرئیل: یا محمد خداوند می&zwnj;فرماید كه علی فكر می&zwnj;كرد بزرگ را بگیرم یا چاقرا گرفته قربانی كنم و در راه خدا صدقه بدهم و این فكر علی در سلام نماز برای خدا بود، نه برای دنیا. رسول خدا یك شتر از آن دو شتر را به علی (علیه السلام) داد.[1]
[1] . مناقب، ج1، ص302.
عشق واقعی به خدا
در كنار شهری خاركنی زندگی می&zwnj;كرد كه فقر و فاقه او را به شدت محاصره كرده بود.
روزها در بیابان گرم، همراه با زحمت فراوان و بی&zwnj;دریغ مشغول خاركنی بوده و پس از به دست آوردن مقداری خار، آن را به پشت خود بار نموده به شهر می&zwnj;آورد و به قیمت كمی می&zwnj;فروخت.
روزی در ضمن كار صدای دور شو، كور شو، شنید، جمعیتی را با آرایش فوق العاده در حركت دید، برای تماشا به كناری ایستاده دختر زیبای امیر شهر به شكار می&zwnj;رفت، و آن دستگاه با عظمت از آن او بود.
در این حین چشم جوان خاركن به جمال خیره كننده&lrm;ی او افتاد و به قول معروف دل و دین یكجا در برابر زیبایی خیره كننده او سودا كرد.
قافله عبور كرد و جوان ساعت&zwnj;ها در اندوه و حسرت می&zwnj;سوخت. توان كار كردن نداشت، لنگ لنگان به طرف شهر حركت كرد.
به حال اضطراب افتاد، دل خسته و افسرده شده، راه به جایی نداشت، میل داشت بدون هیچ شرطی، وسیله ازدواج با دختر شاه برایش فراهم شود.
دانشوری آگاه او را دید، از احوال درونش باخبر شد، تا می&zwnj;توانست او را نصیحت كرد ولی پند دانشور بی&zwnj;فایده بود و نصیحت او اثر نداشت و آنچه عاشق را آرام می&zwnj;كرد فقط رسیدن به محبوبش بود.
مرد دانشور آخر به او گفت:
&laquo;تو كه از حسب و نسب و جاه و مال، شهرت و اعتبار و زیبائی بهره&zwnj;ای نداری و عشق خواسته تو از محالات است و اكنون كه راه به بن&zwnj;بست رسیده، برای پیدا شدن چاره&zwnj;ی درد جز رفتن به مسجد و قرار گرفتن در سلك عابدین راهی نمی&zwnj;بینم. مشغول عبادت شو شاید از این راه به شهرت رسیده و گشایشی در كارت حاصل شود.&raquo;
خاركن فقیر پند دانشور را به كار بست،&zwnj;كوه و دشت و كار و كسب خویش را رها كرد و به مسجدی كه نزدیك شهر بود و از صورت آن جز ویرانه&zwnj;ای باقی نمانده بود آمد و بساط عبادت خود را جهت جلب نظر اهالی در آنجا پهن كرد.
كم&zwnj;كم كثرت عبادت و به خصوص نمازهای پی&zwnj;درپی، به تدریج او را در میان مردم مشهور كرد، آهسته آهسته ذكر خیرش دهان به دهان گشت و همه جا سخن او به میان آمد.
آری سخن از عبادت و پاكی و ركوع و سجود او در میان مردم آنچنان شهرت گرفت كه آوازه او به گوش شاه رسید و شاه با كمال اشتیاق قصد دیدار او كرد.
شاه روزی كه از شكار باز می&zwnj;گشت، مسیرش به كلبه&zwnj;ی عابد افتاد برای دیدن او عزم خود را جزم كرد و بالاخره همراه با ندیمان، با كبكبه شاهی قدم در مسجد خراب گذاشت.
پادشاه در ضمن زیارت خاركن فقیر و دیدن وضع عبادت او، به ارادتش افزوده شد، شاه تصور می&zwnj;كرد به خدمت یكی از اولیاء بزرگ الهی رسیده، تنها كسی كه خبر داشت این همه عبادت و آه و ناله قلابی و توخالی است خود خاركن بود.
در هر صورت پادشاه سر سخن را با آن جوان باز كرد و كلام را به مسأله ازدواج كشید، سپس با یك دنیا اشتیاق داستان دختر خود را مطرح كرده كه ای عابد شب زنده&zwnj;دار، تو تمام سنت&zwnj;های اسلامی را رعایت كرده&zwnj;ای مگر یك سنت مهم و آن هم ازدواج است، می&zwnj;دانی كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر مساله ازدواج چه تأكید سختی داشت. من از تو می&zwnj;خواهم به اجرای این سنت مهم برخیزی و فراهم آوردن وسیله&zwnj;ی آن هم با من، علاوه بر این من میل دارم كه تو را به دامادی خود بپذیرم، زیرا در سراپرده خود دختری دارم آراسته به كمالات و از لطف الهی از زیبایی خیره كننده&zwnj;ای هم برخوردار است، من از تو می&zwnj;خواهم به قبول پیشنهاد من تن در دهی، تا من آن پری&zwnj;روی را با تمام مخارج لازمه در اختیار تو قرار دهم!
جوان بعد از شنیدن سخنان شاه در یك دنیا حسرت فرو رفت و در جواب شاه سكوت كرده و شاه به تصور این كه حجب و حیاء و زهد و عفت مانع از جواب اوست چیزی نگفت، از جوان عابد خداحافظی كرد و به كاخ خود رفت، ولی تمام شب در این فكر بود كه چگونه زمینه&zwnj;ی ازدواج دخترش را با این مرد الهی فراهم كند.
صبح شد، شاه یكی از دانشوران را خواست و داستان عابد را با او در میان گذاشت و گفت به خاطر خدا و برای اینكه از قدم او زندگی من غرق بركت شود نزد او رو و وی را به این ازدواج و وصلت حاضر كن.
عالم آمد و پس از گفتگوی بسیار و اقامه و دلیل و برهان و خواندن آیه و خبر، &zwnj;جوان را راضی به ازدواج كرد.
سپس نزد شاه آمد و رضایت عابد را به سلطان خبر داد، سلطان از این مساله آن چنان خوشحال شد كه در پوست نمی&zwnj;گنجید.
مأموران شاه به مسجد آمدند و با خواهش و تمنا لباس دامادی شاه را به او پوشاندند و او را مانند نگینی در حلقه گرفتند و با كبكبه و دبدبه شاهی به قصر آورند. در آنجا غلامان و كنیزان دست به سینه برای استقبال او صف كشیده بودند و امیران و دبیران و سپاهیان جهت احترام به داماد شاه گوش تا گوش ایستاده بودند.
وقتی قدم به بارگاه شاه گذاشت و چشمش به آن همه جلال و شكوه و عظمت افتاد، غرق در حیرت شد و ناگهان برق اندیشه درون جان تاریكش را روشن كرد، به این مساله توجه نمود، من همان جوان فقیر و آدم بدبختم، من همان خاركن مسكین و دردمندم، من همانم كه مردم عادی حاضر نبودند سلامم را جواب بدهند، من همان گدای دل سوخته&zwnj;ام كه از تهیه&zwnj;ی قرص نان جویی و پارچه&zwnj;ای كهنه عاجز بودم، من همان پریشان عاجز و بینوای مستمندم!
آری جوان بر اساس آیات الهی به فكر فرو رفت، كه من همان خاركنم كه بر اثر عبادت میان تهی، و طاعت ریایی به این مقام رسیدم، آه بر من، حسرت و اندوه از من، اگر به عبادت حقیقی و طاعت خالص اقدام می&zwnj;كردم چه می&zwnj;شدم؟
در غوغای پر از آرایش ظاهری دربار، چشم دل خاركن باز شد، جمال دوست در آئینه&zwnj;ی دلش تجلی كرد. با قدم اراده و عزم استوار، پای از دربار بیرون گذاشت و از كنار آغوش آن پری&zwnj;وش كناره گرفت و به سوی نماز و عبادت واقعی و بندگی حقیقی خدا حركت كرد.
وقتی نماز ریائی و میان تهی و الفاظ بی&zwnj;معنی این گونه برای حل مشكل مدد كند، نماز واقعی و عبادات خالصانه، و طاعت بی&zwnj;ریا چه خواهد كرد؟[1]
لطیف راشدی ـ سرود شكفتن، ص&nbsp;&nbsp;15
[1] . كتاب عرفان اسلامی، جلد 5، به نقل از كتاب طاقدیس مرحوم ملا احمد نراقی.
فكر پریشان در نماز
سید هاشم امام جماعت مسجد &laquo;سردوزك&raquo; بعد از نماز منبر رفتند. در ضمن توصیه به لزوم حضور قلب در نماز فرمودند: روزی پدرم می&zwnj;خواست نماز جماعت بخواند. منهم جزء &zwnj;جماعت بودم ناگاه مردی به هیئت دهاتی وارد شد. از صفوف عبور كرد تا صف اول و پشت سر پدرم قرار گرفت. مؤمنین از این كه یك نفر دهاتی در صف اول ایستاده ناراحت شدند. او اعتنایی نكرد و در ركعت دوم در حال قنوت، نمازش را فُرادا كرد و نمازش را به تنهایی به اتمام رساند. همان جا نشست و مشغول نان خوردن شد. چون نماز تمام شد مردم از هر طرف به او حمله و اعتراض كردند او جواب نمی&zwnj;داد. پدرم فرمود: چه خبر است؟ گفتند: مردی دهاتی و جاهل به مسجد آمد و در صف اول پشت سر شما اقتدا كرد. آنگاه وسط نماز قصد فُرادا كرده و پس از اتمام نماز، نشسته نان می&zwnj;خورد. پدرم به آن شخص گفت چرا چنین كردی؟ در جواب گفت: سبب آن را آهسته به خودت بگویم یا در این جمع بگویم؟ پدرم گفت كه در حضور همه بگو؟ گفت: من وارد این مسجد شدم به امید اینكه از فیض نماز جماعت با شما بهره&zwnj;مند شوم. چون اقتدا كردم، دیدم شما در وسط حمد از نماز بیرون رفتید و در این حال واقع شدید كه من پیر شده&zwnj;ام و از آمدن مسجد عاجز شده&zwnj;ام، الاغی لازم دارم پس به میدان الاغ فروش&zwnj;ها رفتید و خری را انتخاب كردید. و در ركعت دوم در خیال تدارك خوراك و تعیین جای او بودید. من عاجز شدم و دیدم بیش از این سزاوار نیست با شما باشم، لذا نماز خود را تمام كردم این را بگفت و رفت. پدرم بر سر خود زد و ناله كرد و گفت: این مرد بزرگی است او را بیاورید: من با او كار دارم. مردم رفتند كه او را بیاورند، ناپدید گردید، و دیگر دیده نشد.[1]
[1] .راهنمای سعادت، ص152.
قضا شدن نماز در سفر
شخصی خدمت امام صادق - علیه السلام- رسید، و برای انجام كاری استخاره كرد. از قضاء استخاره بد آمد. ولی اعتنا نكرد، و سفرش را كه برای تجارت بود، آغاز كرد. اتفاقاً در سفر به او خوش گذشت، و سود بسیاری به دست آورد. وی از بد آمدن استخاره در شگفت ماند، از این رو پس از بازگشت، خدمت حضرت رسید و جریان را از ایشان پرسید. امام صادق - علیه السلام- لبخندی نموده و فرمودند: به یاد داری كه در مسافرتت در فلان منزل آنچنان خسته بودی كه خوابت برد. و وقتی بیدار شدی كه آفتاب طلوع كرده و نماز صبحت قضا شده بود؟! اگر خداوند متعال آنچه را كه در دنیاست به تو داده بود، جبران دو ركعت نماز قضای تو نمی&zwnj;شد.[1]
[1] . جبهه و جهاد اكبر، ص107.
فسوس آخرین نماز شب
شب قبل از عملیات محرم ، برادر مهدى سامع تا بعد از نیمه شب به شناسائى رفته بود و دیر وقت خسته و كوفته برگشته و به خواب رفت . بچه ها كه براى نماز شب بیدار شده بودند او را بیدار نكردند چراكه خسته بود و شب بعد هم باید در عملیات شركت مى كرد. صبح كه براى نماز بیدار شد گفت : مگر سفارش نكرده بودم مرا براى نماز شب بیدار كنید؟ آه سردى كشید و گفت : افسوس ! شب آخر عمرم نماز شب ام قضا شد! فردا شب عملیات آغاز شد و در حین عملیات، مهدى به خیل عظیم شهدای اسلام پیوست.[1]
[1] .جا نماز معطّر، ص 20.
نماز و كودكان
روزی پیغمبر اكرم با جمعی از مسلمین در نقطه ای نماز می گذارد. موقعی كه آن حضرت به سجده می رفت حسین - علیه السّلام- كه كودك خردسالی بود به پشت پیغمبر سوار می شد و پاهای خود را حركت می داد و هی هی می كرد. وقتی پیغمبر می خواست سر از سجده بردارد او را می گرفت، پهلوی خود به زمین می گذارد. باز در سجده&lrm;ی دیگر، و تا پایان نماز طفل مكرر به پشت پیغمبر سوار می شد. یك نفر یهودی ناظر این كار بود. پس از نماز به حضرت عرض كرد: شما با كودكان خود طوری رفتار می كنید كه ما هرگز چنین نمی كنیم. پیغمبر اكرم در جواب فرمود: اگر شماها به خدا و رسول خدا ایمان می داشتید به كودكان خود عطوف و مهربان بودید.
مهر ومحبت پیغمبر عظیم الشأن نسبت به كودك، مرد یهودی را سخت تحت تأثیر قرار داد و صمیمانه آئین مقدّس اسلام را پذیرفت.[1]
[1] . بحار الانوار، جلد 10،&zwnj;ص 83.
نماز مادر برای صبر
قافله&zwnj;ای از حاجیان در صحرا به خیمه&zwnj; زنی رسیدند، خواستند استراحت نمایند. اجازه گرفتند و در خیمه&zwnj;اش وارد شدند. زن گفت ای زائران خانه&zwnj; خدا خوش آمدید؛ شتران من به چَرا رفته&zwnj;اند وقتی برگشتند از شما پذیرایی می&zwnj;كنم. زن بیرون شد از دور چوپان مویه كنان می&zwnj;آمد به زن گفت: شترها نزدیك چاه آب كه رسیدند هجوم آوردند و پسرت را به چاه افكندند. بدیهی است چاه&zwnj;هایی كذایی كه عمق زیاد و آب فراوان دارد افتادن در آنها مُردن است و امید نجاتی نیست.
زن جلو رفت تا چوپان را آرام كند گفت ما میهمان داریم صدا نكن مبادا میهمان&zwnj;ها ناراحت شوند، میهمان نوازی، لازمه&zwnj; مسلمانی است. فوراً دستور داد گوسفندی كُشتند و آماده برای پذیرایی شد.
وقتی زن وارد خیمه شد حاجی&zwnj;ها به او گفتند ما خیلی متأسفیم كه چنین جریانی رُخ داده و در چنین موقعی مزاحم شدیم.
زن گفت آقایان حُجّاج من نمی&zwnj;خواستم شما بفهمید و متأثر شوید ولی حالا كه دانستید پس اذن بدهید من دو ركعت نماز بخوانم، چراكه خدا در قرآن فرموده: &laquo;وَاستَعینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلوه&raquo; به نماز طلب یاری كنید. من هم برای بردباری در این مصیبت نماز بخوانم.
((من و شما اسمی از اهل قرآن داریم، زن بیابانی به یك آیه&zwnj; قرآن عمل می&zwnj;كند. از نماز))
بعد گفت كه كدامتان می&zwnj;توانید قرآن بخوانید؟ یكی از حاجی&zwnj;ها شروع به خواندن آیات اِسترجاع كرد &laquo;وَلَنَبلَُونّهم بِشَیء مِنَ الخَوفِ وَالجُوع ... &raquo; زن گفت خدایا اگر بنا بود كسی در این دنیا بماند باید حبیبت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می&zwnj;ماند پروردگارا در قرآن مجیدت امرِ به صبر فرمودی و وعده&zwnj; اَجر دادی، من در مصیبت جوانم صبر می&zwnj;كنم تو هم در عوض پاداشت را شاملِ حال من گردان و این جوانم را بیامرز.[1]
[1] . نماز عرفان.
مورد اعتماد بودن نماز خوان
یك مهندس روسی تعدادی كارگر ایرانی را برای كار استخدام كرده بود، كارگران بنا به وظیفه شرعی وقت اذان كه می&lrm;شد برای خواندن نماز دست از كار می&lrm;كشیدند.
یك روز مهندس به آن ها ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آثار و بركات نماز</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/آثار-و-بركات-نماز</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/آثار-و-بركات-نماز</guid>

<description><![CDATA[
اكنون بدون اين در اين اسرار و حكمت ها خللى ايجاد شود، وقتى بنده به آستان حق رو مى كند و فرمان او را با نمازگذاردن اجابت مى نمايد مشمول عنايت هاى الهى و بركات و آثار نماز مى گردد. برخى آثار نماز به اين شرح است:
يك. نماز موجب احساس غرور و افتخار است چه افتخارى از اين بالاتر كه انسان با خالق خود سخن بگويد و او كلام انسان را بشنود و بپذيرد.
دو. نماز از آن جهت كه وسيله اتصال عبد به مولاست، موجب احساس قدرت بنده مى گردد. نماز گزاران حقيقى به وسيله نماز به اطمينان قلبى مى رسند و ترس از غير خدا را از دل بيرون مى كنند.
سه. نماز موجب احساس عزت است چون تمام عزت ها از آن خداست، از اين رو اتصال به عزيز مطلق به انسان عزت و سربلندى مى بخشد.
چهار. نماز بزرگترين عامل تربيت و اصلاح ظاهرى و باطنى است.
پنج. نماز سبب گشايش امور و خروج از دشوارى هاست &laquo;واستعينوا بالصبر والصلوه از صبر و نماز در برخورد با مشكلات كمك بگيريد&raquo;(۱)
با توجه به اين آثار است كه گفته شده نماز اعلان نياز به درگاه بى نياز است. انسانى كه سر تا پا كارش و صفاتش، خلقتش و بقااش وابسته به خداوند است براى اين كه موجوديتش به عنوان &laquo;عبد&raquo; در جهان خلقت به رسميت شناخته شود، لازم است ارتباط خود را با خالق هستى از راه عبادت برقرار و حفظ نمايد.
در واقع نماز پيش از آن كه اعلان نياز باشد، اظهار بندگى است و &laquo;عبد&raquo; اول &laquo;عبوديت&raquo; خود را ثابت مى كند بعد خواه ناخواه مشمول توجهات ربوبى مى شود.
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كه خواجه خود روش بنده پرورى داند
مضامين بالاى سوره حمد گوياى اين حقيقت است كه توحيد و يگانه پرستى، والاترين هدفى است كه براى انسان ترسيم شده است و يگانه راه رسيدن به اين هدف- به حقيقت- عبادت و بندگى است و نماز برترين تجلى و ظهور عبادت شمرده مى شود.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نماز در ادیان</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/نماز-در-ادیان</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/نماز-در-ادیان</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
جایگاه نماز در ادیان غیر ابراهیمی&nbsp;از آنجائی كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است كه مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. امّا اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم كنكاش كنیم درمی یابیم كه مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلكه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده كه در زیر به برخی از آنها اشاره می كنیم.&nbsp;
جایگاه نماز در ادیان غیر ابراهیمی&nbsp;از آنجائی كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است كه مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. امّا اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم كنكاش كنیم درمی یابیم كه مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلكه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده كه در زیر به برخی از آنها اشاره می كنیم.&nbsp;به طور مثال در تاریخ ادیان جان ناس می خوانیم كه تبّتیان در مواقعی كه در دیر یا صومعه ای جشن معیّن بر پا می شد زوّار از هر طرف به آنجا روی می آوردند و هدایایی از جنش قماش و كره و غیره برای راهبان می آوردند و در آنجا چند روز اقامت كرده، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یك سلسله عملیات سحرآمیز به اوطان خود مراجعت می كردند[1]. و نیز یاد آوری شده: &laquo;در اواسط قرن 14 میلادی بعد از این كه امپراطوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یكی از راهبان تبّتی به نام &laquo;شونگ ـ خا ـ پا&raquo; در صدد اصلاحاتی در دین &laquo;لاما&raquo; بر آمد و شریعتی بنیان نهاد كه به نام معبد زرد موصوف است. این اصلاح مذهبی انتظامات دیرها را شدیدتر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه های به كلّی حرام و عبادت و نمازها زیادتر معمول گردید.&raquo;[2]&nbsp;همچنین جان ناس به نقل از كتاب پنجلی كه به نام &laquo;راجه یوگه&raquo; موسوم است هشت قاعده برای جوكی سالك (یكی از مكاتب هندوان) مقرّر داشته است كه از جمله آن ها رعایت نظامات (یناما)، خودداری، نظافت، آرامش نفس، مطالعه و نماز.[3]&nbsp;ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد: &laquo;مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، كه در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می كردند&raquo;.[4]&nbsp;و طبق آماری كه جان ناس در كتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال 1945 یكصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به &laquo;توری&raquo; كه شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبك گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِ عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می كرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو كف دست به مجازات سینه كه شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود[5].&nbsp;درباره كنفسیوس آمده است، او ادّعای این كه پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نكرده است، و در واقع بیشتر حكیم بوده تا این كه مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت كه منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی كه ساكت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این كه خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوك افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.[6]&nbsp;از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان &laquo;صابئین و مندائیان&raquo; هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین كسانی است كه در زبان عربی &laquo;مغتسله&raquo; خوانده می شدند یعنی كسانی كه در امر پاكیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی كامل داشتند.[7]نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند و یكی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این كه به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كه بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت كند و نیز فكر خویش را پاك و از هر گونه آلودگی افكار مادّی آزاد كند، آنگاه خالصانه به كنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.[8]&nbsp;همچنین براخته (نماز)، دعایی است كه بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. &laquo;براخه&raquo; هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مكان كه مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر كه بوثه ی توحید است آغاز می كردند. &laquo;به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاك ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان كه مالك عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و كسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد كه طولانی است.&raquo;[9]&nbsp;برای تأیید این مطلب در كتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید: صابئین سه نماز واجب دارند. نسخت هنگام طلوع خورشید كه هشت ركعت می باشد. دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان كه پنج ركعت می باشد. و سوم هنگام غروب آفتاب كه پنج ركعت می باشد و در هر ركعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یك نماز نافله می خواندند و یكی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می كنند.[10]&nbsp;و شاهد دیگری كه این مطلب را تأیید می كند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا كه او می گوید: &laquo;صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می كنند.&raquo;[11]&nbsp;بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده كه در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راكد مسح كند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید: &laquo;مبارك است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارك است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشكریان پرتو افشان او&raquo; پس از گفتن این كلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید: &laquo;به پاكی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، كه ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی كه تمامش بهبودی بخش است&raquo; باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.[12]&nbsp;اوقات نمازهای آن ها عبارتند از: 1ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب) 2ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است. 3ـ وقت نماز سوّم كه نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد. 4ـ وقت نماز چهارم كه نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان كارهایی را انجام دهد كه در نماز اوّل، انجام داده است.[13]&nbsp;جایگاه نماز در ادیان ابراهیمی (بجز اسلام)&nbsp;1ـ جایگاه نماز در آئین زرتشت&nbsp;زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند كه بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در كتاب &laquo;دیانت زرتشتی&raquo; آمده است، زرتشتی ها هر 24 ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است. بر هر زرتشتی مؤمن فرض است كه در هر یك از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد. امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اكثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اكتفا می كنند. جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اكثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به اورمزد، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود. مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا گجراتی می خوانند. برخی از بهدینان نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلكه بعضی از یشت ها و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند[14].&nbsp;جان ناس در تاریخ جامع ادیان خود می گوید: افراد زرتشتی در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً به درون آتشكده بروند قبل از ورود به معبد دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت كرده دعا و مناجات بخوانند. سپس كفش ها را از پا در آورده به اطاِ معبد داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یك چمچمه از خاكستر مقدّس از او می ستانند. و آن خاكستر قدوّسی را به نیّت كسب فیض و بركت به صورت و چشم خود می مالند. پس به سوی آتش، به تعظیم خم شده و آهسته رو به قهقراء رفته، با كفش كن می رسند و سپس به خانه خود باز می گردند[15].

[1]. تاریخ جامع ادیان جان ناش / 246.&nbsp;[2]. همان مدرك 147.&nbsp;[3]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 270.&nbsp;[4]. تاریخ تمدّن / 1 / 228.&nbsp;[5]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 427&nbsp;[6]. ذیل الملل و النحل شهرستانى / 21&nbsp;[7]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 451&nbsp;[8]. همان مدرك&nbsp;[9]. همان مدرك / 453&nbsp;[10]. آثار الباقیّه عن القرون الخالیه / 206&nbsp;[11]. ملل و نحل شهرستانى / 2 / 57.&nbsp;[12]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 263&nbsp;[13]. همان مدرك&nbsp;[14]. دیانت زرتشتى مقاله از دكتر مرى بویس / 155&nbsp;[15]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 481&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آثار و بركات نماز اول وقت در آیات و روایات</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/آثار-و-بركات-نماز-اول-وقت-در-آیات-و-روایات</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/آثار-و-بركات-نماز-اول-وقت-در-آیات-و-روایات</guid>

<description><![CDATA[
1- برآورده شدن خواسته ها:
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."1&nbsp;حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.
- برآورده شدن خواسته ها:
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."1&nbsp;حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.
مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.
فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.2
&nbsp;
2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می كنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش."3
&nbsp;
3 - ورود به بهشت و دوری از جهنم:
امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.4
&nbsp;
4- در امان بودن از بلاهای آسمانی:
قطب راوندی گوید: پیامبر خدا(ص) فرمود:هنگامی كه خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت كنندگان خورشید یعنی كسانی كه وقت های نماز را محافظت می كنند و كسانی كه مساجد را آباد می نمایند."5

هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.

5- خشنودی خداوند:
امام صادق(ع) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه."6&nbsp; و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: "نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است."7
&nbsp;
6- استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:

در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال كسی كه در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.8&nbsp;در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است كه فرمودند:"...&nbsp;بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است." سپس فرمودند:"چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می كند. هر آینه من بسیار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود." آنگاه فرمودند:" برشما باد به دعا كردن بعد از نمازها، چرا كه آن مستجاب می شود."9
&nbsp;
7- دوری شیطان و تلقین شهادتین:
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و را در گناهان بزرگ می اندازد."10&nbsp;امام صادق(ع) می فرمایند:"ملك الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید."11&nbsp;زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا،در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن،آسان شدن سؤال نكیر و منكر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه كردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط&nbsp;12&nbsp;و... از دیگر آثار و بركات نماز اول وقت است كه در روایات به آن اشاره شده است.
حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.
چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره)&nbsp;فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".
&nbsp;

منبع: روزنامه قدس - علی اكبر طحانیان
گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی
&nbsp;

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نماز پیامبر(ص) و ائمه</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/نماز-پیامبرص-و-ائمه</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/نماز-پیامبرص-و-ائمه</guid>

<description><![CDATA[

کیفیت نماز پیامبر (ص) و ائمه اطهار 
با این كه به جز مالكی&zwnj;ها، مذاهب دیگر اهل سنّت، قرار دادن دست چپ بر دست راست در نماز را جایز شمرده&zwnj;اند و دربارة این مسأله سخن بسیار گفته&zwnj;اند، با این حال دلیل قانع كننده&zwnj;ای حتّی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب. بلكه می&zwnj;توان ادّعا كرد كه دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی كه از فریقین (شیعه و سنّی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اكرم صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم است، از گذاشتن دست&zwnj;ها بر یكدیگر سخنی به میان نیاورده است و امكان ندارد كه پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم امر مستحبّی را در طول حیات خود(یا بخشی از آن) ترك نماید. اكنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنّت و دیگری از طریق شیعه امامیه را ذكر می&zwnj;كنیم كه هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبرصلي الله عليه و آله را بیان می&zwnj;كند و در هیچ&zwnj;یك كو&zwnj;چكترین اشاره&zwnj;ای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه رسد به چگونگی آن:

با این كه به جز مالكی&zwnj;ها، مذاهب دیگر اهل سنّت، قرار دادن دست چپ بر دست راست در نماز را جایز شمرده&zwnj;اند و دربارة این مسأله سخن بسیار گفته&zwnj;اند، با این حال دلیل قانع كننده&zwnj;ای حتّی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب. بلكه می&zwnj;توان ادّعا كرد كه دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی كه از فریقین (شیعه و سنّی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اكرم صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم است، از گذاشتن دست&zwnj;ها بر یكدیگر سخنی به میان نیاورده است و امكان ندارد كه پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم امر مستحبّی را در طول حیات خود(یا بخشی از آن) ترك نماید. اكنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنّت و دیگری از طریق شیعه امامیه را ذكر می&zwnj;كنیم كه هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبرصلي الله عليه و آله را بیان می&zwnj;كند و در هیچ&zwnj;یك كو&zwnj;چكترین اشاره&zwnj;ای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه رسد به چگونگی آن:

الف: حدیث ابی حُمید ساعدی
حدیث ابی حُمید ساعدی را برخی از محدّثان (سنّی) روایت كرده&zwnj;اند و ما از كتاب سنن بیهقی نقل می&zwnj;كنیم كه گفت: او رو به اصحاب پیامبر&zwnj;صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم كرد و گفت: من داناترین شما به نماز رسول خدا صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم هستم. گفتند: به چه سبب؟ زیرا تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت بوده&zwnj;ای و نه افزونتر از ما مصاحبتش كرده&zwnj;ای. گفت: چرا، گفتند: پس (كیفیت نماز آن حضرت را) بر ما عرضه كن. ابوحُمید گفت:
رسول خدا صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم هرگاه می&zwnj;خواست به نماز بایستد، دست&zwnj;ها را تا برابر شانه&zwnj;هایش بالا می&zwnj;بُرد، سپس تكبیر می&zwnj;گفت و هنگامی كه همه اعضایش به حال اعتدال در جای خود قرار می&zwnj;گرفت به قرائت می&zwnj;پرداخت، آنگاه تكبیر می&zwnj;گفت و دست&zwnj;ها را تا برابر شانه بالا می&zwnj;بُرد، پس از آن به ركوع می&zwnj;رفت و دو كف دست را بر زانوها می&zwnj;گذاشت و در حال اعتدال كه نه سرش را بالا می&zwnj;گرفت و نه پایین می&zwnj;انداخت، ركوع را انجام می&zwnj;داد. سپس از ركوع سر بلند می&zwnj;كرد(می&zwnj;ایستاد) و می&zwnj;گفت: سمع اللّه لمن حمده. آنگاه دست&zwnj;ها را تا برابر شانه&zwnj;ها بالا می&zwnj;بُرد و تكبیر می&zwnj;گفت، سپس (برای سجده) متوجّه زمین شده و دست&zwnj;هایش را (در سجده) از پهلوهایش جدا می&zwnj;گرفت، آنگاه سر از سجده برمی&zwnj;داشت و پای چپش را خم می&zwnj;كرد و بر آن می&zwnj;نشست. انگشتان پاهایش را در سجده باز می&zwnj;نمود و سجده دوم را نیز همین&zwnj;گونه انجام می&zwnj;داد و پس از سجده، تكبیر می&zwnj;گفت، سپس پایش را خم كرده بر آن می&zwnj;نشست در حالی كه هر عضوی به حال اعتدال قرار می&zwnj;گرفت. ركعت بعدی را هم به همین كیفیت انجام می&zwnj;داد و پس از دو ركعت در حال قیام، تكبیر می&zwnj;گفت و دست&zwnj;هایش را تا برابر شانه&zwnj;ها بالا می&zwnj;برد همانگونه كه تكبیر افتتاحیه را انجام می&zwnj;داد و در بقیه نمازش نیز همین&zwnj;طور عمل می&zwnj;كرد تا به سجده آخر. پس از آن سلام می&zwnj;گفت، پای چپ را عقب قرار می&zwnj;داد و بر سمت چپ بر وَرِك[3] می&zwnj;نشست. همه گفتند: ابوحمید راست گفت، رسول خدا صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم بدین گونه نماز می&zwnj;گزارد.[4]
این بود حدیثی در مقام بیان كیفیت نماز رسول خدا صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم كه از طریق اهل سنّت روایت شده كه وجه دلالت آن را دانستیم. اكنون به حدیثی كه شیعه امامیه روایت كرده توجه كنید:

ب: حدیث حمّاد بن عیسی
حمّاد بن عیسی از امام جعفر صادق عليه&zwnj;السلام روایت كرده كه آن حضرت فرمود: چه قدر ناپسند است برای مردی كه 60یا 70 سال از عمرش بگذرد و یك نماز با شرایط كامل انجام نداده باشد. حمّاد گفت: (از این سخن امام عليه&zwnj;السلام) در دلم احساس حقارت كردم و عرض كردم: فدایت شوم، نماز را (با شرایط كامل) به من تعلیم فرما.
پس ابوعبداللّه عليه&zwnj;السلام (جعفر بن محمّد&lsquo;) راست قامت رو به قبله ایستاد و دست&zwnj;هایش را با انگشتان بسته بر روی رانهایش انداخت و پاهایش را نزدیك به هم به فاصلة سه انگشت باز قرار داد و انگشتان پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمی&zwnj;كرد و با خشوع و فروتنی تمام بود، پس تكبیر گفت و سوره حمد و قل هو اللّه احد را با ترتیل قرائت كرد، سپس به اندازه نفس كشیدنی در حال قیام صبر كرد و پس از آن تكبیر گفت در حالی كه هنوز ایستاده بود، آنگاه به ركوع رفت و دو كف دستش را با انگشتان باز روی كاسه زانوهایش قرار داد و زانوها را به عقب داد تا پشتش صاف شد به طوری كه اگر قطره&zwnj;ای آب یا روغن بر پشتش ریخته می&zwnj;شد به واسطه راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمی&zwnj;گشت، امام گردنش را (در ركوع) راست گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل تسبیح (سبحان رَبّی العظیم وبحمده) گفت، سپس راست قامت ایستاد و چون كاملاً به حال قیام درآمد، گفت: &laquo;سمع اللّه لمن حمده&raquo; و بعد از آن در همان حال قیام، تكبیر گفت و دستها را تا مقابل صورت بالا آورد، و آنگاه به سجده رفت و دستهایش را قبل از زانوها بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: سبحان ربّی الأعلي وبحمده، و (در سجده) عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده كرد: پیشانی، دو كف دست، دو كاسه زانو، دو انگشت ابهام پا، و بینی، ( گذاشتن هفت موضع در سجده بر زمین واجب و گذاشتن بینی بر خاك سنّت است كه اِرغام نامیده می&zwnj;شود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامی كه راست نشست، تكبیر گفت و ساق پای چپ را خم كرده، روی آن نشست و پشت پای راستش را بر كف پای چپش گذاشت و گفت: &laquo;أستغفر اللّه ربّی و أتوب إلیه&raquo;، و در همان حال نشسته تكبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوّل بجا آورد و همان ذكر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از عضوی از بدنش برای عضو دیگر در ركوع و سجود كمك نگرفت و در حال سجده دست&zwnj;هایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو ركعت نماز بجا آورد .
سپس فرمود: ای حمّاد، این گونه نماز بخوان، و در نماز به هیچ سویی التفات مكن و با دست&zwnj;ها و انگشتانت بازی مكن و آب دهان به راست و چپ یا پیش رویت مینداز.[5]
چنان كه ملاحظه می&zwnj;شود هر دو روایت در صدد بیان كیفیت نماز واجب است و در هیچكدام كوچكترین اشاره&zwnj;ای به روی هم گذاشتن دست&zwnj;ها نشده است، زیرا اگر گرفتن دست سنّت بود، امام صادق عليه&zwnj;السلام در بیان خود آن را ترك نمی&zwnj;كرد و حال این كه آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم را برای ما مجسّم می&zwnj;كرد، چون او از پدرش امام باقرعليه السلام و امام باقرعليه السلام از پدرانش و آنها از امیرمؤمنان عليه&zwnj;السلام و او از رسول اعظم صلوات اللّه علیهم اجمعین گرفته&zwnj;اند. بنابراین، دست روی دست گذاشتن در نماز بدعت است؛ زیرا گرفتن دست در واقع داخل كردن چیزی است در شریعت كه از شریعت نیست.
ج. آموزش نماز به كسی كه نماز صحیح نمی&zwnj;خواند
در میان محدثان اهل سنت حدیثی است به نام &laquo;حدیث المسیء صلاتُه&raquo; یعنی حدیث كسی كه نماز خود را صحیح نمی&zwnj;خواند، در این حدیث چنین آمده است:
ابوهریره می&zwnj;گوید: پیامبر وارد مسجد شد، مردی نیز وارد مسجد شد و نماز گزارد، سپس به حضور پیامبرصلي الله عليه و آله آمد و سلام كرد. پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم سلام او را پاسخ گفت و فرمود: برگرد و دو مرتبه نماز بخوان، رفت و نماز گزارد و به سوی پیامبر بازگشت، پیامبر نیز فرمود: برگرد باز نماز بگزار، این كار سه بار تكرار شد، سرانجام آن مرد عرض كرد: سوگند به خدایی كه تو را به حق مبعوث كرده است، من جز آنچه انجام می&zwnj;دهم، چیزی نمی&zwnj;دانم، چه بهتر كه نماز را به من بیاموزی.
در این هنگام پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم فرمود: هرگاه به نماز ایستادی تكبیر بگو، سپس آنچه از آیات قرآن می&zwnj;دانی، بخوان، سپس ركوع كن به گونه&zwnj;ای كه بدنت آرام گردد، آنگاه پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم دیگر اجزا و شروط نماز را به او می&zwnj;آموخت[6] و هیچ اشاره&zwnj;ای به گذاردن دست راست بر دست چپ نمی&zwnj;كند، در حالی كه اگر این كار واجب و یا مستحب مؤكد بود، از گفتن آن خودداری نمی&zwnj;كرد.
&nbsp;
نظر ائمّه (علیهم السلام)

با توجه به آنچه تاكنون گفته شد، روشن گردید سنت بودن دست روی دست گذاشتن در نماز ثابت نشده است، بدین جهت می&zwnj;بینیم كه ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) از این عمل (گرفتن دست در نماز)، احتراز می&zwnj;كردند و آن را از افعال مجوس در مقابل پادشاه می&zwnj;دانستند.
محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق یا امام محمّد باقر &lsquo;روایت كرده، می&zwnj;گوید: به آن حضرت عرض كردم: حكم كسی كه دستش را در نماز بر دست دیگر می&zwnj;گذارد، چیست؟ فرمود: این عمل، تكفیر است و نباید انجام شود.(تكفیر به معنی تعظیم در مقابل پادشاهان است).
زراره از حضرت امام محمّد باقر عليه&zwnj;السلام روایت كرده كه فرمود: بر تو باد توجه به نماز، و در نماز تكفیر مكن(دستهایت را بر هم مگذار)، زیرا مجوس این عمل را انجام می&zwnj;دهند.
صدوق به سندی از امیر مؤمنان علی عليه&zwnj;السلام روایت كرده كه آن حضرت فرمود: مسلمان دستهایش را در نماز جمع نمی&zwnj;كند و در حالی كه در مقابل خدای عزّ وجلّ ایستاده است، تشبّه به اهل كفر (یعنی مجوس) نمی&zwnj;ورزد.[7]
در خاتمه یادآوری می&zwnj;كنیم كه آقای دكتر علی سالوس بعد از نقل نظریات و فتاوای فقهای شیعه و سنّی، (در مورد نهادن دست&zwnj;ها بر یكدیگر در حال نماز) به كسانی كه دست روی دست گذاشتن را حرام می&zwnj;دانند حمله كرده و می&zwnj;گوید: &laquo;كسانی كه قائل به حرمت و مبطل بودن این عمل هستند یا تنها آن را حرام می&zwnj;دانند، به واسطه تعصب مذهبی، بین مسلمین اختلاف و تفرقه ایجاد می&zwnj;كنند&raquo;.[8]
جا دارد از ایشان پرسیده شود: اگر تلاش و بررسی وتحقیق در كتاب و سنّت، شیعه را به این نتیجه رسانده كه گرفتن دست در نماز، امری است كه بعد از نبی اكرم صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj;وسلم پیدا شده و مردم در زمان خلفا به آن امر می&zwnj;شدند، گناه شیعه چیست؟ و در این صورت هر كس گمان كند كه آن عمل جزئی از نماز است چه واجب باشد یا مستحب، تحقیقاً در دین امری را بدعت نهاده كه از دین نیست. آیا جزای كسی كه در كتاب و سنّت اجتهاد و تحقیق نماید این است كه با تیر اتّهام به تعصّب مذهبی و ایجاد اختلاف، مورد هدف قرار گیرد؟

اگر این اتّهام بجا باشد، آیا امام مالك را نیز می&zwnj;توان این گونه متّهم كرد؟ زیرا او گرفتن دست را مطلقاً، یا در نمازِ واجب، مكروه می&zwnj;داند. آیا می&zwnj;توان امام دارالهجره را به تعصّب مذهبی و ایجاد خلاف متّهم كرد؟
به چه دلیل دست بسته نماز خواندن را نشانه تعصّب مذهبی و میل به اختلاف بین مسلمین نمی&zwnj;دانید؟ قضاوت با شماست.
[2] . محمد حسن نجفی، جواهر الكلام:11/15ـ16.
[3] . تورك عبارت است از این كه انسان در حال نشستن بر روی پای چپ بنشیند، وروی پای راست را بر كف پای چپ قرار دهد
[4] . سنن بیهقی:2/72، 73، 101، 102; سنن أبی داود:1/194، باب افتتاح الصّلاة، حدیث 730ـ736; سنن ترمذی:2/98، باب صفة الصّلاة.
[5] . شیخ حرّ عاملی: وسائل الشیعه، 4، باب 1 از ابواب افعال نماز، حدیث 1، و باب 17،
حدیث 1و2.
[6] . صحیح بخاری، ج1، ص 189، شماره 793; صحیح مسلم:2/11.
[7] . شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه:4، باب 15 از ابواب قواطع الصّلاة، حدیث 1، 2و 7.
[8] . فقه الشیعة الإمامیه ومواضع الخلاف بینه و بین المذاهب الأربعه:183.
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نقش نماز در مقابله با جنگ نرم وبررسی تحلیلی آیات و روایات نماز</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/نقش-نماز-در-مقابله-با-جنگ-نرم-وبررسی-تحلیلی-آیات-و-روایات-نماز</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/نقش-نماز-در-مقابله-با-جنگ-نرم-وبررسی-تحلیلی-آیات-و-روایات-نماز</guid>

<description><![CDATA[

ماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین با تاکید بر اهمیت نماز جمعه این فریضه را سنگر مبارزه با جنگ نرم دانستند. حضرت آیت ا&hellip; سید مرتضی محمودی&nbsp;گلپایگانی امام جمعه و نماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین در گفتگویی به مناسبت پنج مرداد سالروز اقامه نماز جمعه تهران با اشاره به فرمایشات امام&nbsp;راحل در مورد نماز جمعه آن را نمایش قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام دانسته و&nbsp;افزودند: نماز جمعه یک فریضه بزرگ الهی در کشور ما است.

نماز جمعه سنگر مبارزه با جنگ نرم است
&nbsp;
نماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین با تاکید بر اهمیت نماز جمعه این فریضه را سنگر مبارزه با جنگ نرم دانستند. حضرت آیت ا&hellip; سید مرتضی محمودی&nbsp;گلپایگانی امام جمعه و نماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین در گفتگویی به مناسبت پنج مرداد سالروز اقامه نماز جمعه تهران با اشاره به فرمایشات امام&nbsp;راحل در مورد نماز جمعه آن را نمایش قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام دانسته و&nbsp;افزودند: نماز جمعه یک فریضه بزرگ الهی در کشور ما است.
&nbsp;
ایشان ادامه دادند:از&nbsp;۵&nbsp;مرداد۵۸&nbsp;تا امروز هیچگاه نماز جمعه در کشور و در تهران تعطیل نشد، حتی در دوران تهدید مکرر رژیم بعث به موشکباران نماز جمعه خللی در برگزاری این فریضه ایجاد نگردید و حتی عزم مردم در برپایی&nbsp;باشکوهتر آن جزم تر گردید.
ایشان احیاء نماز جمعه در کشور را از دستاوردهای انقلاب اسلامی دانسته و&nbsp;افزودند:قبل از انقلاب نماز جمعه چند شهر محدود از جمله تهران که امام&nbsp;جمعه درباری داشت، قم که مرحوم آیت ا&hellip; اراکی در مسجد امام نماز می خواندند و در اصفهان نیز آقا رحیم ارباب نماز می خواندند و در دیگر شهرها این فریضه بزرگ به دست فراموشی سپرده شده بود.
لکن امروز بیش از&nbsp;۳۰&nbsp;سال است که امام (ره) این نعمت مقدس را برپا نمودند که بسیار با اهمیت و با ارزش می باشد و در این مدت از این ظرفیت مقدس نهایت استفاده و بهره برداری شده است.
امام جمعه ورامین اضافه نمودند: در بیان تاثیر نماز جمعه همین بس که در کودتای نوژه یکی از پایگاههایی که بنا بود بمباران شود نماز جمعه تهران بود، دشمن یک هفته نقشه می کشد و تبلیغات وسیع می کند تا مردم را از انقلاب&nbsp;دلسرد نموده و از صحنه دور نگه دارد لکن ائمه جمعه با دو خطبه بسیاری از&nbsp;این توطئه ها را خنثی می نمایند.
خطبای جمعه باید&nbsp;متوجه باشند، رعایت حال نظام اسلامی را کنند و تذکرات و انتقادات هم باید سازنده باشد و بدون تنش چرا که خطیب جمعه یک خطیب معمولی نیست و باید مصالح&nbsp;اسلام و مردم را رعایت کند.
ایشان جایگاه نماز جمعه را فراجناحی دانسته و تاکید نمودند: هرکس مبانی و&nbsp;اصول نظام اسلامی را قبول دارد و معتقد به ولایت فقیه می باشد. هرچند در&nbsp;تشکل های سیاسی گوناگون فعالیت می کند باید زیر چتر نماز جمعه جایگاه خود&nbsp;را داشته باشد، نماز جمعه جای تجزیه طلبی در بین خطوط و تسویه حساب با گروهی&nbsp;ویژه نیست.
خطیب جمعه باید&nbsp;آزادانه و بدون وابستگی سخن بگوید و تنها مصالح انقلاب و مردم و رضای خداوند را ببیند، تریبون نماز جمعه جایگاه پاسداری از ارزشهای اخلاقی و اعتقادی جامعه است و باید با روشنگری های مناسب جامعه در برابر تهدیدات نرم دشمن محافظت نماید و با هشدارهای به موقع در نماز جمعه جوانان را در برابر&nbsp;فرقه گرایی و انحرافات اخلاقی و سیاسی بیمه نماید.
منبع: وب سایت اسوه

[ نقش نماز در مقابله با جنگ نرم ]&nbsp;+&nbsp;نوشته شده در ساعت 17:46 توسط صدف انگوتی
آرشيو نظرات



نقش مساجد درمقابله با جنگ نرم
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391


نقش مساجد در مقابله با جنگ نرم&nbsp;
&nbsp;

چكيده
اين مقاله، با عنوان &laquo; نقش مساجد در مقابله با جنگ نرم&raquo; به این موضوعات پرداخته است: تاريخچه و تعريف و تبيين مفهوم جنگ نرم و بررسي اهداف آن، ويژگي ها و نيز تفاوت هاي آن با جنگ سخت و چرايي ارجحيت يافتن آن بر جنگ سخت؛ سپس روش هاي جنگ نرم بررسي شده است. اين روش ها در سه دسته گنجانده و تعريف شده اند:
1. روش هاي گفتاري
2. روش هاي رفتاري
3. روش هاي شبكه اي؛
پس از تعريف مفهوم جنگ نرم و تبيين روش هاي آن، نوبت به معرفي ابزارهاي كارآمد و مؤثر اين جنگ مي رسد، البته منظور، مجموعه اي از فناوري ها و وسايل و ابزارهاي ارتباطي و رسانه اي است كه كاربرد عام دارند و سرانجام بسترها و زمينه هاي جنگ نرم در حوزه دين و مذهب و نقش مسجد در مقابله با آن بررسي شده است. از جمله این بسترها كه در اين مقاله به آن پرداخته شده، رواج خرافات و موهومات در حوزه دين و اعتقادات، رواج شبهات فكري و ديني، تقويت سكولاريسم و جريان هاي سكولار در عرصه هاي گوناگون و تضعيف نظام فقاهتي و جايگاه مراجع ديني است.
مقدمه
تمدّن غرب كليتي است با فرهنگ مشترك، گفتمان و يك قدرت، با همه جوانب آن، فرهنگي كه ابزارهاي مناسب آن را هم سامان داده است. قدرتي كه دانش مورد نياز و مقتضي خود را هم توليد كرده است.غرب كليتي فراگير است، كليتي كه سوداي غلبه در بر دارد.
اين است كه لشكركشي ها و تصرف ها و مجموعه ها آغاز می شود و با بهانه هاي گوناگون، از جمله بهره گيري از مبلغان ديني مسيحيت در پوشش جهانگردان و مردم شناسان و بازرگانان، ولي همه با يك هدف: شناخت جوامع و سپس سيطره بر آن ممالك. بي ترديد انديشه ورزاني چون سيد جمال الدين اسدآبادي با ذكاوت و درايت خويش خطر را حس كرده بودند و با ايراد خطابه هاي مؤثر، اجراي اقدامات سياسي و رايزني هاي فراوان از جمله تحريض علماي شيعه به مقابله با استعمار كوششي بسيار نمودند.
به موازات او، انديشمندان ديگري هم بر اين دغدغه پاي فشردند و بر لزوم تكيه مسلمين بر پشتوانه ديني خود، در برابر هجوم غرب تأكيد كردند. از جمله سيدقطب و شيخ محمد عبده در جهان عرب؛ در ايران نيز به موازات علما و روحانيون بيدار و مصلح، كه هم در جريان مشروطه و هم پس از آن اين دغدغه را پاس داشتند، صاحبنظران و نويسندگان دردآشنا از جمله جلال آل احمد، درباره &laquo;خدمت و خيانت روشنفكران&raquo; هشدار داد و مهم تر از آن با طرح مفهوم &laquo;غرب زدگي&raquo; زباني نو در اين مقوله آفريد.
بيهوده نبود كه وقوع انقلاب اسلامي ايران به مانند شوكي صاحب نظران و جهان غرب را به تكاپو واداشت و به شناخت و فهم اين پديده نوظهور ترغیب كرد. تا آنجا كه نظريه پردازي چون ميشل فوكو يك بار به نوفل لوشاتو رفت و با امام به گفت وگو پرداخت و حتي در بحبوحه انقلاب دوبار به ايران آمد و متعجب از عظمت اين رخداد، از ايران به &laquo;روح جهان بي روح&raquo; تعبير كرد.
اين بازتاب وسيع جهاني طبعاً ضربه ای سنگين بر استيلای جهان غرب وارد آورد و آنان را به مقابله و جبران كشاند. تحليل هاي غلط و نارسا از ماهيت انقلاب اسلامي، قدرت هاي استكباري را در وهله اول به این نتيجه رساند كه مي توانند با استفاده از برتري نظامي و تسليحاتي خود و در قالب جنگي سخت و طاقت فرسا اين سد مستحكم را كه مانعي بر سر راه آنان شده بود، از ميان بردارند.
در نهايت علي رغم تفوق نظامي دشمن، فرجام جنگ آن گونه كه غرب انتظار داشت، رقم نخورد و طرح مستكبران در مقابله با نظام اسلامي در عمل شكست خورد.
نتيجه هشت سال جنگ با ايران، اين واقعيت را به آنان نشان داد كه این قدرت، ريشه اي ديگر و اين نمونه با همه نمونه هاي ديگر فرق دارد. از اين رو مي طلبد كه براي مقابله با آن ابزاري ديگر به كار بست و روشي ديگر در پيش گرفت. چنين بود كه جنگي در قالب نرم و بدون استفاده از ابزارهاي جنگي و ادوات نظامي، بلكه با بهره گيري از ابزارها و قالب هاي فرهنگي، فكري، هنري و رسانه اي آغاز كرد. جنگي كه غرب را يگانه الگو و مرجع تعيين و تدوين ارزش ها، شيوه هاي زندگي و باورهاي فكري و ابزارهاي فرهنگي به همه ملل معرفي مي كرد و آنان را به ترك و طرد فرهنگ هاي سنتي قومي- نژادي خود و پيوستن به قافله جهاني زندگي مدرن تشويق و تحريض مي نمود. اما، براي مقابله با جنگ نرم دشمن، چه بايد كرد.
رهبر معظّم انقلاب بارها براي مقابله با اين هجوم بر لزوم تشكيل جبهه فرهنگي متناسب، شناخت جامع و كامل از اين هجمه، هوشياري و استفاده از ابزار و روش هاي مشابه دشمن و يا شيوه هاي جانشين آن، دوري از غفلت آحاد مردم، به ويژه نخبگان، روشفكران، علماي دين تأكيد نموده است و اگر مساجد از جهت كاركرد و رسالت هدايتي و فرهنگي خود احيا شوند و ظرفيت هاي لازم و گوناگون در آنها تعبيه شود و به آبشخوري قرآني، فلسفي، عرفاني، اخلاقي، فقهي و نظاير آن به معناي واقعي تبديل شوند ديگر شاهد سرگشتگي و پناهندگي به دامن غرب نخواهيم بود. در اين دوره مساجد بايد به سمت نهادينه كردن باورها و دروني كردن و تعميق اصولي ارزش ها گام بردارند.
مسجدي مسجد است كه قهرها را به مهر و رقابت ها را به رفاقت و كثرت ها را به وحدت و تفرقه را به اتحاد تبديل كند. در مساجد، هم مي توان مناظرات ديني داشت، و هم پاي دانش هاي رايج نوين را باز كرد و متناسب با سطح زبان مخاطب به ایشان علم و اطلاع داد.
تعريف جنگ نرم
جنگ نرم (Soft war) در مقابل جنگ سخت تعريف مي شود؛ اين جنگ در حقيقت شامل هرگونه اقدام رواني، تبليغاتي، رسانه اي و فرهنگي است كه جامعه يا گروه هدف را نشانه مي گيرد و بدون درگيري نظامي و گشوده شدن آتش و اعمال خشونت، رقيب را به انفعال يا شكست مي كشاند. جنگ نرم در پي از پاي درآوردن انديشه و تفكر جامعه هدف است تا حلقه هاي فكري و فرهنگي آن را سست كند و با بمباران خبري و تبليغاتي در نظام سياسي- اجتماعي حاكم، تزلزل و بي ثباتي تزريق كند.
با اين اوصاف طيف وسيعي از اقدامات از جنگ رايانه اي و فعاليت هاي اينترنتي تا راه اندازي شبكه هاي راديويي و تلويزيوني و شبكه سازي و موارد ديگر، در عنوان جنگ نرم مي گنجد.
تاريخچه مفهوم جنگ نرم
جنگ نرم به وسيله &laquo;كميته خطر جاري&raquo; در سال هاي پاياني دهه 1980 م طراحي شد. در آن مقطع و در پي اصلاحات گورباچف مبني بر ايجاد فضاي باز سياسي و تغيير در قوانين اقتصادي شوروي، غرب فقط راه به زانو درآوردن بلوك شرق را جنگ نرم و فروپاشي از درون معرفي كرد. اين رويكرد با موفّقيت توأم شد و چنين بود كه سياستگذاران پنتاگون و سيا با سه راهبرد &laquo;دكترين مهار&raquo;، &laquo;نبرد رسانه اي&raquo; و &laquo;ساماندهي نافرماني مدني&raquo; توانستند اتحاد شوروي را به فروپاشي و شكست وادارند.
فرق جنگ نرم و جنگ سخت
تهديدات نرم را مي توان با دو معيار اساسي از تهديدات سخت باز شناخت:
اولين معيار، غيرخشونت آميز بودن روش تهديد، و معيار دوم، نرم افزاري بودن پيامد تهديد است. مهم ترين ويژگي تهديد نرم كه در برابر تهديدات سخت، ويژگي متمايزي نيز دارد، حقوقي بودن، عرفي بودن يا قانوني بودن چهارچوب فعاليت ها و اقدامات آن است؛ بنابراين تهديدات سخت افزاري بيشتر با اجبار و زور سروكار دارند و در آن ها تهديد كننده طرف مقابل را وادار به اجراي كاري مي كند، يا او را از اجراي آن نهي مي نمايد، در حالي كه در تهديدات نرم افزاري تهديد كننده با استفاده از اقناع، فريب، اختلال و جذابيت، طرف مقابل را وادار به اجراي كاري مي نمايد، يا به دارايي هاي او لطمه مي زند.
چرايي جنگ نرم
جنگ نرم بي گمان از جهات بسياري بر جنگ سخت ترجيح دارد و همين سبب مي شود كه قدرت هاي متخاصم در ابتدا و در صورت عدم توانايي براي مقابله با حريف به سراغ آن بروند، اما اين ترجيحات كدامند؟
1- خسارت كم
جنگ نرم اساساً در قياس با جنگ سخت، به مراتب خسارت هاي مادي و معنوي كمتري را متوجّه عامل تهديد مي كند.
2- پنهان بودن
ويژگي مثبت ديگر جنگ نرم، پنهاني و سرّي بودن آن است و اين امكان را پديد مي آورد كه عمليات، حمله خود را در پوشش اقداماتي فرهنگي، علمي، هنري، بشر دوستانه و نظاير آن تعقيب كند.
3- وسيع تر بودن گستره نتايج
ديگر ويژگي جنگ نرم، گستردگي و وسعت عرصه هايي است كه در معرض هجوم قرار مي گيرند. اگر غايت جنگ نظامي تصرف بخشي از يك كشور يا سرنگوني يك قدرت حاكم باشد، در جنگ نرم، عرصه هاي بسيار مهم تري چون فرهنگ و مجموعه ارزشي ملّت چه بسا هدف قرار گيرد.
4- عميق تر بودن اثرگذاري ها
برخلاف جنگ نظامي، نبرد نرم، فرايندي تدريجي و بطيء دارد و در نتيجه آثاري كه بار مي آورد نيز ماندگار و عميق است، زيرا در اين نبرد زيرساخت هاي اصلي و بنيادي (مانند فرهنگ) جامعه، مورد هجوم واقع و هدف گرفته مي شود و آثار پيروزي در آن به مراتب سريع تر و بيشتر از آثار جنگ سخت، نهادينه و تثبيت مي شوند.
5- كاهش امكان مقابله
ويژگي ديگر نبرد نرم كه آن را براي ابرقدرت ها به گزينه مطلوبي در مقابله با رقباي جهان سومی خود كرده است؛ خصلت تكنولوژيك (= فناورانه) ابزارهاي آن است. ابزارهاي مؤثر در جنگ نرم، ابزارهايي هستند كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم در دايره تكنولوژي هاي نوين قرار مي گيرند؛ در نتيجه ارتباط مستقيمی بين امكان و وسعت پيروزي طرفين با دستيابي آن ها به فناوري هاي مذكور و امكان بهره برداري و استخدام آن هاست.
طبعاً برتري تكنولوژيك (= فناورانه) و علمي قدرت هاي غربي كه آنان را در جايگاه بالادستي و برتر در جنگ نرم هم مي نشاند، در مقابل، زمينه و امكان مقابله به مثل و دفاع را براي طرف مورد هجوم كاهش مي دهد.
6- پايين بودن تبعات رواني و تبليغاتي براي نيروي مهاجم
پنهاني و بطيء بودن فرايند هجوم در جنگ نرم، مصونيتي براي نيروي مهاجم فراهم مي آورد كه در سايه آن بتواند از عكس العمل ها و تبعات رواني و تبليغاتي ناشي از آن، مصون بماند و در صورت طرح دعاوي معترضانه، اساساً هرگونه عامليت خود را با تشكيك مواجه سازد و منكر شود. چنين وضعي براي طرف مقابل موقعيتي سخت پديد مي آورد، كه از يك سو به عامليت دشمنی او در جنگ نرم واقف است، ولي از سوي ديگر به جهت فقدان مدارك، اسناد و شواهد روشن و صريح، براي انتقال اين آگاهي به افكار عمومي جامعه خود، با موانع بسيار مواجه است و ممكن است به &laquo;توهم توطئه&raquo; متهم شود.
7- مساعد بودن زمينه عمومي موفّقيت
چنانكه اشاره شد، در جنگ نرم عمدتاً از ابزارهاي فرهنگي بهره گرفته مي شود و به اقتضاي چنين استفاده اي عامل جذابيت و توجّه به مخاطب اهميت محوري مي يابد. همين جذابيت هاي پنهان و آشكار زمينه مساعدي براي مقبوليت برنامه ها در بين افكار عمومي و مخاطبان فراهم مي آورد و مي تواند حس اعتماد و همدلي آنان را برانگيزد. طبيعي است در چنين بستري، نيل به اهداف براي عامل تهديد به مراتب سهل تر و سريع تر است تا در جنگ سخت افزاري.
8- ماهيت تفرقه انگيز
فرق مهم ديگري كه سبب مي شود جنگ نرم بر جنگ سخت ارجحيت بيشتر داشته باشد، به ماهيت تفرقه افكنانه جنگ نرم مربوط می شود. در هنگامه جنگ نظامي، معمولاً در افكار عمومي كشور مورد هجوم و بين اقشار گوناگون آن، نوعي وحدت در برابر دشمن شكل مي گيرد و احساس و انديشه هاي ملي گرايانه و وطن دوستانه تحريك و تقويت مي شوند؛ اما در جنگ نرم به جهت بطيء و پنهاني بودن و ماهيت فرهنگي و فكري و رسانه اي آن، چنين باور و اقناعي معمولاً شكل نمي گيرد، زيرا اغلب، اساساً بر سر پذيرش واقعيت وجود جنگ و تعيين مصاديق مورد هجوم، بين مسئولان و بخش هايي از افكار عمومي و نيز طبقاتي از نخبگان، توافق و تفاهم كاملي شكل نمي گيرد و معمولاً اختلاف نظرهاي بسياري نمايان مي شود. همين اختلاف نظرهاست كه به تفاوت در زاويه ديد و رويكردها باز مي گردد و طبعاً مانع شكلگيري جبهه اي متحد در برابر هجوم دشمن مي شود.
روش هاي جنگ نرم
مجموعه روش هايي را كه در تهديدات نرم به كار گرفته مي شود، مي توان به سه روش اصلي گفتاري، رفتاري و مبتني بر شبكه تقسيم کرد.
الف- روش هاي گفتاري
در روش هاي گفتاري هدف اصلي نگرش، افكار، عقايد و باورهاي اساسي مردم و نخبگان هر جامعه است. اين روش در پي ايجاد اختلال، انحراف و تغيير در اهداف مرجع مذكور است.
روش هاي گفتاري در اعمال تهديدات نرم را مي توان به چند بخش عمليات رواني، عمليات ادراكي، ديپلماسي عمومي و فريب استراتژيك تقسيم کرد.
1- عمليات رواني
به مجموعه طرح ها و اقداماتي گفته مي شود كه در پي تشويق، تهييج و تحريك افكار عمومي در خصوص مسئله اي مشخص و با اهداف از پيش تعيين شده است.
عمليات رواني بيشتر در شرايط بحراني، مانند جنگ، شورش و اغتشاش يا در شرايط ناپايدار و شكننده مانند التهاب در روابط دو كشور، استفاده می شود.
2- عمليات ادراكي
تأثيرگذاري بر نگرش ها، باورها، عقايد، اهداف و ارزش هاي طرف مقابل با هدف تغيير در مخاطبان تا سرحد همسوشدن آنان با اهداف و منافع عمل كننده را، مي توان عمليات ادراكي معنا کرد.
اين نوع عمليات بيشتر مبتني بر ترويج است نه تبليغ. اهداف و مقاصد آن هم علني و آشكار نيست؛ يعني اغلب، در خصوص موضوعاتي فعال است كه پايدارتر و بطيء تر است و به جاي اينكه شما را تهييج يا يكباره و آني شما را به عكس العمل وادار نمايد، نگرش شما را در برابر مسائل اساسي مانند ايدة حاكميت تحت تأثير قرار مي دهد. در عمليات رواني از فنون و شگردهاي گوناگون مانند برگزاري جلسات نقد و بررسي، مباحثه و گفت وگو، نظريه پردازي و مواردي از اين قبيل، استفاده مي شود.
3- ديپلماسي عمومي
بنا به تعريف مرسوم در علم روابط بين الملل، ديپلماسي عمومي يا ديپلماسي مردم محور عبارت است از برقراري روابط حسنه دولت ها با ملّت ها به جاي روابط بين دولت ها، كه در جهت فتح قلوب و اذهان عمومي يا بخش هاي انتخاب شده اي از مردم كشورهاي هدف، از طريق سياست هاي فرهنگي و اجتماعي شكل می گيرد. به سخني ديگر ديپلماسي عمومی شيوه اي نوين در تحقّق سياست خارجي كشورهاست كه در آن بر ارتباط بي واسطه و تأثيرگذاري بر افكار عمومي ملّت ها، به جاي رابطه با دولت ها براي پيشبرد اهداف و منافع هر كشور تأكيد مي شود.
اين روش هزينه اجراي تصميمات و پيگيري منافع در مقصد را به حدّاقل مي رساند و سد مقاومت ها در برابر بيگانگان را مي شكند. در اين ميان رسانه هايي كه مخاطباني بيرون از مرزهاي جغرافيايي هر كشور دارند، بيشترين كمك را به پيشبرد منافع ملي خواهند داشت
4- فريب استراتژيكي
جعل و خلق اطلاعات، يعني توليد و انتشار اطلاعات غلط، همچنين بكارگيري اطلاعات صحيح، اما در مجرايي ديگر، از سوي يك بازيگر سيستمی به ويژه دولت ها با طرح و برنامه مشخص را فريب استراتژيك مي گويند.
آماج اصلي فريب استراتژيك نهادها و سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي كشور است، زيرا بهترين محل اثربخشي در اجراي عمليات فريب استراتژيك، چنين سازمان هايي هستند.
ب- روش هاي رفتاري
روش هاي رفتاري دومين دسته از روش هاي اعمال تهديدات نرم به شمار مي روند. در روش هاي رفتاري، هدف اصلي شكل دادن به رفتاري جمعي است. اعمال استعداد و آمادگي در جمعيت، يا بخشي از مردم جهت وارد شدن به رفتاري جمعي متناسب با خواست ها، اهداف و برنامه هاي تهديدگر در اين چهارچوب قرار دارد و اقداماتي مانند: اعتراض، همكاري نكردن با دولت، مداخله غيرخشونت آميز و جذب مخالفان حكومت، از جمله روش هاي رفتاري محسوب مي شود.
ج- روش هاي شبكه اي
در روش هاي مبتني بر شبكه؛ هدف اصلي اطلاعات و ارتباطات بر روي شبكه است. بنابراين اينترنت ها، مخازن و پايگاه هاي اطلاعات و سايت ها (=پايگاه)ي كنترل و فرمان از بخش هاي مهم و مورد توجّه در اين روش محسوب مي شوند.
ابزارهاي جنگ نرم
مؤثرترين و رايج ترين ابزارها و فناوري هايي را كه در عرصه جنگ نرم استفاده می شود، مي توان در سه مقوله گنجاند: صنايع فرهنگي، رسانه ها و فناوري هاي نوين ارتباطي. كه هر يك از آنها نيز ابزارهايي دارا مي باشد كه توضيح يكا يك آنها از حوصله اين بحث خارج است.
رديف ابزارهاي جنگ نرم امكانات مورد استفاده
1- صنايع فرهنگي سينما- انيميشن- ماهواره- اسباب بازي- بازي هاي رايانه اي- موسيقي
2-رسانه ها مطبوعات- راديو- تلويزيون- خبرگزاري ها و آژانس هاي خبري
3- فناوري هاي نوين ارتباطي اينترنت- تلفن همراه
علل اختصاصي جنگ نرم بر ضدّ ايران
انقلاب اسلامی به تعبيري، حكم آخرين سنگر فتح نشده براي جهان غرب در راه يكسان سازي جهاني، بر طبق ميل و اراده و منفعت خود، دارد. حكم يك مانع و مزاحم جدي و راسخ. از اين روست كه بيش از ديگر ملل، تأثيرگذاري بر آن و فعاليت در جهت به انفعال كشاندن آن و تلاش براي شكست دادن آن براي قدرت هاي غربي محسوب می شود.
در دهه اول انقلاب اين قدرت ها كوشيدند كه از روش هاي مرسوم سخت در راستاي مقابله با انقلاب اسلامی بهره گيرند، اما بهره اي جز شكست نصيب آنان نشد؛ از آن پس اهداف پيشين را در رويكردي جديد و در قالب بهره گيري از روش هاي نرم پي گرفتند، امري كه رهبر معظّم انقلاب با تعابيري چون هجوم فرهنگي، ناتوي فرهنگي، شبيخون فرهنگي و اخيراً جنگ نرم، خطر آن را گوشزد فرموده و بارها به این مضمون تأكيد كرده اند كه امروزه جبهه فرهنگي وسيعي برضدّ انقلاب اسلامی شكل گرفته و دشمن مي كوشد تا با استفاده وسيع از طيف متنوّع و گسترده ابزارهاي اطلاعاتي و فناوري هاي نوين ارتباطي و رسانه ها و صنايع فرهنگي، هدفي را كه با گزينه هاي نظامي نتوانست به آن دست يابد اين گونه محقّق سازد و آن استحاله، به شكست كشاندن و در نهايت فروپاشي از درون نظام اسلامي است. در جاي ديگر هم فرموده اند: امروز يك جبهه عظيم فرهنگي در برابر جمهوري اسلامی پديد آمده، كه البته خود اين ناشي از عظمت جمهوري اسلامي است، خود اين ناشي از اقتدار شماست.
اگر جمهوري اسلامي يك موجود ضعيف و غلبه پذير بود و مي توانستند راحت از ميدان بيرونش كنند، اين جبهه عظيم را در مقابلش پديد نمي آوردند. حال كه پديد آمده بايد در مقابلش ايستاد.&raquo; - مقام معظّم رهبري در ديدار مسئولان دستگاه هاي فرهنگي كشور 7بهمن1387
بسترها و زمينه هاي جنگ نرم در حوزه دين و مذهب و نقش مسجد در مقابله با آنها به صرف داشتن برنامه ريزي و سطوح گوناگون راهبردي و مديريت در جنگ نرم، منحصراً نمي تواند دشمن را به اهداف كامل خود نايل سازد.
طبيعي است وقتي توفيق دشمن در اين نبرد حاصل مي شود كه بسترهاي مساعد و مناسب براي اقدامات و برنامه ريزي هاي سطوح گوناگون مديريت مذكور فراهم باشد. در زمينه دين و مسائل مربوط به آن بسترهاي مساعدي فراهم بود كه دشمن در اين زمينه مساعد فعاليت هايي انجام داد، همچون:
1- رواج خرافات و موهومات در حوزه دين و اعتقادات
خرافه گرايي و ترويج باورها و عقايد غيرعقلاني و موهوم در زير لواي تبليغ دين، مقوله ديگري است كه در سال هاي اخير و در قالب ظهور مدعيان دروغين و فرقه ها و جمع هاي مدعي عرفان هاي نو ظهور صورت جديد و گستره وسيعي را شامل شده است.
متأسفانه شاهديم كه این مدعيات فراخي و غيرديني در مواردي با استقبال طبقاتي از مردم ناآگاه و كم اطلاع از معرفت ديني مواجه مي شوند و در نتيجه ميدان فراخي براي نوعي كلاهبرداري در تحت لواي مدعيان ديني و مقدّس نمايانه، در اختيار سودجويان قرار داده است.
با توجّه به سابقه سياه قدرت هاي استعمارگر در زمينه فرقه سازي و تشكيل مكاتب منحرف مدعي دين، و نيز برخي شواهد منتشر شده از اين مدعيان دروغين، روشن است كه صحنه گردان اصلي اين خرافه پراكني ها قدرت هاي اسلام ستيز و دشمنان نظام اسلامي اند. البته از اين واقعيت نيز نبايد غفلت كرد كه بخشي از استقبال هاي مردم از اين نحله ها و افراد، زاييده نياز آنان است كه سراغ پاسخ غلط و اشتباهي را گرفته اند و اگر معرفت ديني توده هاي مردم در سطح لازم بالا رفته باشد و با معارف والاي اسلامی به قدر كافي آشنا باشند، طبيعي است كه سودجويان و منحرفان مجال عرض اندام نخواهند يافت.
رشد و گسترش اين جريانات نشان از گسترش اقدامات دشمن در راستاي اسلام ستيزي و هدم بنيان هاي اعتقادي دارد، اما از سوي ديگر زنگ خطري است كه بايد حوزه هاي علميه و علما و روحانيان آگاه را متوجّه چنين خلأهايي سازد و به چاره انديشي و تدبير وادارد. مساجد به عنوان مهمترين پايگاه تبليغ و آموزش ديني، در مبارزه با اين هجوم، وظيفه ای سنگين بر عهده دارند.
براي دفاع از هر فرهنگ، شناخت آن لازم است، چه بسا مسجد با آموزش فرهنگ ديني، شناخت لازم براي طبقات جامعه فراهم مي كند. اين شناخت خودباوري لازم براي دفاع از فرهنگ خودي پديد می آورد و سلاح كارگشايي به نام غيرت ديني در مبارزه با جنگ نرم فراهم مي شود. ما براي مواجهه با شرايط جديد، در بعضی زمینه ها سياست مشخص نداشته ايم و متناسب با شرايط روز امكانات، نهادها و تشكل هاي جديدي طراحي نكرده ايم؛ برخي تحقيقات نشان مي دهد كه: هر فرد باسواد بيشتر در جلسات سخنراني شركت مي كند، در حالي كه ساير افراد بيشتر به مجالس عزاداري مي روند.
متأسفانه در روش هاي تبليغي و جذب جوانان، بعضاً از روش هاي كليشه اي و تكراري استفاده مي كنيم. برخي تحقيقات، علّت گريز جوانان از مسجد را سخنراني طولاني و تكراري و آمرانه مي داند.
2- رواج شبهات فكري- ديني
علاوه بر رواج خرافات و موهومات به اسم مسائل ديني، شاهد موج تازه از شبهه افكني و تشويش اذهان، خصوصاً نسل جوان و نوجوان در زمينه مفاهيم و مباحث اعتقادي و ديني هستيم.به ويژه هجمه و شبهه افكني درباره اركان و مقدمات و مفاهيم تشيع حجمي ويژه به خود اختصاص داده است.
جريان هاي شبهه افكن، علاوه بر روش هاي مرسوم پيشين اينك از فناوري هاي جديد خصوصاً اينترنت و ماهواره هم نهايت استفاده را براي پيشبرد اهداف خود به عمل مي آورند.
علاوه بر آن، امروزه شبهه افكني در حوزه فرهنگ ديني از جمله پرخطرترين جلوه هاي هجوم فرهنگي در عرصه تربيت ديني است؛ اين شبهات به قول استاد شهيد مطهري، گذرگاه مناسبي هستند، اما پاسخ ندادن به آنان موجب تزلزل در عقايد و انديشه هاي ديني جوانان مي گردد و پايه هاي تربيت ديني را سست مي گرداند. جوان اگر احساس كند كه مسجد محلي براي پاسخگويي به سؤالات اوست و در آن شخصيت ارزشمند و فرهيخته اي است كه درد او را درك مي كند، خواه ناخواه به سمت و سوي او متمايل مي گردد و ديگران را نيز با خود همراه مي سازد.
استاد شهيد مطهري مي گويد: &laquo;ما امروز از اين نسل گله منديم كه چرا با قرآن آشنا نيست، چرا در دانشگاه ها قرآن ياد نمي گيرند، البته جاي تأسف است كه این طور است اما بايد از خود نيز بپرسيم كه ما تاكنون چه اقدامي در اين راه كرده ايم؟ اختصاص ساعتي از روز براي پاسخگويي به پرسش هاي ديني جوانان در مسجد، چه بسا يكي از اين راهكارها باشد.&raquo;
3- تقويت سكولاريسم و جريان هاي سكولار در عرصه هاي گوناگون
سكولاريسم (Secularism) مفهومي لاتيني به معناي يك سده، عمر يك انسان و همچنين به معناي دنياست. مي توانيم آن را به دنيايي كردن نيز ترجمه كنيم.
دنيايي كردن به فرايندي گفته مي شود كه از بستر آن، جامعه مدرن، صنعتي و شهروندي نو برخاسته است.
از سكولاريسم تعاريف گوناگوني شده است كه در عين اشتراكات، تمايزات ظريفي نيز با يكديگر دارند اجمالاً اين تعاريف عبارت اند از:
1- افول دين
2- همنوايي با اين دنيا
3- رهايي جامعه از قيد دين
4- جابه جايي باورها و نهادهاي ديني
5- تقدس زدايي از عالم
6- حركت از جامعه اي مقدّس به جامعه اي سكولار
به تبع ظهور و رشد سبك زندگي غربي در شهرهاي بزرگ، لاجرم انديشه هاي متناسب و پشتيبان اين سبك زندگي هم در افراد رسوخ كرد؛ چنين فضايي زمينه مساعدي براي ظهور و رشد و گسترش انديشه ها و باورهاي ريشه دار در غرب و فرهنگ غربي، خصوصاً انديشه هاي ليبراليستي و سكولاريستي فراهم كرده و مي كند.
قوت گرفتن جريان موسوم به روشنفكري ديني كه مبلّغ و مروّج انديشه هاي معنويت گرا، آزادي طلب و تكثرپذير است، و داعيه نوانديشي در دين و قرائت هاي نوين و امروزي از اسلام دارد و مقولاتي چون تكثرگرايي ديني و تفكيك ديانت از حكومت و مدارا و نفي خشونت را تبليغ مي كند، در سال هاي اخير، نشاني روشن از اين امر در دست است كه زمينه را براي پيشبرد ابعاد فكري و نظري جنگ نرم آماده ساخته است.
اگر مساجد از خاصيت تك بعدي (معنويت گرايي) به سوي چند بعدي شدن سوق داده شود و در تحقّق نيازهاي فردي و اجتماعي جامعه اقدامي عملي صورت گيرد، قطعاً در مبارزه با اين جريان فكري موفّق خواهد بود. در اوضاع كنوني كه ما در عصر ابتكارات و خلاقيت ها به سر مي بريم و هر روز شيوه هاي جديد اطلاع رساني و تبليغاتي ابداع مي شود، آيا شيوه هاي پيام رساني در عرصه دين و معارف ديني شيوه هاي كارآمد و روزآمد است؟
اگر تصويري كه از دين به جامعه خصوصاً نسل جوان عرضه مي شود تصويري لذّت گريز باشد، به گونه اي كه انسان را به تاريكخانه غم سوق دهد و افسردگي و دلمردگي را در پي داشته باشد، اينجاست كه جوان تصور مي كند ميان دين و شادي تقابل و تعارض است. حال، جوان از آن جهت كه جوان است اگر بين دو گزينه شادي يا دين با تلقي فوق مخير شود، با توجّه به علايق و تمايلات و مقتضيات سني خود به كدام سمت مي رود، جواب روشن است، پس بايد آموزش به گونه اي باشد تا جوان به این باور برسد كه ایمان، افسردگي و دلمردگي را مي زُدايد و زداينده غم و اندوه و حسرت است.
بايد رابطه دين را با امور مادي و فردي و نظام اجتماعي بيان نمود، بايد جايگاه دين را به طور واقعي در متن و بطن زندگي تبيين کرد. البته ذكر اين نكته لازم است كه مسجد ديروز متناسب با حال و هواي ديروز جامعه بود، اما جامعه اي كه در شرف گذر از يك وضع به وضع ديگر است چطور؟
جامعه امروز اقتضائات خاص خود را دارد در اين صورت مسجد چه بسا با همه امكانات در زمينه تربيت ديني و اخلاقي جامعه و به طور همه جانبه در بُعد فرهنگي جامعه و نسل جوان عرض اندام كند، اما با كاركرد جديد و متناسب وضع فعلي، در اين دوره، گردانندگان مساجد بايد به سمت نهادينه كردن باورها و دروني كردن و تعميق اصولي ارزش ها گام بردارند.
4- تضعيف نظام فقاهتي و جايگاه مراجع ديني
به لحاظ پيوستگي و ارتباط وثيقي كه بين مجموعه نظام و روحانيت، خصوصاً مراجع عظام تقليد برقرار است، هرگونه تضعيف اين ارتباط يا به چالش كشيدن آن، چه بسا بستري مناسب براي تضعيف پشتوانه ديني و در نتيجه زمينه مناسبي براي پيشبرد جنگي نرم پديد آورد.
از جمله عوارض تضعيف اين ارتباط، ظهور جريان هاي معنويت گرا و ديني غيرفقهي است كه با تكيه بر ميل فطري انسان به حقيقت و با مذمت و تحقير رويكردهاي فقهي، داعيه معنويت و عرفان فارغ از شريعت دارند. جريان هايي كه در سال هاي اخير شاهد ظهور و رشد بي رويه آنها بوده ايم، چه در اشكال سنتي خود (درويشان و متصوفه) و چه در اشكال نو پديد و امروزي كه به عرفان هاي نوظهور و كاذب مشهور شده اند.
تضعيف دين عالمانه و معرفتي، از جمله ديگر عوارضي است كه تضعيف نظام فقاهتي و به طور كلي حوزه هاي علميه را در پي دارد. روشن است كه مجموعه اين عوارض راه را براي توفيق دشمن در جنگ نرم هموارتر مي سازد.
با برقراري ارتباط عاطفي بين خانه و مسجد، و ارتباط عاطفي بين دانشگاه و مسجد و ارتباط عاطفي بين مسجد و جوان و با آگاهي دادن به این گروه هاي تأثيرگذار، مي توان سدي محكم در مقابل جنگ نرم دشمن پديد آورد. در شرايطي كه جوان به الگوگرايي و همانندسازي توجّهي خاص دارد، بايد رويكرد تازه اي به این مقوله ارزشمند داشت و الگوهاي مناسب با فرهنگ ديني به جوان معرفي كرد و در دو بخش سخت افزاري و نرم افزاري در شكل و محتواي مساجد، تغيير اساسی پديد آورد، تا در تعامل جوان با مساجد، شاهد خيزشي همه جانبه باشيم.
وظيفه ديگر مساجد تقويت احساس شرافت، عزتخواهي، آزادگي و حريت است. قرآن كريم عزت را منحصر به خدا، رسول و مؤمنين ذكر نموده:
(وَ للهِ العِزَّهِ و لِرَسُوله و للمُؤمِنينَ)
و بر جلوگيري از سلطه كفار بر مسلمانان تأكيد كرده است:
(لَن يَجعَلَ اللهُ لِلكافرينَ عَليَ المُؤمنينَ سَبيلاً)
تأكيدات قرآن كريم به مسلمانان اين هشدار را مي دهد كه ای مسلمانان با سلطه استعمارگران به مقابله برخيزيد.
مساجد بايد به نقش علما و بزرگان دين و مبارزات آنان با استعمارگران بپردازند تا جوانان به خود اعتماد كنند و هر آنچه رنگ ذلت و حقارت دارد از خود دور سازند.
از جمله این مبارزات: فتواي مرحوم ميرزاي شيرازي در دوره ناصر الدين شاه قاجار در تحريم تنباكو بود، كه سرانجام منجر به لغو قرارداد ننگين اعطاي امتياز تنباكو به كمپاني تالبوت انگليسي شد. مخالفت علني حضرت امام خميني(ره) در آبان ماه 1343 با لايحه ننگين مصونيت مستشاران و تبعه اِمريكا در ايران، يعني كاپيتولاسيون نيز منجر به لغو آن شد.
اينها نشان دهنده نقش مرجعيت و قدرت معنوي ايشان در بين طبقات جامعه و در سايه الله اكبر مناره هاي مساجد است. با همين ملاحظه است كه گلادستون (سياستمدار انگليسي) در پارلمان گفته بود: تا نام محمد(ص) بر فراز مأذنه ها بلند است، و تا كعبه بر پا و قرآن راهنمای مسلمانان است، امكان ندارد پايه هاي سياست ما در سرزمين هاي اسلامي استوار و پايدار شود.
منابع
1- ابرار معاصر تهران: مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي (1386ش)
2- افروز، غلامعلي (1383ش). روان شناسي شايعه و روش هاي مقابله، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
3- بهشتي پور، حسن (1386ش). از صلح سرد تا جنگ نرم
4- عبدالله خاني، علي (1385ش). رويكردها و طرح هاي اِمريكايي درباره ايران
5- صبوري، ضياء الدين (1387ش). فرهنگ جهاني شدن و قدرت نرم،
6- دانشگاه آزاد اسلامي، واحد رودهن (1374ش). راه هاي مقابله با تهاجم فرهنگي
7- مجموعه مقالات هفدهمين اجلاس سراسري نماز. دبيرخانه ستاد عالي اقامه نماز
8- محمد محمدي ري شهري فرهنگنامه مسجد، قم: دارالحديث، 1386.
&nbsp;
منبع : وب سایت مطالعات فرهنگ و ارتباطات دینی
&nbsp;
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;نقش مساجد درمقابله با جنگ نرم,&nbsp;مقالات نماز [ مقالات نماز ]&nbsp;+&nbsp;نوشته شده در ساعت 21:44 توسط صدف انگوتی
آرشيو نظرات



نقش نماز در مقابله با جنگ نرم
سه شنبه هشتم اسفند 1391


نقش نماز در تأمین امنیت اجتماعی
بدون شک امنیت اجتماعی، در تمامی جوامع بشری همواره از سوی کسانی تهدید شده و مختل گردیده است که شخصیت فردی آنها بنابه علل گوناگون از جمله جنگ نرم دستخوش تغییر گردیده و در نتیجه کرامت نفس خود را از دست داده اند. چنین افرادی دیگر عزت و کرامتی برای خود و جامعه قائل نبوده و از دست زدن به انواع و اقسام بزهکاری ها و جرم و جنایت اجتماعی ابایی نداشته و به همین دلیل جامعه نیز از شر آنها ابمن نخواهد بود. همچنین که در سخن حکیمانه ای که ازپیشوای دهم شیعیان امام هادی علیه السلام نقل شده، می خوانیم:&laquo; من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره&raquo;....
و اما نقطه مقابل این مسئله یعنی&laquo; ذلت نفس&raquo;،&laquo; کرامت نفس و احساس عزت نمودن&raquo; است که آدمی را از هر گونه گناه فردی و اجتماعی مصون می دارد.
همانگونه که امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه.
&lt;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>كاركردهای مسجد نمونه و موفّق</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/كاركردهای-مسجد-نمونه-و-موفّق</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/كاركردهای-مسجد-نمونه-و-موفّق</guid>

<description><![CDATA[

بعد از هجرت پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله به شهر مدینه، مسجد نقش کلیدی در جامعه اسلامی پیدا کرد؛ به گونه ای که بعد از گذشت قرنها از ساخت اولین مسجد، این مکان مقدس اصلی ترین پایگاه اسلامی به شمار می رود.
در طول این قرنهای متمادی بر حسب نیازها و ضرورتهایی که در جهان اسلام پیش می آمد، همواره مساجد کارکردهای مختلفی پیدا کرده اند. در زمان جنگ به عنوان پایگاهی برای اعزام نیرو، گاهی مکان سوادآموزی و گاهی محل مداوای مجروحین جنگی بوده اند؛ اما در تمام این مدت، کارکرد عبادی به عنوان اصلی ترین کارکرد مسجد بوده است.
بررسی کارکردهای مسجد نمونه و موفق
&nbsp;
بعد از هجرت پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله به شهر مدینه، مسجد نقش کلیدی در جامعه اسلامی پیدا کرد؛ به گونه ای که بعد از گذشت قرنها از ساخت اولین مسجد، این مکان مقدس اصلی ترین پایگاه اسلامی به شمار می رود.
در طول این قرنهای متمادی بر حسب نیازها و ضرورتهایی که در جهان اسلام پیش می آمد، همواره مساجد کارکردهای مختلفی پیدا کرده اند. در زمان جنگ به عنوان پایگاهی برای اعزام نیرو، گاهی مکان سوادآموزی و گاهی محل مداوای مجروحین جنگی بوده اند؛ اما در تمام این مدت، کارکرد عبادی به عنوان اصلی ترین کارکرد مسجد بوده است.
اکنون بعد از گذشت چهار ده قرن از پیدایش این مکان مقدس، در جامعه کنونی ما نیز کارکردهایی برای مسجد وجود دارد که بخشی از آنها در راستای بُعد عبادی مسجد است؛ ولی بعضی دیگر از آنها پدیده های نو ظهوری هستند که در بعض موارد اتفاق جمعی بر اعمال آنها وجود ندارد. این اختلاف باعث شده است که برنامه های نوظهور مساجد از طرف عده ای دور از شأن مسجد و مخل کارکرد اصلی آن ارزیابی شوند؛ در حالی که گروهی دیگر، امور یاد شده را باعث رونق بیش تر مسجد و تقویت کننده برنامه عبادی آن قلمداد می کنند.
نتیجه این اختلاف آن است که در برنامه ریزی و اداره مساجد، دشواریهایی به وجود آید؛ به گونه ای که اکنون در برخی از مساجد، کلیه برنامه های جانبی تعطیل، و تنها به بُعد عبادی مسجد اکتفا شده است.
در این مقاله بر آنیم که هر یک از کارکردهای موجود در مساجد را به صورت مجزا و از دید احادیث بررسی کنیم.
کارکردهای موجود در مساجد
1. کارکرد عبادی
برای بعد عبادی مسجد نمونه های گوناگونی می توان ذکر کرد که استفاده از مساجد در راستای همه آنها از صدر اسلام مرسوم بوده است و تقریبا صحت استفاده از مسجد در موارد یاد شده از متواترات بین مسلمین است.
در این خصوص می توان به موارد زیر اشاره کرد:
أ. نماز جماعت؛
ب. تلاوت قرآن؛
ج. اعتکاف؛
د. خواندن نوافل؛
ه . دعا و مناجات؛
و. تبلیغ و سخنرانی.
2. کارکردهای اجتماعی مساجد
أ. رأی گیری
از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مساجد محل شور و تصمیم گیریهای مهم در سطح اجتماعی بوده اند. به گونه ای که بعد از وفات ایشان نیز، به خاطر مرسوم بودن این گونه امور برای مسجد، در جریان غصب خلافت هم، اصحاب در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله دور هم جمع شدند.
ب. اعلام و اطلاع رسانی
اعلام و اطلاع رسانی در مساجد دو جنبه می تواند داشته باشد:
جنبه اول، آنکه در راستای امور عبادی قرار دارد؛ مانند اذان گفتن که نه تنها مورد تایید است؛ بلکه یکی از سنتها و آداب اسلامی هم به شمار می رود. جنبه دیگر، آنکه برای امور دنیوی مورد استفاده قرار می گیرد، مانند اعلام و اطلاع رسانی ای که برای یافتن اشیای گمشده صورت می گیرد. این کار که امروزه در بعضی از مساجد مرسوم است، ظاهرا مورد تأیید احادیث نمی باشد. از جمله این احادیث می توان به حدیث زیر اشاره کرد:
أشعری در حدیثی مرفوع می گوید: &laquo;أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَی الْمَسْجِدِ یُنْشِدُ ضَالَّةً لَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قُولُوا لَهُ لَا رَدَّ اللَّهُ عَلَیْکَ فَإِنَّهَا لِغَیْرِ هَذَا بُنِیَتْ قَالَ وَ رَفْعُ الصَّوْتِ فِی الْمَسَاجِدِ یُکْرَهُ ...؛
مردی به مسجد آمد و با صدای بلند اعلام کرد که چیزی گم کرده است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به او بگویید: خداوند آن را به تو باز نگرداند؛ چرا که مسجد برای کاری جز این بنا شده است. [همچنین] فرمود: بلند کردن صدا در مساجد ناپسند است... .&raquo;
3. کارکرد نظامی (پایگاه بسیج)
امکان پیدایش این کارکرد، بیش تر در زمان جنگ است و تنها مصداق آن در مساجد امروز ما پایگاههای مقاومت بسیج می باشد. البته تذکر این مطلب به نظر لازم می آید که پایگاههای بسیج، امروزه فعالیتهای گسترده ای دارند و آمادگی دفاعی یکی از برنامه های آنهاست که ما در این بخش از آنها بحث می کنیم و بقیه فعالیتهای فرهنگی این پایگاهها را در ضمن کانونهای فرهنگی مساجد تبیین خواهیم کرد.
با نگاهی به تاریخ خواهیم دید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خطبه های آتشین خود را که برای اعزام مسلمانان به جهاد و مبارزه با کفر و شرک بود، در مساجد ایراد می کردند و حتی آمادگیهای قبل از اعزام هم در مسجد شکل می گرفته است.
بعضی احادیث هم مؤید همین مطلب می باشد، که از آن جمله حدیث زیر است:
حارث بن یزید بکری می گوید: &laquo;قَدِمْتُ الْمَدینَةَ فَدَخَلْتُ الْمَسْجِدَ فَإِذَا هُوَ غَاصٍ بِالنَّاسِ وَ إِذا رَایَات سُودٍ وَ إِذا بِلاَلٌ مُتَقَلِّدُ السَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله قُلْتُ مَا شَأْنُ النَّاسِ قَالُوا یُریِدُ أَنْ یَبْعَثَ عَمْرو بْنَ الْعَاصِ وَجْها؛
به مدینه آمدم و وارد مسجد شدم. در این هنگام [دیدم] مسجد پر از جمعیت است و پرچمهای سیاه رنگ [در جنبش و اهتزازند] و بلال در پیش روی رسول خدا صلی الله علیه و آله شمشیر خود را حمایل کرده است. گفتم: مردم را چه شده است؟ گفتند: [پیامبر صلی الله علیه و آله [ می خواهد عمرو بن عاص را [با لشکر[ به جایی بفرستد.&raquo;
4. کارکرد قضایی (شورای حل اختلاف)
سابقه این کار کرد نیز به عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برمی گردد. در آن دوران امور قضایی، فصل خصومات و محکوم ساختن بزهکاران، همگی در مسجد انجام می شده و این سخن، غیر واقعی نخواهد بود اگر بگوییم: مسجد در آن روزها یک دادگستری به تمام معنا بوده است. پس از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله جانشینان حضرت هم راه ایشان را ادامه دادند و این سنت را به عنوان یک کار کرد مورد اتفاق برای مساجد تا مدتها ماندگار کردند.
از جمله احادیثی که مؤید این امر برای مساجد است، حدیث زیر می باشد:
امام صادق علیه السلام فرمودند: &laquo;بِأَنَّ أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ علیه السلام حَکَمَ فی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ وَ قَضی فیهِ بَیْنَ النّاسِ وَ دَکَّةُ الْقَضاءِ مَعَرُوفَةٌ فیهِ إِلی یَوْمِنا هذا...؛ امیر المؤمنین علیه السلام در مسجد کوفه حکم می کردند و در آن بین مردم قضاوت می نمودند و دکّه قضاء در این مسجد تا به امروز معروف است... .&raquo;
5. کارکرد آموزشی
امروزه با وجود پیشرفتهای پدید آمده در عرصه آموزش و وسایل کمک آموزشی که بیش تر از قبل لزوم انتقال محیطهای آموزشی به بیرون از مساجد را نمایان می کند، هنوز هم کارکرد آموزشی مساجد تعطیل نشده است. حتی در برخی از مساجد سعی شده تا محیط مسجد را با پیشرفتهای پدید آمده در عرصه آموزش همسو کنند. این کار که معمولا در قالب کانونهای فرهنگی در مساجد شکل گرفته، یک نوع بنیاد گرایی در عرصه مساجد به حساب می آید.
در راستای تأیید این برنامه برای مساجد می توان به حدیث زیر اشاره کرد:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: &laquo;مَنْ غَدَا إِلَی الْمَسْجِدِ لَا یُرِیدُ إِلَّا لِیَتَعَلَّمَ خَیْرا أَوْ لِیُعَلِّمَهُ کَانَ لَهُ أَجْرُ مُعْتَمِرٍ تَامَّ الْعُمْرَةِ وَ مَنْ رَاحَ إِلَی الْمَسْجِدِ لَا یُرِیدُ إِلَّا لِیَتَعَلَّمَ خَیْرا أَوْ لِیُعَلِّمَهُ فَلَهُ أَجْرُ حَاجٍّ تَامَّ الْحِجَّةِ؛
هر کس بامدادان به مسجد برود و هدفی جز این نداشته باشد که کار خوبی را یاد بگیرد یا به دیگری یاد بدهد، اجر به جای آورنده عمره کامل را دارد و کسی که در شب به مسجد برود و هدفی جز این نداشته باشد که کار خوبی را فرا گیرد یا به دیگری آموزد، پاداش یک حج کامل برای اوست.&raquo;
6. کارکردهای خاص
الف. برگزاری مجلس ترحیم
یکی از پر رونق ترین کارکردهایی که امروزه مساجد پیدا کرده است، برگزاری مجالس ترحیم در آنهاست. متأسفانه حدیثی که مستقیما به رد و یا تأیید این کار پرداخته باشد، پیدا نکردیم.
اما برای اینکه ابعاد این عملکرد را بهتر بشناسیم، لازم است به تذکر چند نکته بپردازیم:
- از سویی این گونه مجالس معمولاً در مساجدی که در مرکز شهر و یا در مسیرهای اصلی رفت و آمد قرار دارند، برگزار می شوند و از سوی دیگر دفعات برگزاری این مجالس در طول سال زیاد است. این دو عامل در کنار هم باعث می شوند که جلوه غالب مساجد در نظر مردم، جلوه ای مرکب از ماتم، گریه، درد و غم باشد.
ـ از آنجایی که امروزه فرستادن حسنه برای مردگان به مجالس بزرگ داشت اموات تبدیل شده است، در معمول شهرها مساجدی که طبقه مرفه برای مجالس ختمشان استفاده می کنند با مساجدی که طبقه ضعیف مورد استفاده قرار می دهند، فرق می کنند. به عبارت دیگر، پولی که برای برگزاری این گونه مجالس پرداخت می شود، در این دو نوع مسجد فرق دارد.
این پدیده حداقل سه ضرر دارد:
اول اینکه ماهیت مسجد، یک ماهیت اجتماعی و عمومی است که بر اساس آموزه های دینی ملاک ارزش گذاری در آنها تقوی است نه ثروت، و این گونه طبقاتی کردن مساجد که مرکز حرکت توحیدی است، باعث لطمه خوردن به اصل دین و باورهای اسلامی می شود.
دوم اینکه مساجد نباید به فرصتی برای خود نمایی و فخر فروشی افراد تبدیل شود. این در حالی است که ماشینهای پارک شده در جلوی مسجد نشانگر ارج و رتبه مرده به حساب می آید.
و نکته آخر اینکه طبقه بندی مساجد که در اثر برگزاری این گونه مجالس پدید می آید، بعضا بین اهالی مساجد هم کشیده می شود؛ به گونه ای که اهالی مسجدی بر مسجد دیگر به خاطر اعتبار مسجدشان فخر فروشی می کنند.
برای دور کردن مساجد از فعالیتهای غم آلود روایاتی داریم از جمله نهی از نماز میّت در مسجد یا پرهیز از حضور در مسجد برای کسانی که بیماریهای نفرت آور دارند، می توان این گونه نیز پیشنهاد کرد که واقفین جدید شرط کنند که کسی جلسه ماتم در مسجد نگیرد.
ب. کمک به مستمندان
دستور الهی کمک و انفاق به مستمندان از طرفی و وجود اجتماع مؤمنین در مساجد از طرف دیگر باعث شده است که افراد تهیدست برای درخواست کمک به مساجد روی آورند. پیدایش این پدیده مشکلاتی را هم با خود به همراه آورده است که از آن جمله است:
ـ عدم سازگاری تکدی گری با کرامت افراد مستمند؛
ـ نا زیبا ساختن جلوه مساجد؛
ـ پیدا شدن فرصت سوء استفاده برای عده ای از فرصت طلبان همراه با رواج پیدا کردن چنین کارکردی برای مساجد.
در بعضی از مساجد در راستای حل مشکلات این پدیده، برای مساجد کار کرد تازه ای تعریف کرده اند و آن نظام مند کردن کمکها در قالب صندوقهای قرض الحسنه است که از طریق آن، هم آبروی افراد مستمند حفظ می شود و هم مسیر سوء استفاده افراد سود جو بسته می شود.
این صندوقها می تواند در کنار پرداخت وام، با گردآوری کمکهای بلا عوض اهل مسجد و زکات آنها، افراد تهیدستی را که در محله های اطراف قرار دارند، تحت پوشش خود قرار دهد.
ج. محلی برای استراحت و خواب
منظره افرادی که گوشه و کنار مسجد دراز می کشند و اقدام به استراحت و بعضا خوابیدن می کنند، چیزی نیست که برای خیلی از ما غریب و نا آشنا باشد. این قبیل صحنه ها در بعضی از مساجد به قدری زیاد دیده می شود که گویی یکی از کارکردهای آن مساجد همین امور است. صحنه های این چنینی بیش تر در مساجدی که در پایانه های مسافربری، بازارها و مناطق توریستی قرار دارد، دیده می شود.
این پدیده بیش تر در بین افرادی رایج است که یا در آن شهر غریب هستند و یا تا دیر وقت قرار نیست به خانه برگردند. علت ظهور این پدیده غالبا این است که اکثر مساجد، برنامه ای غیر از برگزاری نماز جماعت در طول روز ندارند. همین مسئله عامل تبدیل شدن مساجد ـ که باید قلب تپنده شهرها باشند ـ به محیطی آرام و خلوت در طول روز است. با بررسی احادیث مسجد، متوجه وجود سابقه تاریخی برای این پدیده شدیم. برخوردی که معصومین علیهم السلام با این پدیده انجام داده بودند، هم آموزنده است و هم جالب. از جمله این احادیث می توان به مورد زیر اشاره کرد:
به روایت ابو حمزه ثمالی امام باقر علیه السلام فرمودند: &laquo;إِنَّ رَجُلاً کَانَ مِنْ أَهْلِ الْیَمَامَةِ یُقَالُ لَهُ جُوَیْبِرٌ أَتَی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مُنْتَجِعا لِلاْءِسْلَامِ فَأَسْلَمَ وَ حَسُنَ إِسْلَامُهُ وَ کَانَ رَجُلاً قَصِیرا دَمِیما مُحْتَاجا عَارِیا وَ کَانَ مِنْ قِبَاحِ السُّودَانِ فَضَمَّهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِحَالِ غُرْبَتِهِ وَ عَرَاهُ وَ کَانَ یُجْرِی عَلَیْهِ طَعَامَهُ صَاعا مِنْ تَمْرٍ بِالصَّاعِ الاْءَوَّلِ وَ کَسَاهُ شَمْلَتَیْنِ وَ أَمَرَهُ أَنْ یَلْزَمَ الْمَسْجِدَ وَ یَرْقُدَ فِیهِ بِاللَّیْلِ فَمَکَثَ بِذَلِکَ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّی کَثُرَ الْغُرَبَاءُ مِمَّنْ یَدْخُلُ فِی الاْءِسْلَامِ مِنْ أَهْلِ الْحَاجَةِ بِالْمَدِینَةِ وَ ضَاقَ بِهِمُ الْمَسْجِدُ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله أَنْ طَهِّرْ مَسْجِدَکَ وَ أَخْرِجْ مِنَ الْمَسْجِدِ مَنْ یَرْقُدُ فِیهِ بِاللَّیْلِ وَ مُرْ بِسَدِّ أَبْوَابِ مَنْ کَانَ لَهُ فِی مَسْجِدِکَ بَابٌ إِلَّا بَابَ عَلِیٍّ علیه السلام وَ مَسْکَنَ فَاطِمَةَ علیهاالسلام وَ لَا یَمُرَّنَّ فِیهِ جُنُبٌ وَ لَا یَرْقُدْ فِیهِ غَرِیب... مردی بود از اهل یمامه به نام جویبر که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد تا از اسلام بهره ای بگیرد. [جویبر] اسلام آورد و مسلمان خوبی شد و چون مردی کوتاه قد، بی چیز، نیازمند، برهنه و سیه چرده ای زشت رو بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به خاطر غربت و برهنگی اش به همراه خود برد و یک پیمانه غذا با ظرفی خرما به او داد و دو ردا بر او پوشانید و او را امر نمود که در مسجد بماند و شب در آنجا بخوابد. وی به خواست خدا مدتی در مسجد ماند تا اینکه غریبان نیازمندی که به اسلام می گرویدند، در شهر مدینه زیاد شدند و دیگر مسجد برایشان تنگ شد. آن گاه خدای عزوجل به پیامبرش صلی الله علیه و آله وحی نمود که مسجدت را پاکیزه کن و کسانی را که شب در مسجد می خوابند از آن بیرون کن و فرمان به بستن درهای [خانه های] کسانی بده که در مسجد تو دری دارند به جز در [خانه[ علی و فاطمه علیهماالسلام ، و هیچ جنبی از آن نگذرد و غریبی در آن نخوابد... .&raquo;
د. استفاده عمومی از سرویس بهداشتی مساجد
کمبود سرویسهای بهداشتی عمومی در اکثر شهرهای ایران به خصوص مناطق محروم، باعث شده است که سرویسهای بهداشتی مساجد مورد استفاده عمومی قرار گیرد. این امر درباره مساجدی که در مراکز پر رفت و آمد قرار دارند، بیش تر نمایان است.
در این میان متولیان برخی از مساجد اقدام به بستن در سرویسهای بهداشتی در غیر اوقات نماز کرده اند. این عامل باعث شده است که افرادی که بعد از برگزاری نماز جماعت به مسجد می آیند نتوانند از این امکانات مسجد استفاده کنند. و بعضی دیگر از مساجد به علت بالا بودن هزینه های رسیدگی به اماکن، آنها را رها کرده اند؛ به گونه ای که سرویسهای بهداشتی این مساجد وضع فجیعی پیدا کرده اند. و چهره زشت و زننده آن بر دیگر کارکردهای مسجد تأثیر گذاشته است. در اینجا دو سؤال مطرح است که باید بررسی شود: اولین مسئله اصل ساختن این سرویسهای بهداشتی در کنار مساجد است که آیا درست است یا نه؟ و دومین مسئله استفاده از این سرویسها به صورت عمومی است؛ یعنی بدون داشتن قصد طهارت و نماز خواندن در آن مسجد، آیا استفاده صحیح است یا نه؟
در جواب بخش اول می توان به حدیث زیر اشاره کرد:
محمد بن مسلم به روایت از امام باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام گفت: &laquo;وَ أَمَّا جَعْلُ الْمَطاهِرِ أَیْ مَحَلِّ تَطْهیرِ الْحَدَثِ وَ الْخَبَثِ عَلی اَبْوابِها فَقَدْ ذَکَرَ الاَْصْحابُ اِسْتِحْبابَهُ...؛ استحباب قرار دادن محلهای تطهیر را بر در ورودی مساجد، اصحاب ذکر کرده اند... .&raquo;
استحباب ساخت سرویس بهداشتی در ورودی مساجد به خوبی از این حدیث استفاده می شود؛ ولی برای مشخص شدن اینکه آیا افرادی غیر از نماز گزاران هم می توانند از این سرویسها استفاده کنند یا نه، باید به سراغ احادیث دیگر برویم.
علی بن ابراهیم روایت می کند که: &laquo;خَرَجَ أَبُو حَنِیفَةَ مِنْ عِنْدِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی علیهماالسلام قَائِمٌ وَ هُوَ غُلَامٌ فَقَالَ لَهُ أَبُو حَنِیفَةَ یَا غُلَامُ أَیْنَ یَضَعُ الْغَرِیبُ بِبَلَدِکُمْ فَقَالَ اجْتَنِبْ أَفْنِیَةَ الْمَسَاجِدِ وَ شُطُوطَ الاْءَنْهَارِ وَ مَسَاقِطَ الثِّمَارِ وَ مَنَازِلَ النُّزَّالِ وَ لَا تَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ...؛
ابو حنیفه از نزد امام صادق علیه السلام خارج شد؛ در حالی که امام موسی کاظم علیه السلام کودکی بود بر جای ایستاده. ابو حنیفه به او گفت: ای کودک! در شهر شما فرد غریب کجا قضای حاجت به جا می آورد؟ گفت: [از قضای حاجت] در حیاط مسجدها و کنار جویهای آب و زیر درختان میوه دار و محل اطراق مسافران دوری کن و نیز رو به قبله مباش... !&raquo;
ظاهر حدیث این مسئله را بیان می کند که حضرت استفاده از سرویس بهداشتی مسجد را برای ابو حنیفه که فقط قصد تخلی داشت، جایز ندانسته است. از آنجا که در دوران قدیم، محلهای تخلّی به صورت چاله هایی در گوشه حیاط بوده، به نظر می رسد منظور حضرت از حیاط مسجد همان سرویسهای بهداشتی آن زمان بوده است.
ه . پناهگاه در موارد ضروری
از جمله کارکردهایی که مساجد بعضا پیدا می کنند، مورد استفاده قرار گرفتن به عنوان پناهگاه و محل اسکان افراد بی سرپناه در موقعیتهای اضطراری است، مانند اسکان آسیب دیدگان از زلزله، سیل و دیگر بلایای طبیعی. آیا به کارگیری مساجد در راستای این امر صحیح است؟
امام صادق علیه السلام از پدرشان نقل کرده اند که فرمود: &laquo;إِنَّ الزَّلازِلَ وَ الْکُسُوفَیْنِ وَ الرِّیَاحَ الْهَائِلَةَ مِنْ عَلَامَاتِ السَّاعَةِ فَإِذَا رَأَیْتُمْ شَیْئا مِنْ ذَلِکَ فَتَذَکَّرُوا قِیَامَ الْقِیَامَةِ وَ افْزَعُوا إِلَی مَسَاجِدِکُمْ؛
به تحقیق که زلزله ها و خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی و بادهای ترسناک همه از علائم روز قیامت هستند. پس هرگاه یکی از اینها را دیدید، روز قیامت را به یاد آورید و به مسجدهایتان پناه ببرید.&raquo;
و. سفره خانه برای مراسم ویژه
پذیرایی با غذا که بر حسب موضوع آن، خیرات یا ولیمه نامیده می شود، یکی از آداب اسلامی به شمار می رود. برگزاری این سنتهای حسنه یکی از کارکردهایی است که امروزه مساجد پیدا کرده اند. این پذیرایی یا به خاطر مناسبتهای مذهبی است و یا به خاطر خیراتی است که افراد برای امواتشان در نظر می گیرند. به همین منظور در بعضی از مساجد در کنار شبستان اصلی، سالنی برای پذیرایی از میهمانان ساخته می شود؛ اما در بسیاری از مساجد برای پذیرایی همان شبستان اصلی مورد استفاده قرار می گیرد. برای پی بردن به صحت این عمل، توجه شما را به دو حدیث زیر جلب می کنیم:
امام صادق علیه السلام از پدرش علیه السلام نقل کرده که: &laquo; أَنَّ الْمَسَاکِینَ کَانُوا یَبِیتُونَ فِی الْمَسْجِدِ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَأَفْطَرَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مَعَ الْمَسَاکِینِ الَّذِینَ فِی الْمَسْجِدِ ذَاتَ لَیْلَةٍ عِنْدَ الْمِنْبَرِ فِی بُرْمَةٍ...؛
مساکین در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد بیتوته می کردند و یک شب پیامبر صلی الله علیه و آله با فقرایی که در مسجد بودند، نزدیک منبر در ظرفی غذا تناول فرمود... .&raquo;
&laquo;أَوْلَمَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی علیه السلام عَلَی بَعْضِ وُلْدِهِ فَأَطْعَمَ أَهْلَ الْمَدِینَةِ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ الْفَالُوذَجَاتِ فِی الْجِفَانِ فِی الْمَسَاجِدِ وَ الاْءَزِقَّةِ...؛
امام موسی کاظم علیه السلام برای یکی از فرزندانش ولیمه داد و اهالی مدینه را به مدت سه روز در مسجد و بازارها با فالوده اطعام کرد... .&raquo;
همان طور که در این دو حدیث آمده است، پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام از مسجد برای پذیرایی شان استفاده کرده اند؛ ولی نکته حائز اهمیت این است که آن حضرات از اهالی مسجد پذیرایی می کردند، نه اینکه میهمانان خود را به داخل مسجد دعوت کنند و احتمالا منتظر شوند که نمازگزاران از مسجد بیرون روند و بعد پذیرایی از میهمانان را آغاز کنند.
ح. خرید و فروش در مسجد (نمایشگاه محصولات فرهنگی)
یکی دیگر از فعالیتهایی که امروزه در مساجد انجام می شود، تشکیل غرفه هایی برای فروش کالاهای فرهنگی است.
ابوذر می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود: &laquo;یَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ أَجَابَ دَاعِیَ اللَّهِ وَ أَحْسَنَ عِمَارَةَ مَسَاجِدِ اللَّهِ کَانَ ثَوَابُهُ مِنَ اللَّهِ الْجَنَّةَ فَقُلْتُ بِأَبِی وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَیْفَ یُعْمَرُ مَسَاجِدُ اللَّهِ قَالَ لَا تُرْفَعُ فِیهَا الاْءَصْوَاتُ وَ لَا یُخَاضُ فِیهَا بِالْبَاطِلِ وَ لَا یُشْتَرَی فِیهَا وَ لَا یُبَاع...؛
ای اباذر! هرکسی که دعوت کننده الهی را اجابت و مساجد خدا را به نیکی آباد کند، پاداش او از جانب خداوند بهشت است. گفتم: پدر و مادرم به فدایت! ای رسول خدا! چگونه مساجد خدا آباد می شود؟ فرمود: در آنها صدا بلند کرده نشود و در آنها مشغول امور باطل نشوند و در آنها خرید فروش نشود... .&raquo;
نتیجه بحث
با بررسی مجموع احادیثی که پیرامون مسجد وارد شده مطالب روشنی بیان گردیده دست لیکن در برخی از موارد، احساس می شود که این احادیث با هم تعارض دارند؛ مثلا در بعضی از احادیث می خوانیم که با اسحله وارد مسجد نشوید؛ در حالی که در حدیثی دیگر می خوانیم وقتی با اسلحه وارد مسجد می شوید، سر تیرهایتان را با دست بگیرید تا لباس کسی را پاره نکند.
باز در مورد شعر خواندن در مسجد، احادیثی داریم که نهی از این کار می کنند؛ در حالی که برخی دیگر از احادیث آن را کاملا تأیید می نمایند.
به نظر می رسد در تمام موارد یاد شده، مورد نهی به خود عمل باز نمی گردد؛ بلکه شرایطی که در اثر انجام آنها پدید می آید، باعث این نهی ها می شود؛ مثلا در حدیثی که در مورد خوابیدن در مسجد نقل شد، پیامبر صلی الله علیه و آله ابتدای امر به آن مرد فقیر اجازه خوابیدن در مسجد را داد؛ ولی بعد از اینکه به مرور زمان تعداد این افراد زیاد شد و طبیعتا جلوه مسجد که محل عبادت است، زشت گردید، پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد دیگر در مسجد کسی نخوابد.
پس همیشه این خود عمل نیست که باعث نهی از انجام آن می شود، بلکه از آنجایی که مسجد به عنوان اصلی ترین مرکز اسلامی، شأن و رتبه ای خاص دارد، در صورتی که اعمال ما جلوه مسجد را مخدوش سازد، از آن نهی می شود.
امام صادق علیه السلام فرمودند: &laquo;إِذَا بَلَغْتَ بَابَ الْمَسْجِدِ فَاعْلَمْ أَنَّکَ قَصَدْتَ بَابَ بَیْتِ بعد از هجرت پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله به شهر مدینه، مسجد نقش کلیدی در جامعه اسلامی پیدا کرد؛ به گونه ای که بعد از گذشت قرنها از ساخت اولین مسجد، این مکان مقدس اصلی ترین پایگاه اسلامی به شمار می رود
مَلِکٍ عَظِیمٍ لَا یَطَأُ بِسَاطَهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ وَ لَا یُؤْذَنُ بِمُجَالَسَةِ مَجْلِسِهِ إِلَّا الصِّدِّیقُونَ وَ هَبِ الْقُدُومَ إِلَی بِسَاطِ خِدْمَةِ الْمَلِکِ فَإِنَّکَ عَلَی خَطَرٍ عَظِیمٍ إِنْ غَفَلْتَ هَیْبَةَ الْمَلِکِ...؛ هنگامی که به در مسجد رسیدی، بدان که به خانه پادشاهی بزرگ رفته ای که جز پاکان هیچ کس نمی تواند پا در آن بگذارد و جز راستگویان کسی اجازه حضور در آن ندارد. خود را آماده خدمت به آن پادشاه کن و اگر از هیبت پادشاه غفلت کنی، با خطر بزرگ روبه رو خواهی شد... .&raquo;
در این حدیث با سه کلمه کلیدی مواجه هستیم: خانه پادشاه، و منظور از آن این است که مسجد در جلوی چشمت ابهت داشته باشد؛ آماده خدمت، و منظور از این کلمه این است که کاری که قصد انجام آن را داری، در راستای اهداف الهی باشد؛ حرمت خدا منظور از این کلمه این است که سعی در جهت جلب رضایت خدا داشته باشی.
پس بنا به این حدیث می توان گفت: وقتی یک نفر به سمت مسجد می رود، باید روح حاکم بر اعمالش این سه باشد؛ یعنی عملش باعث شکستن ابهّت مسجد نشود و در راستای اهداف الهی و برای رضایت خدا باشد.
و حداقل این سه ویژگی، در کارهایی که در مسجد انجام می شود شرط است.
&nbsp;
منبع: hawzah.net]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>راهكارهای ایجاد حضور قلب در نماز</title>
<link>https://namazshab.loxblog.com/راهكارهای-ایجاد-حضور-قلب-در-نماز</link>
<guid>https://namazshab.loxblog.com/راهكارهای-ایجاد-حضور-قلب-در-نماز</guid>

<description><![CDATA[

یکی از راه هایی که برای درمان این مشکل وجود دارد، تفکر و تأمل دربارۀ فایده های توجه و حضور قلب در نماز، و ضررهای ناشی از غفلت و بی توجهی در نماز است؛ چرا که اگر انسان باور کند انجام کاری برایش مفید است و ترک آن موجب ضررهای بزرگ و فراوانی برای وی خواهد شد، آنگاه به طور جدی در صدد انجام آن بر می آید و به آن اهتمام می ورزد. واقعیت این است که ما به فایده های اهتمام به نماز و ضررهای ناشی از عدم توجه به آن &laquo;باور&raquo; و &laquo;ایمان&raquo; نداریم.
راه های ایجاد حضور قلب در نماز
یکی از راه هایی که برای درمان این مشکل وجود دارد، تفکر و تأمل دربارۀ فایده های توجه و حضور قلب در نماز، و ضررهای ناشی از غفلت و بی توجهی در نماز است؛ چرا که اگر انسان باور کند انجام کاری برایش مفید است و ترک آن موجب ضررهای بزرگ و فراوانی برای وی خواهد شد، آنگاه به طور جدی در صدد انجام آن بر می آید و به آن اهتمام می ورزد. واقعیت این است که ما به فایده های اهتمام به نماز و ضررهای ناشی از عدم توجه به آن &laquo;باور&raquo; و &laquo;ایمان&raquo; نداریم.
با توجه به محدودیت ذهن، با تشبیه به معامله های دنیایی، این مطلب تا حدّی برای ما روشن می شود. فرض کنید شخص تاجری با سرمایه معیّنی می تواند یکی از دو معامله را انجام دهد. برای مثال سود یک معامله، یک میلیون تومان خواهد بود و در معامله دیگر یک میلیارد تومان سود خواهد برد. اگر او معاملۀ با یک میلیون تومان سود را انتخاب کند، چه ضرر بزرگی به خود زده و بعدها چقدر حسرت خواهد خورد؟ البته تفاوت نمازِ با توجه با نمازِ بی توجه، از عدد و رقم و محاسبه بیرون است؛ اما اگر به فرض بخواهیم با عدد و رقم بیان کنیم، مثل این است که ما می توانیم در مقابل پنج دقیقه نماز، صد میلیارد تومان به دست آوریم، ولی به صد تومان قانع می شویم! آیا خسارتی بالاتر از این می شود؟ یا مثل این است که می توانیم در مقابل یک نماز پنج دقیقه ای، مرواریدی با صدها میلیون تومان قیمت را به کف آوریم، اما دلمان را به یک تکه شیشۀ کاملاً بی ارزش خوش می کنیم! اکنون که می خواهیم &laquo;الله اکبر&raquo; بگوییم، هر دو راه برایمان باز است و ما هر روز و روزی چند بار با اختیار خود، نمازمان را با شیشه و پول سیاهِ بی ارزشی عوض می کنیم!
اگر قبل از نماز به این بیاندیشیم که عوضِ نماز ما می تواند برلیانی باشد که تمام جواهر فروش های دنیا از تعیین قیمت آن عاجزند، شاید کمی به خود آییم و نمازمان را ارزان نفروشیم! اگر به ارزش واقعی نماز خود آگاه شویم، آنگاه در هنگام نماز اختیار دل خود را به دست می گیریم و اجازه نخواهیم داد به هر سمت و سویی پرواز کند. اگر فعلاً نمی توانیم در همه اجزای نماز این کار را بکنیم &ndash; که قطعاً چنین چیزی در ابتدای کار برایمان میسّر نخواهد بود &ndash; دست کم تصمیم بگیریم در نماز امروزمان فقط یک ذکر را با حضور قلب و توجه کامل بگوییم!
ما اکنون متوجه نیستیم که هر روز چه ضرر هنگفتی از ناحیه نمازهای بی توجه خود متحمل می شویم، اما روزی قطعاً به این مساله پی خواهیم برد. آن روز انگشت تأسف به دندان خواهیم گزید و آه حسرت سر خواهیم داد. روزی که قرآن آن را &laquo;یوم الحسرت&raquo; نامیده است:
وَ أَنذِرهُم یَومَ الحَسرَۀِ ؛&nbsp;و آنان را از روز حسرت بیم ده.
آری، عذاب حسرت از عذاب جهنم کشنده تر است!
در هر حال، یکی از راههایی که می تواند به ما کمک کند تا حضور قلب بیشتری در نماز داشته باشیم، این است که پیش از نماز دقایقی را درباره فایده های نمازِ باحال و باتوجه و پی آمدها و ضررهای نمازِ بی توجه بیندیشیم.
&nbsp;&nbsp;احتمال بودن آخرین نماز
از دیگر چیزهایی که می تواند به حضور قلبِ بیشترِ ما در نماز کمک کند و در روایات هم به آن اشاره شده، توجه به این نکته است که احتمال دارد این نماز، آخرین نمازی باشد که می خوانیم. پیامبر اکرم (ص) در روایتی، ضمن نصیحت هایی که به یکی از اصحاب به نام &laquo;ابو ایوب خالد بن زید&raquo;، فرمودند: وَ صَلِّ صَلاۀَ مُوَدِّعٍ؛&nbsp;یعنی به هنگام نماز طوری نماز بخوان که گویا این آخرین نمازی است که می خوانی؛ نماز خداحافظی توست.
به راستی از کجا معلوم که پس از این نماز، آنقدر زنده بمانیم که به نماز دیگری هم برسیم؟! ما وقتی وارد نماز می شویم، حتی نمی توانیم یقین داشته باشیم که همین نماز را به پایان خواهیم برد، تا چه رسد به این که بخواهیم به نمازهای دیگر امید داشته باشیم. اگر انسان فکر کند فرصت من به اندازه همین یک نماز است و به محض اینکه &laquo;السلام علیکم و رحمت الله و برکاته&raquo; را بگویم، حضرت عزرائیل در این جا حاضر است و مرا قبض روح خواهد کرد، قطعاً طور دیگری نماز خواهد خواند! اگر بداند واقعاً این آخرین نماز اوست، آن نماز را با حالت توبه و انابه و تضرع به درگاه خداوند به جا خواهد آورد. در هر نمازی چنین احتمالی هست که واقعاً آخرین نماز ما باشد. پس شایسته است در آن نماز رو به خدا کنیم و آن را نماز توبه و استغفار و استغاثه قرار دهیم.
اگر انسان چند دقیقه پیش از نماز بنشیند و به خود تلقین کند که شاید آخرین نماز من باشد، این انگیزه در او ایجاد می شود که حواس خود را بیشتر جمع نماید. برای مثال، اگر بخواهید به سفر بروید و سفرتان هم طولانی و خطرناک باشد، چه می کنید و چگونه اهل خانه و دوستان و بستگانتان را وداع می گویید؟ ما که توفیق درک آن زمان را نداشتیم ولی نقل می کنند در طول هشت سال دفاع مقدس، این منظره زیاد دیده می شد. وداع ها و خداحافظی های کسانی که به جبهه می رفتند، با مسافرت های دیگر به کلی متفاوت بود. در این خداحافظی ها، پدر و مادر طور دیگری فرزندشان را در آغوش می کشیدند. همچنین وداع رزمندگان در شبهای عملیات، حال و هوای بسیار عجیبی داشت و فضایی دیگر بر آن حاکم بود. این همه از آن جهت بود که امید بازگشت و دیداری دوباره بسیار کم بود. اگر انسان در نمازهای خود نیز چنین احساسی داشته باشد، حال و هوای نمازهایش به کلی متفاوت خواهد شد. اگر انسان این احساس را داشته باشد که این آخرین باری است که با خدا حرف می زند و آخرین مرتبه ای است که در پیشگاه الهی سر به سجده می گذارد، قطعاً طور دیگری نماز خواهد خواند؛ نمازی وداع گونه با چشمانی اشک بار و صفایی ملکوتی، همچون وداع رزمندگان در شبهای عملیات. اگر اینگونه شود، انسان می کوشد بیشترین و بهترین بهره را از این نماز بگیرد. در هر حال، این هم راه دومی است که انسان می تواند به وسیلۀ آن توجه و حال حضورش را در نماز افزایش دهد.
رعايت تقوا و دوري از گناه
&laquo;تقوا&raquo;، و &laquo;نماز&raquo; بر يكديگر تأثير متقابل دارند هر چقدر خويشتنداري و در نظر داشتن خداوند و مراقبت و پاييدن نفس، بيشتر شود،نماز از كيفيت بيشتري برخوردار مي&zwnj;شود &laquo;&hellip;هدي للمتقين الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و هر چقدر نماز با كيفيت بهتري اقامه شود، بر تقواي نماز گزار افزوده مي&zwnj;شود&hellip;&raquo;.
در قرآن كريم مي&zwnj;خوانيم:&laquo;و ان اقيمو الصلوة و اتقوه و هو الذي اليه تحشرون&raquo; كه دستور به اقامه نماز در كنار دستور به تقوا قرار گرفته است و اين از ارتباط تنگاتنگ تقوا و نماز، خبر مي&zwnj;دهد و در جاي ديگر &laquo;فخلف من بعد هم خلف اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات&hellip;4؛مي&zwnj;بينيم كه بي&zwnj;تقوايي و پيروي از شهوات، در كنار اضاعه نماز قرار گرفته است&raquo;.
قرآن صريحاً مي&zwnj;فرمايد:&laquo;ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر؛نماز از ارتكاب زشتي&zwnj;ها و منكرات باز مي&zwnj;دارد&hellip;&raquo;5قلبي كه جايگاه شيطان باشد، نمي&zwnj;تواند با خدا رابطه درستي برقرار كند.بايد تلاش كنيم از گناه،به معناي وسيع كلمه،گناه در فكر، اخلاق و در عمل دوري كنيم.
عمل صالح
عمل صالح و نماز، نيز بر يكديگر تأثير متقابل دارند، هر چقدر عمل صالح، بيشتر شود، كيفيت نماز بالاتر مي&zwnj;رود و هر چقدر نماز با حضور قلب بيشتري خوانده شود، توفيق عمل صالح فزوني مي&zwnj;يابد.
نماز، آئينه رفتارهاي روزانه ما و پرونده عمل ماست.وقتي روزمان را خوب سپري كنيم،نماز خوبي نصيبمان مي&zwnj;شود.آيات 19 تا 34 سوره معارج،اين ارتباط تنگاتنگ و متقابل را به خوبي نشان مي&zwnj;دهد:بي&zwnj;گمان انسان، بي&zwnj;شكيب آفريده شده است.چون گزندي به او رسد، بي&zwnj;تاب است و چون نيكي بدو رسد بازدارنده است.جز نماگزاران، آنان كه بر نمازهايشان پي&zwnj;گيري دارند و آنان كه در دارايي&zwnj;هايشان،حقي معين براي سائل و محروم است و&hellip; آنان كه بر نماز خويش محافظت دارند.مي&zwnj;بينيم در اين آيه شريفه كه از نماز شروع كرده و به نماز ختم نموده و نشان مي دهد كه چگونه نماز خواندن،انسان را مي&zwnj;سازد و چگونه انسان ساخته شده، بر نماز مراقبت دارد.
رعايت احكام نماز و رعايت صحت ظاهري نماز
هر يك از مراحل نماز و هر يك از قوانين و آداب نماز، از رمزي برخوردار است و نكته&zwnj;اي در خود دارد كه رعايت كامل احكام نماز، اعم از مقدمات و شرايط نماز، در فراهم آمدن حدود نماز مؤثّر است.همانطور كه براي فراهم آمدن يك طعام مناسب،هم مواد آن طعام بايد خوب و مناسب باشد و هم ظاهر آن طعام بايد خوب و زيبا باشد و هر يك از اين دو، يعني مواد و محتواي غذا و ظاهر تزئين غذا،لطمه ببيند،بر كيفيت مطلوب غذا، تأثير منفي مي&zwnj;گذارد.
در نماز هم،بايد باطن و حضور قلب نماز و ظاهر و رعايت آداب ظاهري نماز،رعايت شود تا بهترين نتيجه كسب شود.فراهم آوردن عوامل تمركز حواس و دور كردن عوامل بر هم زننده تمركز حواس؛هر آنچه كه كمك مي&zwnj;كند بتوانيم حواس و ذهن را بر آنچه در نماز مي&zwnj;گوئيم متمركز كنيم،بايد مورد توجه قرار گيرد.
مثلاً:
الف) وضوي شاداب با آب خنك كه كسالت را از بين مي&zwnj;برد و چرت و خواب را زائل مي&zwnj;سازد.
ب) رو كردن به قبله.
ج) گفتن اذان و اقامه براي ايجاد تمركز و در نظر آوردن عظمت مخاطب قبل از شروع نماز.
د) انتخاب مكاني خلوت و اختصاصي براي نماز.
ه) حفظ طمأنينه و آرامش در نماز و پرهيز از شتاب و عجله.
و) صاف و بي&zwnj;حركت ايستادن در نماز.
ز) قرائت بلند اذكار نماز، جز در موارد خاص.
و هر عاملي كه ممكن است تمركز حواس ما را بر هم بزند، بايد كنار گذاشته شود مثلاً:
الف) نماز خواندن با شكم پر يا شكم كاملاً گرسنه.
ب) نماز خواندن در حال نياز به اجابت مزاج.
ج) نماز خواندن در برابر آينه،محل عبور و مرور جاي شلوغ و مانند آن.
د) بازي نكردن با سر و دست و ريش و مانند آن.
و) چشم گردانيدن در نماز و رو گردانيدن از قبله.
ه) انجام كارهايي خارج از نماز، در حين نماز مانند علامت دادن، باز و بسته كردن دگمه&zwnj;ها و تعويض لباس، پاسخ دادن به تلفن و مانند آن.
ز) پوشيدن لباس تنگ.
اقامه نماز در اول وقت
&laquo;ان الصلوة كانت علي المؤمنين كتاباً موقوتا؛نماز ،واجبي حتمي و تعيين شده و داراي اوقات مشخص است&raquo;.و در روايات در اهميت نماز اول وقت و مراقبت بر اوقات نماز بسيار است از جمله &laquo;عليكم بالصلوة في اول وقتها&raquo; كه از امام رضا(ع) وارد شده است.
پرداخت&zwnj;هاي واجب و مستحبي مالي
در قرآن كريم 70 بار اقامه نماز مطرح شده و 35 بار در كنار اقامه نماز،ايتاء زكات، مطرح گشته است. در حقيقت بدون پرداخت حقوق جامعه و بدون دلسوزي براي مردم،انتظار رابطه فردي ايده آل با پرودگار كه حامي حقيقي مردم جامعه است، انتظاري نابجاست.بخشي از پرداخت&zwnj;هاي يك مسلمان، واجب است .كه اگر اين پرداخت&zwnj;ها انجام نشده باشد او بدهكار محسوب مي شود و نمازش مقبول نخواهد بود و بخشي از پرداخت&zwnj;ها مستحب است كه سبب تسريع و تقويت رابطه انسان با پروردگارش مي&zwnj;شود.
&nbsp;
منبع:
abdx313.blogfa.com/post-28.aspx&nbsp;&nbsp;
http://kariminasab.blogfa.com/post/2۲]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:36:36 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

